بزرگ کردن کوچک کردن اندازه اولیه

فراخوان


خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

پیامک


ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


كـاوه تيموري


زنده است آنكه عشق مي ورزد
دل و جانش بـه عشق مي ارزد

هُنربانِ هنر خوشنويسي
رشد و بالندگي هنر خوشنويسي علاوه بر كوشش و تلاش خستگي ناپذير خوشنويسان و شب زنده‌داري ها و گذراندن نور به نور آنها، از غروب آفتاب تا دميدن سپيده صبح، مرهون عشق و تلاش شماري از دوستداران اين هنر شريف و ارجمند است كه خود كمتر از خوشنويسان، براي اعتلاي خوشنويسي، از خود مجاهدت بخرج نداده و متحمل رياضت نشده اند. اين افراد كساني هستند كه با ايجاد زمينه ها و بسترهاي لازم موجبات دلگرمي و ارتقاء انگيزه را براي خوشنويسان هنرمند بوجود آورده و از اين رهگذر وظيفه و دِينِ خود را به فرهنگ و هنر ادا كرده اند. بي مناسبت نيست كه اين فرهنگ وران جليل القدر را هنربانان فن شريف خوشنويسي بدانيم و جايگاه و منزلت آنها را در خدمت به هنر خوشنويسي كمتر از خود خوشنويسان به حساب نياوريم. يكي از اين دلباختگان و خدمتگزاران واقعي هنر خوشنويسي كه اين عشق ورزي و علاقه را در بندبند وجود خود چون سرمايه اي گرانقدر حفظ كرده استاد رشيد فرزانه پور است كه از سال 1364 تا پايان 1380 در انجمن خوشنويسان ايران دورة همراهي و همدلي با خوشنويسان را به اَحسنِ وجه تجربه كرده است.
استاد فرزانه پور از پاك نژادان ديار تبريز و متولّد آن شهر شكرخيز است كه براي يگانگي و طلايه داري خود در عرصة هنر و فرهنگ پرورده گان بزرگي از متقدّمان، چون شمس تبريزي و از معاصران، مانند شهريار را به عنوان بهترين گواه در آستين دارد.
او در سال 1310 بدنيا آمده و پس از تحصيلات معمول به دانشگاه راه يافت و در رشته ادبيات فارسي در مقطع ليسانس فارغ التحصيل گرديد. در همين دورة تحصيلي از خرمن معارف بزرگان ادب فارسي
خوشه چيني هاي فراواني نموده و اينچنين شد كه از آن پس هر كس حضور آن بزرگوار را درك نموده با فردي خوش محضر و اديب و نكته سنج روبرو مي شود كه كلام و بيان و نوشتار او مملّو از نكته هاي  بليغ ادبي و نثر و انشاء خواندني و متين است كه نمايي از شخصيّت اين عزيز را معرّفي مي كند.
ايشان دورة فوق ليسانس علوم اجتماعي و مطالعات اجتماعي را در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران تحت نظر استادان عالي مقامي چون، مرحوم غلامحسين صديقي (پدرجامعه شناسي ايران) طي مي كند و اين دورة تحصيلي در آن مقطع زماني، اطلاّعات روزآمد از نحله هاي فكري و بينش هاي نظري جامعه شناسانه را بر وي ارزاني مي دارد و از آن زمان ايشان باتوجّه به پشتوانة تحصيلي و علاقه ذاتي به يكي از دلباختگان  عرصه فرهنگ و هنر بَدَل مي شود و به همين سان همنشيني با بزرگان هنر و ادب يكي از افتخاراتي است كه در كارنامه فرهنگي خود همواره به آن مبتهج بوده و به اين توفيق باليده است.
خدمات ايشان به عنوان مُعَلّم خطّ و ادبيّات فارسي در كشورهاي شبه قاره هند، بويژه پاكستان از تلاشهاي ماندگاري است كه هم اكنون نيز آثار آن در خانه هاي فرهنگ ايران در لاهور، كراچي و حيدرآباد سند در كشور پاكستان زبانزد كساني است كه به آنجا سفر داشته اند.
استاد فرزانه پور بنا به دعوت استاد اميرخاني در سال 1364 به انجمن خوشنويسان ايران وارد شدند و در بخش امتحانات با جدّيتي مثال زدني پايه هاي اوليّه را براي يك گردش كار مطلوب در اين حوزه گذاشتند. خوش مشربي و برخورد متناسب با شؤونات ايشان با اهل خطّ موجب شد كه در كمتر زماني استادان و مدرّسان انجمن به ارزشهاي دروني و اخلاقي اين بزرگوار پي برده و دريابند كه گفتگو و مراوده با فردي فهيم و اهل فرهنگ براي آنها توفيقي ارزشمند است.
ايشان ساعت هاي متوالي پاي صحبت بزرگان هنر خوشنويسي و اهل هنر بوده و از ديرباز بنابر يك عادت شايسته- يعني ثبت خاطرات و نگارش نكات كليدي از زندگي هنري آنها- به ماندگار شدن اين اطلاّعات ذي قيمت كمك رساني شايسته اي كرده اند.
تنها به اشاره بايد بيان كرد كه مكاتبات ايشان با استاد محمود فرشچيان استاد يگانه و نامدار نگارگري ايران شامل مجموعه اي حجيم است كه مطالعه آن زمان قابل توجّهي را مي طلبد.
گفت و شنود ايشان با بزرگاني چون شادروانان آيت ا... نجومي (1388- 1311)،‌ استاد حبيب ا... فضايلي (1376- 1301)، استاد حميد ديرين (1376- 1315)،‌ استاد عباّس منظوري و بسياري از سرآمدان هنر خوشنويسي در بردارنده نكات ارزشمندي است كه تدوين و تنظيم اين خاطرات شفاهي و يادداشت ها كاملاً ضروري و مي تواند بيانگر بخشي از سيره و روش خوشنويسان گرانقدري باشد كه هر كدام كم و بيش نيم قرن به سلوك عاشقانه در وادي خطّ اهتمام داشته اند و از اين رهگذر بهترين يادگاران معنوي را براي دوستداران اين هنر به ارمغان آورده اند.
استاد فرزانه پور آنچنان با خوشنويسان اُنس دمادم داشته و دارند كه هر كدام از آنان با افتخار و علاقه شديد قلبي، قطعه اي از آثار گرانقدر خود را براي تقديم به ايشان به تحرير درآورده اند و ارزش هنري و نگهداري منظّم و دقيق اين آثار كه هم اكنون يكي از مجموعه هاي ارزشمند است باعث شد كه در سال 1381 در نگارخانه انجمن خوشنويسان تهران اين مجموعه به نمايش درآيد و مورد استقبال هنرمندان قرار گيرد.
ايشان ذاتاً به امر پژوهش دلبسته اند و هرچه كه از اين رهگذر جمع آوري شده، صادقانه در اختيار علاقمندان قرار مي دهند.
سالهاي حضور ايشان در انجمن خوشنويسان از سال 1364 تا 1380 همواره آمارهاي رسمي كه مُبَيّن و توصيف كننده وضعيت آماري هنرجويان، فارغ التحصيلان و مدرّسان بوده توسّط ايشان تنظيم مي شد. در سال 1368 يعني بيست سال پيش مصمّم شدم تا مطالعه اي درباره انجمن خوشنويسان انجام دهم در آن زمان با مراجعه به بخش هاي مختلف انجمن مطلب قابل استنادي نيافتم. تا اينكه در مصاحبت با ايشان دريافتم كه آمارهاي كاملي با اهتمام و سعي وافر ايشان آماده شده كه بسيار راهگشاست و ايشان خالصانه تمام اين مطالب را در اختيار من نهاد. از آن تاريخ به اين نتيجه رسيدم مغز متفكّر و پژوهنده انجمن ايشان است. به طوري كه با تلاش وي بخش پژوهش انجمن فعاّل شد و ايشان از هر كسي كه در اين حوزه همّتي بخرج داده بود و كاري را به انجام رسانده بود مي خواست كه نمونه اي از كارش را به انجمن ارائه كند و از اين جهت همواره آرشيوي منظّم از رساله هاي خوشنويسي،‌ پايان نامه هاي دانشگاهي مرتبط با خطّ،
بريده‌هاي جرايد و مقالات متعدّد و متنوع را پيش روي اهل خطّ قرار مي داد. نكته جالب تر اين است كه نظم ايشان در ساماندهي مطالب و نگهداري آثار كم نظير است. تا جايي كه نگارنده بعد از چند سال، تحقيقي را كه درباره انجمن خوشنويسان انجام داده بودم گُم كردم و با مراجعه به ايشان موفّق به گرفتن نسخه اي از آن مطالعه شدم. همين ويژگي ايشان در ثبت علمي آثار و منابع پژوهشي يكبار ديگر در سال 1387 كمك شاياني به من كرد. با توجّه به اين كه چند سالي بود كه در حال تحقيق و مطالعه در مورد آثار و زندگي استاد اميرخاني بودم و ايشان با اطلاّع از اين نكته اشاره كردند كه در اين خصوص منابعي را در اختيار من قرار خواهند داد.
در اندك زماني دورة كامل مجلاّت هنرو مردم به شكل منظّم و تجليد شده، همراه با تعدادي از آثار ناياب استاد اميرخاني و همچنين تعداد قابل توجّهي از اَسناد و نوشته ها و مصاحبه ها را در اختيارم قرار دادند كه مجبور شدم با توجّه به اين مطالب ارزنده كه نمي شد به راحتي آنها را ناديده گرفت به بازخواني و نگارش دوباره كار دست بزنم و اين بازخواني و بازنويسي موجب غني شدن كار گرديد و ايشان هر چند وقت يكبار پيگير نحوه تداوم كار بودند و به خاطر اين بزرگواري‌ها شايسته ديدم كه در مقدّمه كتاب از ايشان تشكّر ويژه كنم. همين تجربه در مورد نگارش مقاله اي براي خط پژوه نامدار يعني استاد علي راهجيري تكرار شد و ايشان ضمن ارائه فهرست آثار ايشان، نمونه هايي را براي مطالعه بيشتر در اختيارم نهادند. تمام اين موارد در كنار اخلاق حَسنه استاد و حُسن برخورد ايشان از عواملي است كه حدّاقل اينجانب كسي را به ياد ندارم كه از استاد فرزانه پور جزبه نيكي ياد كرده باشد. بسياري از مراجعان انجمن كساني چون مرحوم استاد فضائلي يا مرحوم استاد ديرين اولين محلّ استقرارشان اطاق كار استاد فرزانه پور بود و هم ايشان بود كه از آنان با استكان چاي كه با فلاكس خودشان آماده مي كردند، پذيرايي مي كرد و در روزهاي زيباي بهاري ايشان گلبرگ هاي ياس را به طرز هنرمندانه اي در يك بشقاب كوچك در روي ميز قرار مي دادند تا فضاي مابين خود و مخاطبشان را با عطر ياس معطّر شود.
استاد در نزاكت،‌ ادب و داشتن سيمايي موقّر و آراسته زبانزد و بي نياز از تعريف اند. در عين حال اصلي ترين صفت ايشان همان سرمايه دروني و نهادينه شدة عشق به فرهنگ و هنر و ادبيات است.
با رفتن استاد از انجمن خوشنويسان چراغ تحقيق و پژوهش نيز خاموش گشت به گونه اي كه حتّي با مراجعه چندباره به انجمن نمي توان از تاريخي كه استاد فرزانه پور از انجمن رفته، سطري از آمار و ارقام و يا موارد مستند ديگر بدست آورد. و خلاء ايشان بيش از پيش مشهود است.
به هرحال اگر لحظات كمي را هم در محضر ايشان سپري كنيد بهترين خاطراتي كه ايشان نقل مي كنند مربوط به مصاحبت و خدمتگزاري به خوشنويسان است و براي ايشان خوشنويس تهراني و شهرستاني تفاوتي نداشت و اگر مطّلع شوند هنرمندي خوشنويس در شهري ديگر اثري تازه پديده آورده با پيگيري هاي فراوان درصدد تهيّه آن براي كتابخانه مُعَظم و ارزشمند خود بر مي آيند.
آنچه كه در اين دل نوشته، آمد تنها بخشي از سجاياي اخلاقي و كاري ايشان است كه مي خواستم در زمان حيات و ناظر بودن استاد فرزانه پور برايشان بنگارم و شايد كاري كه بايد در قدرداني از زحمات يك ياور صدّيق و هُنربان واقعي هنرخوشنويسي انجام مي شد باز هم با تأخير فراوان و باتوان يك قلم شكسته انجام شد. اما بر اين نكته آگاهم كه خوشنويسان و هنرمندان آگاه كه نَفس به نَفس با رشيدفرزانه پور در خاطرات خوشي چون كنگره هاي رامسر، ساري و ساير همنشيني ها شريك بوده اند به اخلاص و صداقت ايشان كه در سطرسطر اين نوشتار آمده، گواهي مي دهند و بر اين نكته تأكيد مي كنم كه پس از ساليان سال دوستي با اين بزرگوار نگارش اين نوشته برايم بسيار خود جوش، درون زا و بدون تكلّف اتّفاق افتاد كه اين نيز هم از پاكي طينت و صفاي ضمير عزيزي است كه برايش اين چند سطر را نگاشتم. اكنون كه اين صفحه به پايان مي آيد، بيتي از شاعر گرانقدر استاد ديجور همداني را در ذهن مرور مي كنم و البتّه با آرزوي طول عمر براي جناب فرزانه پور آن بيت را در اينجا مي آورم كه :
اي خلق! زنده دوست شويد، از براي آنك    تجليل بعد مرگ، خِردمند را چه سود؟!
براي اين بزرگوار فرزانه و همسر پاكيزه خصالش كه بهترين مدد كار فرهنگي او نيز بوده، لحظات همدلي و پايندگي و دوام و عزّت و بهروزي و سربلندي را از خداوند بزرگ مسألت مي نمايم و اميدوارم همچنان در خلوت عاشقانه خود به مهرورزي با فرهنگ و هنر ايران تداوم دهد.



  دوشنبه 21 دي 1388 - 19:36:48

نظرات

قلیچ خانی @ پنجشنبه 24 دي 1388 - 19:22:47

جناب تیموری
از این که باب صحبت دربارۀ گمنامانی را که در حیات هستند، بازتر کرده اید سپاسگزارم و امیدوارم سنت ما صرفا مرده پرستی نباشد و زندگان را بیشتر دریابیم.
سیاه مشق @ شنبه 8 اسفند 1388 - 18:59:16

بسیار سپاس
از آثار این استاد نمونه ای دارید؟

شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

ایستگاه هنر



از دوستانی که دارای وبلاگ هستند درخواست می شود با قراردادن کد بنر در بخش تنظیمات وبلاگ خود ما را در معرفی ایستگاه هنر یاری نمایند. برای دریافت کد بنر اینجا کلیک کنید.

اخبار در سال 1389

شید سچپج
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031 
 
Powered By Persian E107 BY Iranscripts.Com | Sponsor : MehrHost.Com