بزرگ کردن کوچک کردن اندازه اولیه

فراخوان


خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

پیامک


ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


حمیدرضا قلیچ خانی


چکیده:
میرعلی تبریزی را واضع خط نستعلیق در سدۀ هشتم دانسته‏اند. در این مقاله، احوال و آثار یکی از پیشکسوتان خط نستعلیق، جعفر تبریزی (859-785 ق)، معرفی می‏گردد. در بسیاری از متون و رسالات کهن، وی را دومین استاد بزرگ این قلم بشمار آورده‏اند. جعفر در اوایل سدۀ نهم هجری به پایتخت تیموریان، هرات، مهاجرت می‏کند و با حمایت بایسنغر (837-802 ق) در آثار مکتوبِ سال 824 و پس از آن، از نسبت «بایسنغری» در رقم‏هایش بهره‏مند می‏گردد. جعفر به ارجمندترین مقام هنری زمانۀ خویش یعنی منصب کتابداری کتابخانۀ بایسنغر دست می‏یابد و در کنار مسئولیتی چنین خطیر، آثار نفیسی چون: گلستان سعدی، شاهنامۀ فردوسی، دیوان حسن دهلوی و دیوان حافظ را کتابت می‏کند. مهارت و چابکدستی جعفر تبریزی را در خطوط هفتگانه نیز ستوده‏اند و استادانی چون: عبدالله طبّاخ هروی (در خطوط ششگانه) و عبدالحی منشی (در تعلیق) را از شاگردان وی دانسته‏اند.
جعفر پس از درگذشت بایسنغر (در 837 ق) همچون بسیاری از اهل هنر سوگوار می‏گردد و با فراهم آوردن مرثیه‏های تنی چند از سخنوران در این باره، جنگی نفیس را به محضر شاهرخ تقدیم می‏دارد. در این جنگ که به خط نستعلیق اظهر تبریزی است، سروده‏های تأثرانگیزی از جعفر نیز نقش پذیرفته است.
بسیاری از خوشنویسان سدۀ نهم همچون جعفر تبریزی و معروف تبریزی (بغدادی- ف830 ق) در حقیقت تربیت یافتۀ سدۀ هشتم و پروردۀ خاک پاک تبریز و پلی میان هنر تبریز و هرات بشمار می‏روند.
*
جعفر تبریزی در حدود سال 785 ق در تبریز چشم به جهان گشود. در رقم نسخه‏ای از مثنوی خسروشیرین و نیز کلیات همام تبریزی، نام پدر خود را «علی» نوشته است. به گمان وی در دورۀ حکومت جلال‏الدین میرانشاه (پسر تیمور) در آذربایجان (810-807 ق) به دربار راه می‏یابد. وی تا سال‏های 820 ق خود را «جعفر الحافظ التبریزی» می‏خواند و به حافظ قرآن بودن خویش افتخار می‏کند. وی در این سال‏ها به یزد سفری می‏کند (حدود 820 ق) و مدتی در این شهر رحل اقامت می‏افکند.
با رونق یافتن هنرش در سال‏های بعد تصمیم می‏گیرد راهی هرات، پایتخت تیموریان، شود. وی در این شهر مورد تشویق و حمایت بایسنغر بن شاهرخ (837-802 ق) قرار می‏گیرد و به همین مناسبت در بیشتر آثار 824 ق و پس از آن، خود را «جعفر البایسنغری» معرفی می‏کند.
جعفر در زندگی هنری‏اش به مناصبِ مناسبی همچون کتابداری کتابخانۀ بایسنغر می‏رسد. ریاست کتابخانه را می‏توان مهم‏ترین و کلیدی‏ترین جایگاه هنری دانست؛ چرا که رییس کتابخانۀ شاهی می‏توانست در چگونگی انجام و کیفیت آثار هنری تولید شده، نقش تعیین‏کننده‏ای داشته باشد. انتخاب و نظارت بر کار مصوِّران (نقاشان) مذهّبان، وصّالان، قطّاعان، مجلّدان و... آن هم در هراتِ هنر، مقام شایسته‏ای برای وی بوده است و با مشاهدۀ آثار فراهم آمدۀ این کتابخانه که اکنون برجای است و مراجعه به تذکره‏ها و منابع در می‏یابیم که وی از انجام مسئولیتی چنین خطیر سرافراز بیرون آمده است.
نسخه‏ای از «عرضه داشت» به خط جعفر تبریزی در مرقّع فاتح موزۀ توپ‏قاپی سرای استانبول وجود دارد که در واقع گزارش کار هنرمندان کتابخانه به بایسنغر میرزا است. در این عرضه داشت، نام و مراحل کاری بیست و سه تن از هنرمندان خوشنویس، نقاش، مذهِّب، مجلِّد، جدول‏کش و... بیان شده است.
جعفر پس از درگذشت بایسنغر تحت حمایت میرزا علاءالدوله، فرزند وی، می‏آید. اگر قطعه‏ای با رقم و تاریخ: «جعفر 859» را اصیل و از او بپنداریم، وی تا این سال زنده بوده و بیش از هفتاد سال زیسته است.

شاعری جعفر
برخی از تذکره‏ها، طبع موزون جعفر را ستوده و اشعاری را به نام او نقل کرده‏اند و یادآور شده‏اند که تخلّصش «جعفر» بوده است. از آن جمله است:
بـا فلـک دوش بــه خلـوت گلـه‏ای می‏کـردم/  کـه مـرا از کـرم تــو سبـب حرمـان چیسـت
این همه جور تـو با فاضل و دانا ز چه روست/  وین همه لطف تـو با بی‏هنـر و نـادان چیسـت
فلـکـم گـفت کــه ای خســرو اقلیــم هـنـر/  بـا مَنَت بیهـده ایـن مشغلـه و افغـان چیسـت
شکر کن شکر که در معرض فضلی که تراست/  گنج قـارون چـه بـود مملکت خاقان چیسـت1
بایسنغر ، شاهزادۀ تیموری، از بزرگترین حامیان هنری و بویژه حامیان خط و خوشنویسی بشمار میرود. درگذشت بایسنغر (837 ق) برای تمام هنرمندان هرات و به ویژه هنرمندان کتابخانۀ شاهی، فاجعه‏ای بزرگ بود. در این میان هنرمندی چون جعفر که به اوج توانایی در ادارۀ کتابخانه و تولید نسخه‏های خطی رسیده بود و از نزدیکانِ بایسنغر بشمار می‏رفت، بسیار اندوهگین و افسرده گشت. گروهی از شاعران، تصمیم می‏گیرند تا جُنگی حاوی مرثیه‏هایشان را در قالب تسلیت‏نامه‏ای به حضور شاهرخ (پدر بایسنغر) ارائه کنند. در نسخۀ خطی این سفینه که به خط نستعلیق اظهر تبریزی (و محفوظ در کتابخانۀ ملی تبریز) است، سروده‏هایی از یازده سخنور کتابت شده که نام ایشان از این قرار است: کمال‏الدین جعفر الشهیر بخطاط/ مولانا زاهدی/ مولانا جلال کرمانی/ امیرجلال الدین یوسف المشتهر به امیری/ مولانا لطفی/ مولانا ولی/ مولانا آصفی/ مولانا واحدی/ منشی/ مولانا زین الدین/ محمد جرده
«در این اشعار و مراثی به محضر شاهرخ اظهار تسلیت نموده با تألیف و تحسّر از فوت میرزا بایسنغر و از کج‏رفتاری‏های روزگار سخن گفته‏اند. ضمناً به بعضی از تشکیلات و اوضاع دربار بایسنغر و اجتماع شعرا و خطاطین و استنساخ کتب و نقاشی‏ها و مهمان‏نوازی‏های آن شاهزاده اشاره نموده و اظهار تأسف می‏نمایند.» سروده‏های جعفر تبریزی در نسخۀ یاد شده 73 بیت است که گزیده‏ای از آن چنین است:
«عـرصـۀ آفــاق را ای چـــرخ ویــران کــرده‏ای / کـعبـه اقـبـال را بـــا خــاک یکـســان کــرده‏ای
مـــاه اوج سلـطـنـت را در حـضـیض افـکنـده‏ای / مـهــر را از آتـش ایــن غـــم فــروزان کــرده‏ای
ساختی مصـر خـراسـان را سیـه چـون ملـک هنـد/ خلــق را نیلـی بسـر بــر تــن سیـه زان کــرده‏ای
گـرچـه مــردن بــود دشوار این زمان از هجر شاه / مـردنِ دشــوار را بـــر خـلــق آســان کـــرده‏ای
نقــد جــان شــاه عـالـم در شــب ای دزد اجــل/ بـرده‏ای از تــرس جـان در خـاک پنهان کــرده‏ای
داشتـی او را بــه جــای جـان خویـش و اقــربــا / من چه جویم از تو چون با جان خویش آن کرده‏ای
گِــرد زلـف مشکبــارش گَــرد غــم افشانــده‏ای/ مـن چه گـویم آنچـه بــا جمعی پریشـان کـرده‏ای
تختـۀ تابـوتـش از پیــونـد بـیـد و ســـرو شـــد/ کـــز قــد او بـیـد را سـرو خـرامــان کـــرده‏ای
گـر سیـه چشمـان بگرینـد از غمـش نبـود عجـب/ زانـکـه بــادام سـیـه در خــاک ریــزان کــرده‏ای
آن محمـد خُلــق را تــا بــردی از صـدر جــلال/ چــون اویسم در قَـرَن مهجور و حیـران کــرده‏ای
                 بـر رضـایـات میـل مشهـد کــرد سلطـان از هـراه/ من چه گویم قصد [...]5
بـایسنـغر خســرو ایــران و تــوران درگــذشــت/ سیل اشک مــا ز سر بگذشت بشنو سرگــذشــت
*
شـهــریـارا تـــا بــرفـتـی از ســر اهــل هـنـــر/ شـد کتـاب صبـر مــا ابـتــر ورق زیـــر و زبـــر
یـافتـی از لطـف شـه هــر کهنـه خطّـی عمـر نــو/ بشکنـد پشتـش کنـون چـون رفـت پشتیـوان ز سر
از مـرقـع نـالــه‏هــا آیـــد بگــوش جــان مـــرا/ صـورت بیـجـان مگـر گشتـند از ایـن غـم باخبـر
خـوانــدن اشعـار بی‏معنی شـد و صـورت حــرام /پـادشـاه صـورت و معنـی ز عـالــم شــد مـگــر
چـون پریشان گشت و ابتـر جُنگ بعد از فوتِ شاه /گـو مـرقّـع از کبــود اکنـون مرقـع کــن بــه بــر
قـطعــۀ یـــاقــوت دادی قـطعــۀ یــــاقــوت را/ صیرفی کــو تــا شناسد لعـل و یـاقـوت از حجـر
گشت خط منسـوخ و صورتگر بجان درمانده است/ چـون عطا نبـود دگـر جـدول کِـش از خون جگر
داشتــی صـد بــرگ جلــد نسخه هــا از زر کنــون/ ای مـذهِّـب مشکلــت از زر نگـــردد حـل دگــر
زیـن قیــامت حشـر اجسـادِ صـور بـر عکس شـد /صـورت جانبخـش سلطـان نیـز بیجـان چـو صُوَر
می‏نـویسم جنـگ و دردم میشـود تـر ز آب چشـم/ کـرده‏ام بعـد از تـو شـاهـا خـط خــود را خـوبتـر
بـود دولـت خـانــه‏زاد بــابـت ای سلـطان عصـر/ گشتــه[ای] شاهـا بـه دولتخـانه ساکن زیـن گـذر
بــر خـط جعفـر همی پاشـنـد زر زان وجــه شـد/ نــام زرّ جـعفـری در جـملـــه عـالـم مشـتـهـــر
هــر کــرا از در بــدر نگـذاشتـی از عــزّ و نـــاز    زاسـتــانش مــانــده دور اکـنــون فتــاده دربــدر/
شــد هـرات از سیـل اشـک مـردمـان رشک فرات/ مــاه چــون در بـرج آبی کـرد ازیــن منـزل سفـر
نسخـه‏ها رفـتنـد در جلـد سیــاه از ســوگ و درد/ بـستـه بـر ســر جـدول زر هـم کبـود از لاجـورد
*
نیست اکنون درخور مـا خـوان مهر و قرص مـاه/ زانکـه مـا خـوانی نمیخـواهیـم بعـد از پـادشـاه
شهــریـارا هــر کـــرا از خـاک ره بــرداشـتـی/ ایـن زمـان افکنده بـر خـاک و بـر سـر خاک راه
مــن کــه اللهـم خــلّـــد در قـلــم آوردمــی/ بـازگـو تــا چـون نویسم ایـن زمـان طاب ثـراه
تــا محقق گـشت بــر کتّـاب عـالـم ایـن خبـر/ از زبـان کـلکـهـا نــامــد بـــرون جـــز آه آه
تــا بتوقیع اجــل شــد نــامــۀ عمـرش سجـل /حال من چـون خط پریشان گشته خط اینک گواه
نسـخ تعلیـق از غبـار غـم نـسـازد چهـره پــاک /چـون نخواننـدش دگـر هرگـز بــه نـزد پادشـاه
               می‏نوشتم صفحـه‏ای از جنـگ بـرگشـت آن ورق /    می‏کنم صـد صفـحـه را این دم ز دودِ دل سـیـاه
بـاغ شـد بی‏آب گــویی رفت آب از جـو مگــر/ سـروها را خـواهـم آبی دادن از جــویِ جـگــر
*
شـد وجـود نــازک شــه صبح در شــام عــدم/ آن دمش نگذاشتی ای صبحدم این دم به دم (بدم)
گـر سیـه پـوشنـد خلـق از ماتـم سلطان رواست/ جـملـه در آب سیـه غـرقنـد خـاص اهـل قـلـم
چـون نویسم فصل از بــاب غــم او در کتــاب / سرخ گردد باب و فصلش ز اشک چشمم دمبـدم
گشتـه خـم قـد مـن از درد شهنشـه هــر گـهی/ در قـلـم آرم الـف دالـی شـود خـم چـون قـدم
گـر گلـی کـم شـد ز گلـزار جهـان آخر چه شد/ ور ز درج سلطنت کـم شد دری زین هم چه غم
آفـتــاب دولـت سـلـطان اعــظــم شــاهـــرخ/ بــاد بــر خلـق جهـان تابنـده از لطـف و کــرم
شـه عـلاءالدولـه را در ســایــۀ ایــن پـادشــاه/ شـادمـانی بخش چـون هستنـد بــا اخـوان بهـم
از بـــرای حــرمــت روح شـهنـشـاه جــهــان/ بیـش دادی حرمتـم شـاهـا گــر از اقــران کمـم
تـا کــه القـاب شهنشـه را نـویـسـد در کـتـاب/ بـاد چـون جعـفر هـزارش بنده تـا یوم الحساب»

 

                                انجامۀ شاهنامۀ بایسنغری که در کاخ گلستان نگهداری می شود

کتابنامه
1- بیانی، دکتر مهدی: احوال و آثار خوشنویسان (4 ج)، انتشارات علمی، 1363
2- یک نسخۀ نفیس از مجمع التواریخ حافظ ابرو، مجلۀ یادگار، سال چهارم، شماره 10-9، خرداد و تیر 1327
3- حبيبي، عبدالحي: هنر عهد تيموريان و متفرعات آن، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، تهران، 1355 ش
4-  تاریخ خط و نوشته‏های کهن افغانستان (از عصر قبل‏التاریخ تا کنون)، انجمن تاریخ و ادب افغانستان آکادیمی، کابل، 1350 ش
5- حيدر ميرزا دوغلات، محمد (905-957 ق)، تاريخ رشيدي، به تصحيح عباسقلي غفاري فرد، مركز نشر ميراث مكتوب، تهران، 1383
6- خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین (942-880 ق): تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر (4 ج)، انتشارات خیام، 1380
7- عالی افندی، مصطفی: مناقب هنروران، ترجمه دکتر توفیق ه‍. سبحانی، انتشارات سروش، 1369
8- قلیچ‏خانی، حمیدرضا: رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته، روزنه، 1373
9- خط و خوشنویسی در گذر زمان، کتاب ماه هنر، شماره 70-69، خرداد و تیر 1383
10- نخجوانی، حاج حسین: کمال‏الدین جعفر خطاط تبریزی، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی تبریز، سال دهم،  شمارۀ 2، تابستان 1337
11- نوايي، امير نظام الدين علي شير (تأليف در 896 ق):‌ تذكرة مجالس النفائس، به سعي و اهتمام علي‏اصغر حكمت، انتشارات منوچهري، تهران، 1363
12- هفت قلمی دهلوی، غلام محمد (متوفی حدود 1239 ق): تذکرۀ خوشنویسان، به سعی و اهتمام و تصحیح احقر عباد محمدهدایت حسن، کلکته، 1910 م.



  شنبه 28 آذر 1388 - 09:57:55

نظرات

گل آقا @ شنبه 28 آذر 1388 - 14:53:03

با سلام خدمت جناب استاد قلیچ خانی . دستمریزاد .اگر میشد چند قطعه از آثار جعفر را هم به عنوان نمونه می آوردید بسیار عالی میشد.
قلیچ خانی @ پنجشنبه 3 دي 1388 - 17:40:35

درود بر شما

چون اکنون در دهلی هستم، تنها انجامۀ شاهنامه در دسترسم بود، که فرستادم.
قاسمي @ شنبه 28 آذر 1388 - 15:16:33

در زمانه اي كه كسب افتخار براي بخش عمده اي از خوشنويسان منحصر به كسب مدرك و لقب شده است بايد به دست اقاي قليچ خاني را بوسيد كه بي ادعا پژوهش هايي چنين ارزشمند را به ثمر ميرسانند. الحق كه مدرك و لقب استادي شايسته ي ايشان است.
قلیچ خانی @ پنجشنبه 3 دي 1388 - 17:41:32

از حسن نظر و لطف شما سپاسگزارم.
احمد مازادي @ يكشنبه 29 آذر 1388 - 17:10:45

روزي از يكي از اساتيد در مورد جعفر و اظهر سوال كردم كه( چرا به اين دو كه پل عظيم انتقال نستعليق به نسل بعد از خود ميباشند پرداخته نشده؟)وآن استاد بزگوار فرمودند اين دو در خط قله نبودند.جناب قليچخاني از شما متشكرم كه نشان داديد، در رديف قلل مرتفع خط جاي دارند.
قلیچ خانی @ پنجشنبه 3 دي 1388 - 17:45:25

درود بر شما

باید هر خوشنویس را در زمان خویش در نظر گرفت . مثلا رودکی در مقایسه با حافظ آیا قله است؟ بی گمان هر یک در جای خود تاثیرگذارند. جعفر در چنان حدی از خوشنویسی بوده که سرپرست تمام هنرمندان دورۀ بایسنغر شده است و ضمنا دیگر خطوط را حتی بهتر از نستعلیق می نوشته است.
زدوار @ سه شنبه 8 دي 1388 - 11:11:11

باسلام وخدا قوت به محضر استاد عزيزم جناب آقاي قليچ خاني:
الحق كه باب پژوهش در خوشنويسي با مقالات بسيار عالي حضرتعالي ارتقاء يافته و ذهن مشتاقان به مطالب ارائه شده در هنر خوشنويسي بازتر شده است . از افتخارات بنده همان بس كه شاگردي شمارا درك كرده ام وزحمات وراهنمايي هاي شما را هيچگاه فراموش نمي كنم. اميد است با تلاش هاي امسال جنابعالي زواياي پنهان وحلقه هاي گم شده اين هنر زيبا روشن وبدست آيد و استادان قديم بيش از پيش به علاقه مندان معرفي شوند.

دوستدار هميشگي شما: زدوار

قلیچ خانی @ چهارشنبه 9 دي 1388 - 18:26:59

جناب زدوار
شما خود شمع خوشنویسی را در آنسوی ایران برپا داشته اید و این حقیر به وجود چون شمایی مینازم. نقد و نظرهایتان را منعکس کنید تا نوپایانِ علاقه مند، بخوانند و بیشتر بهره مند شوند.
فرزان @ چهارشنبه 23 دي 1388 - 20:17:14

دوست گرامی و دانش‌پژوه جناب آقای قلیچ خانی
بسیار مقاله جالب و پرباری نوشته‌اید؛ دست مریزاد. در آن نکاتی یافتم که کمتر مورد توجه بوده و حکایت از عمق نظر شما دارد.
جهت اطلاع عرض کنم بیش از یک سال پیش مطلبی در «ویکی‌پدیا فارسی» با عنوان «[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C]جعفر تبریزی[/link]» نوشتم هرچند کار بی‌نام و نشان و بی مواجب چندان خوب از آب در نمی‌آید و جدی نیست اما تصور می‌کنم برخی مطالب تکمیلی در آن خواهید یافت. امید داشتم با توجه به امکانات ویکی‌پدیا و مشارکت دوستان دیگر و دانشمندانی چون شما آن مقاله کامل‌تر و بی‌نقص شود. اما دریغ از افزودن حتا یک کلمه. این در صورتی است که در سایر زمینه‌ها، مقاله‌های ویکی با مشارکت گروهی از کاربران حرفه‌ای و علاقه‌مندان رهگذر به‌سرعت رو به کامل ‌شدن هستند. در انتهای آن مقاله لینک این مطلب شما را با ذکر نامتان افزودم.
از محققین و علاقه‌مندانی که در اینجا به دنبال مطالب بیشتر هستند هم عرض می‌کنم در ویکی‌پدیای فارسی مطالب دیگری را خواهند یافت. برای چند تن دیگری از قدما هم صفحات دیگری تنظیم کردم که برخی بسیار ناقص هستند. اگر هر یک از دوستان همت کرده به سهم خود اندکی بر اطلاعات آنجا بیفزایند خود بخود دانش عمومی در این باب قوت می‌گیرد. به ویژه که معمولن مقاله‌های ویکی‌پدیا در فهرست‌های جستجو مانند گوگل در صدر قرار می‌گیرد.
همچنین جدولی بنام «[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%AE%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C]فهرست خوشنویسان ایرانی[/link]» در آنجا ترتیب داده‌ام که مشخصاتی از خوشنویسان مختلف را یکجا عرضه می‌کند و به مقاله های هر یک از خوشنویسان نامی (درصورتی که موجود باشد لینک می‌دهد) تصورم این است که در بازشناسی و جلوگیری از اشتباه‌ها و دوباره‌کاری‌ها مؤثر است. امیدوارم از لطف شما و سایر دوستان در این زمینه، همگان و از جمله من بهره‌مند شوند.
پاینده و سربلند باشید.
فرزان کرمانی‌نژاد
فرزان @ چهارشنبه 23 دي 1388 - 20:23:52

با پوزش از کلیه دوستان
متاسفانه لینک به بیرون در این سایت درست عمل نکرد. به هر حال آدرس مقاله های ذکر شده در متن آمد که با کپی و پیست می‌توانید به آنجا بروید. همچنین با رفتن به ویکی پدیا فارسی:
http://fa.wikipedia.org
و جستجوی نام مقالات مانند: فهرست خوشنویسان ایرانی یا جعفر تبریزی به مقاله مورد نظر دسترسی پیدا می‌کنید.
قلیچ خانی @ پنجشنبه 24 دي 1388 - 19:19:07

جناب آقای کرمانی نژاد

از حسن توجه شما سپاسگزارم و امیدوارم دوستان دیگری هم به جمع پژوهشگران این عرصه افزوده شوند. پیشنهاد میکنم که مقالات فارسی این سایت و چگونگی کار - ویرایش و افزودن- را به اختصار و مقاله گونه برای همین سایت- آقای سرو دلیر - بفرستید تا همگان به این مهم ترغیب شوند.
فرزان @ جمعه 25 دي 1388 - 00:30:29

دوست گرامی جناب آقای قلیچ خانی

کار در فضای ویکی بسیار ساده است. خوشبختانه گستردگی کار و تجربه ویکی انگلیسی که بزرگترین دانشنامه بشری شده و زبان های متعدد دیگر، برنامۀ کارآمدی را فراهم آورده که فقط در بدو ورود کمی دشوار به نظر میرسد اما در عمل بسیار ساده است.
در درون این سایت مقاله‌هایی درباره قوانین و چگونگی ویرایش آمده اما برای شروع کار نیازی به خواندن آنها نیست.
در صفحه راهنمای مشارکت‌کنندگان جدید چنین آمده: "ویکی‌پدیا دانشنامه‌ای است که با همکاری خوانندگانش نوشته می‌شود. این وب‌گاه ویکی است، یعنی هر کسی، از جمله خود شما می‌توانید با کلیک کردن روی پیوند ویرایش این صفحه که در همهٔ مقالات می‌آید، آن را ویرایش کنید. صلاحیت خاصی لازم نیست، حتی لازم نیست به سیستم وارد شوید. در ویرایش صفحه‌ها جسور باشید. هرگونه بهبودی را اعمال کنید. زیاد نگران اشتباه کردن نباشید. برای توضیح دلیل عملی بودن این سیستم، پاسخ به پرسش‌های رایج را ببینید. ویکی‌پدیا با وجودِ داشتن تعداد زیادی مقاله، همچنان به خاطر اضافه شدن مقالات جدیدی که کسانی مثل شما می‌نویسند، در حال رشد است. شما می‌توانید مقاله‌ای تازه را شروع کنید یا یکی از مقالات موجود را انتخاب کرده، بخشی جدیدی به آن اضافه کنید."
بقیه را لطفا خودتان در صفحه راهنمای مشارکت کنندگان جدید بخوانید. زیاد نگران پیدا کردن این صفحه نباشید با شروع کار همیشه یک نفر پیدا می شود که به شما خوش آمد گفته و برایتان لینک راهنما ها و قوانین را می فرستد. شروع کنید به تدریج و به سادگی همه چیز خود به خود حل می شود.
تو پای به ره نه و دگر هیچ مپرس ~ خود راه بگویدت که چون باید رفت

شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

ایستگاه هنر



از دوستانی که دارای وبلاگ هستند درخواست می شود با قراردادن کد بنر در بخش تنظیمات وبلاگ خود ما را در معرفی ایستگاه هنر یاری نمایند. برای دریافت کد بنر اینجا کلیک کنید.

اخبار در سال 1389

شید سچپج
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031 
 
Powered By Persian E107 BY Iranscripts.Com | Sponsor : MehrHost.Com