بزرگ کردن کوچک کردن اندازه اولیه

فراخوان


خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

پیامک


ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ



پیش از مباحثه دوستان ذیل مقاله "نقد و بررسی آثار اخیر استاد علی شیرازی" در طنز خاطرات عبدالله فرادی از بهشت مواردی ذکر شده بود که جناب "آزاد" در نظری ذیل نقد یاد شده به آنان پرداخته است. متعاقب آن جناب "قلندر" پاسخی به آن داد که همگی حاوی نکات بسیار است. با توجه به اهمیت این نکات هر دو به صورت مطلب مستقل منتشر می شود تا مباحثات نیز ذیل آن مستقلا صورت پذیرد.




نوشته آزاد:

هوالمستعان

به راه بـاديه رفتن به از نشستن بـاطل
وگــر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم
سلام.
تفاوت ديدگاه‌ها موجب مي‌شود كه هيچيك از ما نظر مخالف را نپذيريم. چون ابزار سنجش و ارزشيابي ما متفاوت است.
شيوه و روش آقاي شيرازي داراي نكته‌هاي فراوانيست براي اهلش اما اگر تمامي آنها را هم ناديده بگيريم يك نكته مهم در شخصيت و خط ايشان حائز اهميت است و آن هم پويايي ايشان است.
تك بيت مندرج در بالاي صفحه را هم به همين منظور نوشتم.
اگر بخواهيم با همان خوشنويسي عهد عمادالكتاب و رويه ايشان و تابعين پيش برويم قريب به يقين تا چند سال آينده نام و نشاني از اين هنر نخواهد ماند.
هر هنرمندي مي‌بايست پس از گذر از دوره‌هاي ابتدايي ، راه خود را بيابد و به دنبال زبان خاص خود در هنر بگردد. جناب آقاي شيرازي راه خود را پيدا كرده‌اند.
آقاي حضور
در مورد قلم‌هاي جلي و استفاده از جوراب براي صاف‌نويسي نوشته‌ايد. تا آنجايي كه من اطلاع دارم دوره استفاده از اين ابزار خيلي وقت است كه طي شده است. حتي خوشنويسان رده پايين‌تر هم ديگر از اين ابزار استفاده نمي‌كنند. باز صد رحمت به شما كه ابزار را جوراب و ... معرفي كرديد. نظر شما را به چند پاراگراف از قسمت چهارم طنز خاطرات عبداله فرادي از بهشت جلب ميكنم:
«باید به عرض برسونم تا آنجا که بزرگان واکابر این فن شریف فرموده واینجانب ودیگرحاضران دیده وشنیده ایم هیچ خوشنویسی ابزار وآلات دقیق اندازه گیری همچون نقاله در اختیار نداشته واصولا این جور چیزا در بساط خوشنویسان یافت نمی شود. فردای شبی که ماه بیش از اندازه بیدار بود ناگهان چند نفری خواب نما شدن و کشف کردن که زاویه قلم گذاری در نستعلیق 5/63 درجه است . جشن های مفصلی به همین مناسبت برگزار شد و جهان هنر تا مدتها مبهوت این راز مکشوف قرار داشت. فیثاغورث همین چند وقت پیش ناراحت بود که چرا این کشف عظیم که موجبات تحول بزرگ در دانش وهنر بشری گردید به فکراون نرسیده بود. این خسرو خان شاهانی هم که مردی است طناز می گفت من در عجبم با اینکه این آقایان خود کاشف این عجیبه هشتم هستند چرا نمی توانند یک سطر بنویسند که حداقل کاریکاتوری از خط کسانی باشه که از این راز بزرگ خلقت اصولا خبری نداشتند. آگاهان گویند ظاهرا این افراد حتی قبل از این کشف بزرگ هم نمی توانستند چنین کاریکاتوری بنویسن چه رسد به بعد از آن.»
اين قسمت مربوط به تنها مقاله علمي چند دهه اخير راجع به خط نستعليق است كه توسط آقاي جواد بختياري تحقيق و تاليف شده است.
«ما در تحقیقاتمان به مواردی برخوردیم که این کشف در پیش آن ذره نیز به حساب نمی آد. عباس میرزا عارف در تماس تلفنی با دفتر کمیسیون ازاختراع دستگاهی به نام کاتر پلاتر خبر داد . یکی از روش های کار این دستگاه این جوره که ابتدا یک ورق چسبدار به نام فریسکت به روی کاغذ یا مقوا می چسبانن وسپس هر تصویری را که به صورت خطی یعنی خط دور در آمده باشد به وسیله رایانه ! به این دستگاه منتقل می کنن. واین دستگاه با تیغی که در بازوی خود دارد همان تصویر را بر روی فریسکت می برد بدون آنکه کاغذ زیرین بریده شود. تا اینجای کار دست کسی که آن را اختراع کرده درد نکند . اما معجزه بزرگ وقتی اتفاق افتاد که یکی از مدعیان خوشنویسی با هزار زحمت توانست یک خط نصفه ونیمه را در فتوشاپ با کلی وصله پینه جور کنه واونو با روش فوق الذکر به روی فریسکت انتقال بده . بعد با برخورداری از هوش وذکاوت خدادادی ( منظور همان نبوغ خودمونه) یکی یکی حروف وکلمات رو از روی فریسکت برداره وبا یک قلم پهن تر از خود خط که به سر آن جوراب نایلونی بسته شده روی جاهای خالی قلم کشی کنه ! ( قلم کشی اصطلاحی مثل ماله کشیه ) وبعد از اتمام کار همه فریسکت رو از روی کاغذ برداره وادعا کنه که ببینین من با قلم درشت ( به اصطلاح پارویی ) چه خط صاف وصوفی نوشتم. گویا طرف بعد از کشف این تکنیک به استاد کتیبه نویسی ایران ارتقاء نام داده وآقا میرزا غلامرضا اصفهانی رو کرده توی کوزه . شیوخ بیچاره عرب هم که فکر کردن طرف واقعا اینها رو با قلم نوشته کلی پول بابت این کارا بهش دادن . به قول بهمن میرزا توسی عضو کمیسیون سیاست خارجی ، این شیوخ عرب که چنین حقه پیش پا افتاده ای رو از خوشنویسی تشخیص نمی دن چه جوری فهمیدن که ابو ریحان بیرونی اهل یکی از دهات قطربوده ؟»
اين قسمت هم مربوط به آقاي شيرازي است كه خوانندگان محترم مي‌توانند به خود آقاي شيرازي مراجعه كرده و قطعات اصل را نزد خود ايشان ببينند و برداشت‌هاي ذهني خود را با واقعيات تطبيق دهند.
«یکی دیگر از نوابغ خوشنویسی که ظاهرا از مکتشفین 5/63 درجه هم هست هر چه خط نوشت خوب از آب در نیومد لذا شروع به کشیدن تصویر چهره های مینیاتوری در لابلای به اصطلاح خطش کرد وبا این ترفند این آش شله قلمکار رو به عنوان نقاشیخط آنهم از نوع پست مدرن ! به خلق ا... قالب کرد و اتفاقا از همان روز به این طرف دکتر لقب گرفت !»
باز هم آقاي جواد بختياري را خطاب قرار داده‌اند و البته كاشكي به اندازه ايشان هم بلد باشند بنويسند و يا نقاشي كنند.
«گویا قبلا هم یکی دیگر از همین شاهکارهای خلقت با چسباندن ترمه وتکه پارچه در کنار خط جزو چهره های ماندگار! شده بود. اونوقت این آقا فتحعلی حجاب خودمان که هیچ کدوم از این قرطی بازیا رو با خط نکرده چهره ماندگار به حساب نمی آد. تفو بر تو ای چرخ گردون تفو! ( اصولا چسباندن بعضی چیزا به بعضی چیزای دیگه معجزه می کنه می گین نه خودتون برین امتحان کنین . البته جنس چسب هم مهمه )»
اين قسمت مربوط به جناب آقاي جليل رسولي است. ايشان يكي از نوادر هستند. هنوز هم قطعه ان الله علي كل شي‌ء قدير ايشان كه با مركب جو نوشته شده است را مي‌توانيد ببينيد تا توانايي ايشان را در قلم‌راني ملاحظه كنيد و همچنين قطعاتي كه فقط خوشنويسي شده‌اند. شما هيچكس را نمي‌توانيد به اندازه اشان خلاق پيدا كنيد. آنقدر تكنيك و ترفند در تجربه دارد كه مي‌تواند تا سالهاي متمادي پاسخگوي ذائقه‌هاي تشنه باشد.
«از دیگر عجایبی که به کمیسیون گزارش شده اینست که فردی هر روز چهار صد بار در بین اهل خانه و دوستان وکلاس وانجمن به خود ش استاد می گفت و به قول خودش بیش از بیست کتاب هم البته کتابت کرده بود در حد متوسط. شازده جهانگیر خان می گفت هر آینه اگر این آدم هر روز به جای گفتن این چهارصد دفعه استاد چهار کلمه را ده بار مشق میکرد واقعا استاد می شد.

خدا بیامرزد جمیع اهل دنیا وآخرت و بیش از همه این آقا سید حسن میرخانی ومیرزا عبداله خان فرادی رو که زحمت کشیدن وشاگردی مثل محمد خان میرزایی تربیت کردن. آدم از دیدن خطش مسرور میشه . یک خطی نوشته در بیست ودو سالگی در دوره سربازی بدین مضمون :

با مدعی مگوئید اسرار عشق ومستی

تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی

که در کتابی به نام مجموعه آثار خوشنویسان معاصرایران در سال 1364 به طبع رسیده که الحق با این سن وسال کم خطش در بین اکثر خطاطان آن کتاب نه تنها ممتاز ومتمایزه که آقای گل هم هست ! هر چند بعضی ها که اتفاقا خط ضعیفشان در همان مجموعه چاپ شده و توپ جمع کن هم محسوب نمی شن محمد میرزا وامثال اونو اوت ویا در آفساید می بینن !.

چند روز پیش جناب ابوتراب از قول حضرت میر نکته ای نغز متذکر شد در باب قطعه نویسی که حیف است در اینجا بازگو نشود. حضرت میر معتقد است که یک قطعه یا باید با یک دانگ قلم مشخصی نوشته شود ویا چنانکه بخواهیم از دانگ های مختلفی استفاده کنیم باید از اصولی خاص پیروی شود. مثلا در وسط چلیپا نوشته شود با یک دانگ مخصوص . واگر مایل باشیم با یک دانگ دیگر در اطراف چلیپا سطر نویسی کنیم. هرگز دیده نشده که استادی برای نوشتن یک سطر از چندین دانگ قلم استفاده نماید. عصر همان روز گزارشی به دستمان رسید که از طرفی باعث تاسف بود واز دیگر سو موجبات خنده و اسباب سرور شد. گویا یک تن از قراقویونلوها پس از مطالعات فراوان وتحقیق وتفحص های بسیار تصمیم گرفته بود که قوانین نستعلیق را تغییر داده وبه اصطلاح امروزی ها بهینه کنه !

اولا که کرسی را برداشته و بجاش طبق گذاشته بود ( نه اینکه کرسی هزار تا دنگ وفنگ داره به زحمتش نمی ارزیده ! ) یعنی اینکه شما می توانید هر چند تا کلمه که می خواهید روی هم سوار کنید وآب از آب تکان نخوره !

ثانیا ترتیب رو به طور کل به هم ریخته بود . مثلا سطری نوشته بود با مضمون بکوش خواجه واز عشق بی نصیب مباش ودر آخر سطر « ش » را کشیده نوشته و« مبا » را بر روی « ش » گذاشته بود . به این ترتیب سطر چنین خوانده می شد : بکوش خواجه واز عشق بی نصیب ش مبا ! ادبا وشعرا هر چه گشتند معنای ش مبا را پیدا نکردند. در مراجعه به علی اکیر خان دهخدا ایشان ضمن رد هر گونه کم کاری در ثبت واژگان متذکر شدند که با توجه به طرز نوشتن ، احتمالا این کلمه باید از واژگان غریب ونامانوس جاپونی ویا سواحیلی باشه. هر چقدر اعتراض کردیم که آقا در زمان حافظ کلمه جاپونی وسواحیلی کجا بود گفتند برید از کاتبش بپرسین اصلا به ما چه !

ثالثا چون دارای طبع بلند بود با یک یا حداکثر دو تا مد در یک سطر راضی نمی شد. حالا اینکه اساسا چرا کلمه ای ممدود نوشته میشه که مهم نبود. مثلا در سطری با مضمون « ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای » تاکید شاعر بر روی کلمه بیداد معطوف است ومی خواهد به چرخ بگوید که تو بیداد کرده ای . یعنی کار بدی کرده ای . این خوشنویس همه ادوار تاریخ « چر» را کشیده . « چه» را کشیده و« ی » آخر را هم کشیده معکوس نوشته. مثلا می خواسته سه تا کشیده در سطر داشته باشه که از همدیگر به یک فاصله قرار بگیرند. غافل از اینکه در وهله اول این هشدار بزرگ را تصغیر کرده ( یعنی بار معنایی شعر از ابریشم به پشم بدل شده !). در وهله دوم هر کسی با این سطر روبرو بشه اونو اینطوری می خونه : ای چرخ غافلی که چ...ه بیداد کرده ای ( به دلیل محتوای غیر اخلاقی حرف س را سانسور می کنیم) . در مرحله سوم یکی نبود به این آقا بگه در سطری که سر تاپاش پنج شش کلمه بیشتر نیست سه تا کشیده انداختنت چی بود؟ فکر نکردی که با هر یک کشیده ی اضافه چقدر بیاض به وجود میاد واستحکام ترکیب لق می شه ؟ ( این غلمان سوئیسی ما هم این نکته رو گرفته بود و چپ میرفت راست می رفت هی می گفت چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی . بی بی خانم هم که حوصله اش از وراجی های اون سر اومده بود یه ریز می گفت آدم عاقل اول فکر می کنه بعدا کار می کنه ! )

رابعا علاقه زیادی به فلسفه تصادف داشت ! ( منظور ایجاد تصادفی جهانه ) . یک خطی نوشته بود در لاهور پاکستان . اصل شعر این بوده : بر رخ از خون جگر یاقوت رمانی ببین . اما آنگونه که شاهدان عینی می گن یک سری مفردات ویکی دو تا مرکبات ساده را همین جوری ریخته بود وسط کاغذ و یک شکل تصادفی ایجاد شده بود. ( مقامات فرهنگی پاکستان از دولت علیه خواسته بودند که در صورت امکان کاتب را برای همیشه مقیم موزه لاهور بکنند تا اگر بازدید کنندگان خواستند بدانند که بر روی آن قطعه کاغذ چه نوشته شده کاتب چنانچه بتواند خط خود ش را بخواند برای آنها نیز توضیح بدهد.)

خامسا استعداد عجیبی در ردیف کردن دوایر در کنار یکدیگر داشت وهر جا که نمی توانست از عهده ترکیب وطبقه سازی بر بیاد کلمات اضافی رو با هر دانگی که دوست داشت در هرجای خالی که گیر می آورد می نوشت. البته چنین کاری جرات وشهامت می خواست که فقط هم این آدم داشت. تازه جور کردن این همه دایره هم کار هر کسی نیست ! به طور مثال سطری نوشته از امیری فیروزکوهی با مضمون : ز خوان هستیش ای آسمان چه میرانی . چون برای « آسما » و« چه » جا پیدا نکرده با قلمی یک پنجم قلم اصلی اونها رو نوشته .( اکبر خان ساعتچی می گفت گربه اصولا نمی تونه تخم بذاره ولی اگر مجبور باشه که تخم بذاره بازم نمی تونه ! خب مرد حسابی مگه مجبوری چیزی رو انتخاب کنی که نمی تونی بنویسی ؟ اگر هوای سوارکاری به سرت نمی زد و یک سطر درست وحسابی می نوشتی دارت که نمی زدن ! )

سادسا از آنجا که هیچ مذهبی ( تذهیب کننده ) رو قبول نداشت به هنگام نوشتن خودش خط رو هم تذهیب می کرد. می گید چه جوری ؟ از علاماتی مثل فتحه وکسره وضمه تا ویرگول و الف مقصوره و یک سری چیزای دیگه برای پر کردن فضاهای خالی استفاده می کرد. در اطلس خط فضائلی آمده است این علائم جزو نستعلیق نیست واز ضمائم خط ثلث محسوب می شوند. حالا چرا باید این چیزا در نستعلیق به کار بره خدا عالمه ! ( ظریفی می گفت شاید به خاطر این که این بنده خدا از طفولیت دلش می خواسته که همه چیز رو درست هجی کنه این اخلاق پسندیده روش مونده باشه .)

سابعا به این بیت مولانا بسیار مشتاق بود که

ما برای وصل کردن آمدیم

نی برای فصل کردن آمدیم

به همین دلیل سعی می کرد بر خلاف اصول نستعلیق تداخل و به هم چسبیدگی در کلمات به وجود بیاره وتا حد امکان اونها رو به هم بچسبونه ویا از داخل هم رد کنه مثل سیاه مشق . سطری نوشته با مضمون گرم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل که « ن» سنگین و« ل » دل داخل یکدیگر شده اند. در حالیکه براحتی می شد این دو کلمه را یا سر هم نوشت ویا اینکه « ل » بالاتر قرار بگیرد .( یکی از هنر جویان خط ثلث با دیدن این سطر می پرسید مگر نه اینکه تداخل در خط نستعلیق پسندیده نیست ؟ ما هم جواب دادیم بعله ! که یک دفعه یقه ما رو چسبید که آقا بعله یعنی چه ؟ مگه شما هم مثل اون رئیس انجمن تهران بزرگ ! بی سواد تشریف دارین که به بله می گین بعله ؟ پیش خودم گفتم بعضی مواقع آدم حناق بگیره بهتره ! )»
اين چند پاراگراف مربوط به آقاي اميرخاني است. كه البته اطلاعات و انصاف را در سراسر آن مي‌توانيد مشاهده كنيد.
به رقم انتقاداتي كه به خط مشي و منش ايشان ، در مديريت انجمن و ... وجود دارد و اكثر آنها هم به جاست اما در مورد خط ايشان نمي‌توان اينچنين بي‌انصاف بود. ايشان خوشنويسي در نهايت پويايي هستند. مي‌توانيد آثار ايشان را از سال‌هاي قبل از انقلاب تا اكنون را مطالعه كنيد. تغيير خط ايشان بسيار جالب و حائز اهميت است.


نقدهاي ما اغلب رنگ خودبيني به خود مي‌گيرند و اين‌ها نشأت گرفته از دو چيز است يا عدم اطلاعات كافي و يا عدم توانايي و خداي ناكرده حسادت.


مقایسه مکتب میرعماد و کلهر به قلم استاد امیرخانی

پاسخ قلندر:

دوست گرامی جناب آزاد!
نقد هنری یک مقوله کاملا علمی است. خود هنر و اثر هنری برخلاف نقد یک امر کاملا حسی وغیر علمی است. ممکن است با استفاده از اصول علمی یک اثر خلق شود ولی باید دید که تا چه حدی رد پای حس در آن دیده می شود. دکتر حمیدی با استفاده از آرایه های ادبی شعر می گفت ولی هرگز هیچ ادیبی ایشان را شاعر ندانست چرا که حس شعر در ابیات ساخته شده ایشان حضور نداشت.
اگر حضرتعالی ودیگر دوستان تعصب وقشری گری را کنار بگذارید وبه جای بکاربردن الفاظ پر طمطراق (پویا) و (مدرن) واین قبیل کلمات دهان پرکن قدری دانش خود را در زمینه شناخت وآنالیز آثار هنری بالا ببرید دیگر چنین افاضاتی در مورد آثار بی ارزش و پیش پا افتاده کسانی که آنها را می پرستید نخواهید گفت.
تعصب کورکورانه وپیروی ودفاع ناآگاهانه شما چیزی از بی اعتباری آثار یادشده کم نخواهد کرد.
دوست عزیز!
هندسه خط یک موضوع علمی است . اصول دهگانه خوشنویسی نستعلیق مبین همین نکته است. مطمئنا بسیاری از بزرگان خط نستعلیق میتوانستند والبته چنین استعدادی هم داشتند که در طول ششصد سال اصول هندسی خط وترکیب آن را به هم ریخته و هزاران اثر متفاوت با سطر وچلیپا ایجاد کنند. اما لازمه چنین حرکتی عدول از اصول معماری خط بود. در هیچکدام از هنرهای موجود نمی توان استحکام و پیچیدگی اصول نستعلیق را یافت. بازی با فرم وایجاد ترکیبات غیر اصولی در خط جزو وظایف خوشنویس نیست . چنین کاری در حیطه ی گرافیک مدرن والبته غربی است که اجازه دارد از هر چیزی برای بیان مقصودش استفاده ببرد. هنر کانسپت را مطالعه نمائید تا موضوع بیشتر برایتان روشن شود.
جای بسی تاسف است که جنابعالی و بسیار کسان دیگر با اطلاعات اندکی که از هنر به طور عام والبته خوشنویسی به طور اخص دارید در چنین مسائلی خود را صاحب نظر دانسته ووارد می شوید. صرف چند سال قلم به دست گرفتن وسیاه کردن کاغذ کسی را مجاز به اظهار نظر در کلیت وجزئیت هنر بزرگی مثل خوشنویسی نمی کند.
آنچه را که شما پویایی وخلاقیت در آثار آقای امیرخانی و پیروانش میدانید مشتی مغلطه وبد نویسی است که به نام آثار فاخر نستعلیق به خورد غیر مطلعین وناآگاهانی مثل شما داده شده است. بهتر است برای اثبات ادعای پویایی خط آقای امیرخانی نمونه هایی از این خلاقیت را با مشورت خود ایشان و دیگر دوستان مانند آقای اکبری ، زدوار، نسیم ، حضور و ... بر روی همین سایت بگذارید تا اینجانب نیز ضمن رویت آن ، ادله خویش مبنی بر بی پایه واساس بودن چنین ادعایی را بیان کنم.
به یاد داشته باشید که نقد هنری فقط در چهارچوب اصول علمی قابل بیان است وذوق وسلیقه وگرایش ومرید ومرادی در آن راه ندارد. شمشیر نقد بسیار زهرآلود است هر چند به مذاق شما خوش نیاید.



  چهارشنبه 18 آذر 1388 - 13:33:44

نظرات

احمد مازادي @ چهارشنبه 18 آذر 1388 - 16:09:30


با تشكر از جناب آقاي آزاد بخاطر نقد و تحليل كار شناسانه ي ايشان. وقتي كه به منتقدان استاد اميرخاني و شاگردان نابقه اي كه ايشان به جامعه ي خوشنويسي معاصر تقديم كردند؛نگاهي مي اندازيم با كمال تعجب در ميابيم كه اكثريت اين منتقدان را كساني تشكيل ميدهند كه در مسير پر پيچ وخم خط عقب مانده ودچار كمبود هاي مختلف شده و ديگر ياراي رسيدن به مراتب بالاي هنري رانداشته و دست به دامن نقد ميشوند كه البته اگر نقدشان كارشناسانه واز دريچه ي انصاف باشد براي همه پذيرفتني است.اما دريغ از ذره اي انصاف . اين افراد چون در بين خود كسي را براي مقابله با اين نوابغ نمييابند دست به دامن قدما ميشوند.به خدا كه همين افراد بودند كه مير عماد را قطعه قطعه كردند و ميرزا غلام رضا را بهايي خواندند.اين افراد هميشه وهمه جا براي ريشه كن كردن هنر حاضرند.
خردمند مردم هنر پرورند
كه تن پروران از هنر لاغرند.
احمد مازادي
آزاد @ چهارشنبه 18 آذر 1388 - 17:27:02


سلام.
اي قلندر طوري با مخاطبت حرف بزن كه خوانندگان قلندر را قلندر بخوانند نه بدون ن آن. اگر بنا را در به كار بردن الفاظي مانند «تعصب کورکورانه وپیروی ودفاع ناآگاهانه» قرار دهيم ، اصل مطلب در زير بار رواني اين قبيل عبارات گم خواهد شد.
ما با هم دعوا كه نداريم. بازي با كلمات را نمي‌پسندم. از شما هم انتظار دارم كه اگر چيزي را مي‌نويسيد يا اظهار مي‌كنيد براي آن مصداق عيني بياور. شكر خدا ، به مدد رايانه امروز تصوير خطوط در دسترس است. براي اثبات از من دليل خواسته‌ايد ، در حالي كه شما ادعاي آگاهي و علم مي‌نماييد. خودتان براي چيزهايي كه مي‌گوييد منبع تهيه كنيد.
اطلاعات من كم است ، قبول. اما شما و باقي دوستان كه خزائن پنهان خط و خوشنويسي و ديگر هنرها را در سينه مدفون داريد ، لطف كنيد و ارائه كنيد.
براي ياد گرفتن يك موضوع حاضرم محضر هر استاد قابل با اطلاعي بروم. اما عرض كردم قابل.
قبلا هم عرض كردم كه نه قبلا براي آقاياني كه در متن از آنها نام برده‌ام سينه چاك كرده‌ام و نه الان براي كسان ديگر. من فقط يك چيز مي‌گويم اگر ادعايي داريد آن را با دليل و مدرك ارائه كنيد كه آدم‌هايي كه آنها را «غیر مطلعین وناآگاهانی مثل شما» خطاب كرده‌ايد ، هم آن را بفهمند.
از پاسخ شما اين برداشت به ذهنم رسيد كه نويسنده آن متون طنز خود شما هستيد.
تعجب مي‌كنم از كسي كه از هندسه خطوط حرف مي‌زند و مقاله آقاي جواد بختياري را كم اهميت قلمداد مي‌كند. كما اينكه به نظر مي‌رسدنويسنده آن متن طنز اطلاع ندارد كه آن اعداد و ارقام را آقاي جواد بختياري كشف نكرده و اينها مباحثي در رياضيات هستند و ايشان اين تناسبات را با تحقيق ، در خوشنويسي هم جاري ديدند.
براي اطلاع خوانندگان تقاضا مي‌كنم به مباحثي چون دنباله فيبونانچي و ... در رياضيات مراجعه كنند.
يك خوشنويس مي‌تواند از اين اطلاعات بي‌خبر باشد اما يك نقاد بايستي از دريچه علمي به مسايل نگاه كند. در اين يك مسأله گويا من و شما هم عقيده‌ هستيم. پس لطف كنيد ادعاهايتان را راجع به آقايان اميرخاني، شيرازي، بختياري و رسولي با دليل بنويسيد.
بنده هم بيصبرانه منتظرم.
نسیم @ چهارشنبه 18 آذر 1388 - 18:12:14


جناب قلندر
ذکر خیر بی موردی از من در نوشته شما بود، لطف کنید در بکار بردن نام ها بیشتر دقت کنید.
نورور @ چهارشنبه 18 آذر 1388 - 19:13:16


جناب آزاد
شما از اطلاعتان همان توهین مستقیم به عماد الکتاب بس است برادر من نوشته خود را ول کردی دامن نقد چسبیدی مگر شما در امتحان مدرسی رد شدی که اینگونه دامن تابعین عماد الکتاب را چسبیدی که اسلاف تو چنینند و چنانند . این اگر نوشته شما هست که بماند تا جوابش را مستدل بگویم اگر نیست که.....
دوست من امیر خانی برای مقایسه سبکها باید به خود خط صاحب سبک استناد کند نه مانند کودکان کفش پدر در پای کند و بگوید من بزرگ شدم آخر کجای آن خط بالا به سبک قدما میخورد .
پویایی و تکبر دو امر مشتبه شده بر جناب امیر خانی بوده دلیلش همان صفحه خط ایشان است برادر چشم دل باز کن
بگذریم بالفرض محال صحبتهای شما درست از روی خط غلط استادت یک سطر درست نوشتی هنر کردی
از این با اسم واقعیت بنویس تا با دلیل با شما صحبت شود .
برادر برای خوشنویس شدن اول باید درست نوشت و بعد با حلاوت نوشت تا خوشنویس شد
باقی بماند برای بعد
آزاد @ چهارشنبه 18 آذر 1388 - 21:02:44


نميدانم اينجا چرا همه هر حرفي را توهين قلمداد مي‌كنند. تعريف تعصب را گمانم همگي به درستي الان درك كنند.
لابد اگر مواردي از مرحوم عماد الكتاب درج شود و ايرادي بر آن گرفته شود حكم تكفير براي من صادر مي‌كنيد.
من چه مي‌توانم با شما بگويم كه باز هم مطلبتان به شخص من است.
عزيز دل ، جناب نورور صحبت از انتقاداتي است كه به خط اين و آن مي‌شود. من عقيده‌اي دارم و براي اينكه ببينم درست است يا غلط بحث ميكنم.
اگر شما هم عقيده‌اي داريد ميتوانيد در مورد آن بحث كنيد. اگر من به مواردي از خطوط هر يك از قدما يا معاصرين اشكالي بگيرم توهين نيست. تلاشي است براي اينكه مسأله روشن شود. تا خوانندگان با مطالعه بحث‌هاي من و شما خود تصميم به انتخاب و داوري كنند.
شاخ و شانه كشيدن براي همديگر هم دردي را دوا نمي‌كند.
من تعصبي نسبت به هيچكدام از خوشنويسان ندارم. شما نقاط و نكات مثبت شيوه‌اي را كه از آن پيروي مي‌كنيد بنويسيد و اگر اشكال و يا ايرادي بر آن وارد شد با سعه صدر پاسخ دهيد تا هم براي من و هم باقي دوستان و خوانندگان اين متون حقيقت مكشوف شود.
بنده مشغول تهيه مقاله‌اي براي بيان نظرات خودم دارم. شما هم اينكار را انجام دهيد و نظراتتان را با شواهد و نمونه‌ها بيان كنيد.

بدخط @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 01:18:46


خدا خیرش دهد آن شیخ را که نقدی نوشت و باعث شد این بحث ها بوجود آید تا سواد علمی و هنری بعضی آقایان مدعی نیز مشخص شود .
و اما قلندر جان .
گفته اید " نقد هنری یک مقوله ی کاملآ علمی است "
می شود لطف کنید برایمان توضیح بفرمائید منظورتان از این علم چه علمی است ؟ هندسه ؟ ریاضی ؟ استاتیک ؟ دینامیک ؟ طراحی ؟ ... و اگر بیشتر لطف کنید طبق همان علمی که مورد نظرتان است نقدی نوشته تا بیشتر از شما بیاموزیم . دیگر اینکه اگر هنر و اثر هنری یک امر کاملآ حسی و غیر علمی است پس چطور نقدش علمی است ؟ آیا این هنر شتر مرغ است ؟
شما کجا دانش خود را در زمینه های شناخت و آنالیز آثار هنری بالا برده اید ؟ که چنین افاضاتی میفرمائید ؟ مدرک خوشنویسی شما چیست ؟ استاد یا اساتید شما که بوده اند ؟ مدرک تحصیلی شما چیست ؟ تجربیات و آثار هنری و علمی شما در چه زمینه هایی است ؟
خود بزرگ بینی و افاضات شما نیز مانند تعصب کورکورانه ی ما چیزی از ارزش آثار بزرگ هنری کم نخواهد کرد .
دوست عزیز .
هندسه خط یک موضوع علمی است ( خوب منظور ؟ )
آن زمان که آدم هندسه نمیدانسته و بر دیوار غار ها نقاشی و خطاطی میکرده را چطور تفسیر میفرمائید ؟
هنر در ذهن و در خلقت آدم بوده و هست و همیشه چند قدم از علوم انسانی جلوتر است . من چیزی از اصول ده گانه ی خوشنویسی نمیدانم . لطف کنید برایم بیان کنید تا یاد بگیرم .
چرا بازی با فرم و ایجاد ترکیبات غیر اصولی وظیفه ی خوشنویس نیست ؟ خودتان در ابتدا به عدول از اصول طی ششصد سال اشاره کردید که نتایج خوبی در بر داشته . حال اینگونه میگوئید .
اصلآ آیا اگر یک خوشنویس با این فرم ها و ترکیبات دست و پنجه نرم نکند خوشنویس می شود ؟ در طول این ششصد سال کدام یک از آثار بزرگان خوشنویسی با قدرت بجا مانده و طرفداران زیادی پیدا کرده ؟ از نظر شما که متخصص علوم خوشنویسی و هنر مفهومی هستید بهم ریختن هندسه ی خط و ترکیب آن تا چه حد و حدودی مجاز است ؟
چند جمله ی آخر شما هم که نشان دهنده ی نهایت علم و حس و ذوق و سلیقه ی شماست . بنده و شما که هیچ بسیاری از اساتید و بزرگان خوشنویسی مدعی هستند که آثار استاد امیرخانی پویا و از قدرت بسیار بالایی برخوردار است .
شما که ادعا بر مغلطه و بد نویسی آنان دارید نمونه بیاورید .
نکند مفهوم زشت و زیبا هم تغییر کرده و ما نمی دانیم .
شما نیز بیاد داشته باشید که مخترع نقد هنری نیستید . چه از دیدگاه علمی چه هنری . که برای دیگران تعیین تکلیف میکنید .
هنر هم از دیدگاه هنری قایل نقد است هم علم .
ولی نه به آن مفهوم که بیل گیتس بیاید و شام آخر داوینچی را نقد کند . این را هم بیاد داشته باشید که " فقط " یی وجود ندارد .
بر خلاف نظر شما اتفاقآ ذوق و سلیقه هم نقد موثر است و باید دخالت داشته باشد .
نمیتوانم فرض کنم که مثلآ فردی با ذوق و سلیقه ی شما بیاید و هنر خوشنویسی را نقد کند آن هم از دیدگاه هندسی .
من که صحبت علمی در نظرات شما ندیدم ای کاش حداقل مانند آزاد چند جمله از نظر حسی و به اصطلاح غیر علمی خطوط اساتید را نقد میکردید تا ببینیم زهر آلود و برنده است یا کند و بی خاصیت !!!
بهداد @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 01:35:05


پیرو مطالب دوست عزیز جناب آزاد باید عرض کنم :
در قرن 13 میلادی یک ریاضی دان ایتالیائی بنام Leonardo Da Pisa که به فیبوناچی شهرت داشت نظام عددی ای پیشنهاد کرد که با تقسیم طلائی (golden section ) بسیار نزدیک بود که بعد ها لوکوربوزیه معمار مطرح قرن اخیر آنرا تحت عنوان نسبت طلائی در اجزای بدن انسان یافت و آنرا بن مایه ی طراحی های خود در معماری ساخت ..............
جناب بختیاری هم بواسطه احاطه به دانش ریاضیات روز آنرا در خط نستعلیق جستجو نمودند که بحق تحقیق بسیار برجسته ایست و جایگاه هنر خوشنویسی را در جامعه جهانی هنر بعنوان هنری بر گرفته از ریاضیات و تناسبات دقیق روز افزون ساخته است .
بهتر است دوستانی که فرمودید حداقل کتابی پیرامون مبانی نظری هنرهای تجسمی مطالعه بفرمایند تا با این مباحث آشناتر گردند .
نورور @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 16:15:52


بنده نه شاخی دارم نه شانه ای که موی کسی ببافم که از دنیا همین چار خال شوید را هم نداریم و حسن کچلیم .
درست و با ادب نوشتن خود نعمتی خداداد است . جناب آزاد .
شخصی خدمت رسول اکرم رسید و عرض کرد که بنده هر شب به معراج میروم پیامبر فرمود قبل از خواب وضو نگیر که این وضو خود بینی است .
دوست عزیز نمونه ساده خط جناب امیرخانی بالاست بقیه اش را میخواهی باید در خطوط این استاد ببینی و تفحص کنی و اگر نتوانستی با من تماس بگیر یا با همین قلندر خان تا یاد بدهیم
تمامی خوشنویسان رو به تعالی میروند تا زمانی که در پرده غرور نروند و دچار قشری گرایی و تعصب نشوند . عمادالکتاب هم در خطش فراز و فرود دارد ولی تابناک ترین ستاره این خطه است شما خورشید را میگویی نور ندارد پس در دید ن مشکل داری.
دوست عزیز مثل یک مرد با نام اصلی خودتان را معرفی کن هر چند شاید از فحوای کلام میتوان شما را شناخت پس در جواب بعد خودت را معرفی کن تا بتوان راحت تر با شما سخن گفت
این قصه سر دراز دارد ....ما هم که بیکاریم
حضور @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 18:42:23


دوستان این بحث ریشه ِ عمیقی در مسایل انجمن دارد. در یکی از همین نظرات به دوستمان آقای اکبری عرض نمودم نقدر بر دیگر شاگردان استاد امیر خانی چرا نمینویسند؟
مسئله سیاسی بودن آقایان است . واللهکه در میان شاگردان استاد امیر خانی هم خوشنویسان دیگری هستند که به آنان اهمیت داده نمیشود چون وارد سیاست بازیهای فرمایشی نشدند . گنه کردن بعضی ها هم فقط بوی سیاست میدهد وگر نه کسی که اینها را نابغه میخواند اگر کمی به بالا بردن درک خوشنویسی خود میپرداخت این حرفها را نمیزد. همین آقای بختیاری محقق اگر با حمایت بنی عامریان کتاب سخن عشقش را بخورد خلایق نمیدادو بجای پناه آوردن به تبلیغات و لانسه کردن خود کمی متواضع بود انجمن به این مصیبت ها گرفتار نمیشد. چون بعد از آن مسابقه ی سهم خواهی بین چند نفر معدود از شاگردان استاد امیر خانی شروع شد و تا آخر ماجرا .....قابل توجه عضوی بنام بنده: ادب آداب دارد و یک رکن اساسی آن تواضع است ، مشکل اصلی که اعتراض دیگران را تحریک میکند نداشتن تواضع عده ای معدود است که از محترم بودن دیگران نهایت سو استفاده را کرده اند. و چند نفر هم هوراکش دنبال خودشان راه می اندازند و سعی میکنند بزرگوارانه از دور تماشا کنند و از آب گل آلود ماهی بگیرند. مثلا استاد موحد ، ببینید متواضعانه کارش را میکند شما کدامیک از این نوابغ را جرات میکنید با ایشان مقایسه کنید. نه برادر من این حرفا نیست . دیگران پیش کسانی تعلیم دیده اند که آداب و تواضع را نیز آموخته اند و متاسفانه بعضی اساتید در این امر قصور کرده اند زیرا خود این را نداشته اند. مساله سر اینست که عده ای معدود بیش از آنچه که هستند میخواهند خودشان را نشان دهند زیرا تصاحب کرسیهائی در انجمن نیاز به تبلیغات دارد. با نام انجمن میتوانند کارهایشان را بفروشند . هورا کش ها هم با یه چیزائی سرشان گرم میشود. اگر میدانستید سی ان ان در امریکا بابت یک ساعت مصاحبه با یک شخص معروف و بین المللی به آن شخص پنج میلیون دلار میدهد، و اینهمه سرو دست شکستن برای چیست میفهمیدید چرا برای برنامه های تلویزیونی و ... اینقدر سر و دست میشکنند . هنر مندی که غیر از پول نبیند و سیاست باز شود نمیتواند هنر مند شود . حد اکثر میشود آغاسی. این نوابغ هم اغاسی خوشنویسی هستند و بس. یک نگاه به طرفدارها هم این را اثبات میکند.
بدخط @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 19:37:04


1 ساعت مصاحبه 5 میلیون دلار . او لا لا . مگر چه خبر است ؟
اگر منظورتان بختیاری است خوب چند سوال بوجود می آید .
اول اینکه شما شنیده اید یا مستنداتی هم دارید ؟
دوم اینکه اگر ایشان در مصاحبه های 5 میلیون دلاری شرکت کرده اند و در برنامه ی 2 قدم مانده به صبح هم شرکت میکنند پس باید آدم بسیار متواضع و فروتنی باشند .
زیرا شبکه ی 4 از این پولها به کسی نمیدهد .
سوم اینکه اگر دعوت کنند و شرکت نکنند میگویند ببینید عجب آدم مغرور و متکبری . اگر هم شرکت کنند این حرف و بحث ها بدنبالشان است .
چهارم اینکه آخر ما نفهمیدیم چرا برخی وقتی به نفعشان است میگویند ایشان هنرمند قابلی است و خوشنویسی را به آن سوی اقیانوس ها برده و چه چه . ولی در جای دیگر چیزهای دیگری میگویند .
و آخر اینکه خوشنویسی نستعلیق و شکسته به عنوان یک هنر ملی بیشتر در ایران شناخته شده . هنوز خیلی مانده تا فرنگی ها دیدگاه روشنی از آن پیدا کنند و هنرمندان این عرصه را بعنوان هنرمند بین المللی در کنار هنرمندان معروف خود ببینند که بخواهند چنین ولخرجی هایی کنند .
آزاد @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 22:13:01


سلام به همه كاربران و دوستان
متاسفانه هر چه پيشتر رويم گويا دامنه اختلافات ديگران دامنگير ما هم خواهد شد. آقا فلان كس دچار غرور است به من و شما چه ربطي دارد. مگر داريم در مورد اخلاق اشخاص صحبت مي‌كنيم. من هم چون شما از اخلاق بد آقايان نارحت و دلگيرم. اما اين به خط ايشان ربطي ندارد.
اگر با نام مستعار مي‌نويسم حتما دليلي وجود دارد. ديگران هم همينطورند. لابد عذري هست كه اغلب با نام مستعار در اينجا و يا فضاي وب حاضر مي‌شويم.
آقاي من اگر مي‌توانيد روي يك نمونه خط بحث‌هايتان را عنوان كنيد اگر هم نمي‌توانيد بي‌دليل بلوا به پا نكنيد.
آقاي حضور ، نورور و قلندر محترم چرا مساله را بيخود كش مي‌دهيد. ميفرماييد ما بي‌اطلاعيم ، درك خوشنويسي نداريم؛ همه اينها را قبول مي‌كنم اما حضرات بفرماييد ببينيم شما چه داريد كه ديگران از آنها بي‌خبرند.
به خدا بدون كمترين سوءنيتي عرض مي‌كنم. آقا اگر شما چيزي مي‌دانيد كه ما نميدانيم بگوييد تا ما هم بدانيم و از اين طريق براي همه روشن شود كه راه چيست و چاه چيست!
بارها و بارها تقاضا كرده‌ام كه انتقال اطلاعات كنيد. حال اگر به هر دليلي نمي‌خواهيد و يا نمي‌توانيد پس لااقل سكوت كنيد و اجازه دهيد مباحث مسير طبيعي را طي كند.
تا اينجاي مباحث اينطور به نظر مي‌رسد كه شما واقعا متعصب هستيد به طوري كه هيچ گفته‌اي به غير گفته خودتان را قبول نداريد.
ببينيد چند عبارت ديگر مي‌نويسم و اگر جواب درست و حسابي دريافت نكنم به اين نتيجه مي‌رسم كه انرژي بيخودي دارم مصرف مي‌كنم و از مباحثه كنار مي‌كشم.
آقاي حضور عزيز
من از مقاله آقاي بختياري نوشتم و گفتم كه مقاله خوبيست. شما مي‌بايست پاسخ بنويسيد كه مقاله خوب است يا بد و دلايل خودتان را درج كنيد.اما به جاي اينكه حول اين محور بحث كنيد عنوان مي‌كنيد كه فلاني 5 ميليون دلار گرفته و كارهاشون رو ميفروشند و ...
به خدا اگر هر كدام از ما هم موقعيتي بدست بياوريم دريغ نمي‌كنيم كه كارهايمان را ميليون كه نه ميليارد بفروشيم.
اگر بحث بر سر درآمد و اعمال پنهان و پيداي آقايان است خب عنوان كنيد تا من كنار بكشم چون اصلا خوش ندارم در اين مباحث شركت كنم. اما اگر بحث بر سر خط و خوشنويسي است بياييد در فضايي دوستانه تبادل اطلاعات كنيم.
حضور @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 23:08:34


آزاد عزیز سلام . من هم با شما موافقم. اما مشکلاتی همیشه بر سر راه بوجود میاید که من به آنها آفت میگویم نه مشکل. تیتروار میگویم که بحث منحرف نشود . و من از دوستان خواهش میکنم خوب و چند بار مطالب را بخوانند و سپس نظراتشان را بنویسند . چونکه در فضای مجازی دوباره توضیح دادن خیلی کار بیهوده و خسته کننده ای است. عزیز من ، من کی گفتم که به آقای بختیاری چنین پولی داده اند ؟ حرفی که زدم تصاحب کرسی ها ی این مملکت است که با هدف و مافیا حرکت میکند . این خبر هم موثق است . اما اینکه میگویند سفره هنر در ایران کوچک است به این دلیل است که چشمشان به سفره های اینچنینی افتاده است و بازار مصاحبه ها و کانال 4 و دعوابر سر استادی و شورای ارزشیابی هنری و بتازگی هم یک شورا درست کردن به اسم سیاست گذاری و این حرفا. آزاد عزیز خط نوشتتن این حرفارو داره؟ شما که علاقمند بحث بر سر خطید بگید. با این کاراشون فضای خوشنویسی را خراب و ضایع کرده اند اگر بخواهم بگویم بسیار مستند و با منطق ثابت کنم تا حرفی نباشد .
من بسیار دوست دارم که خوشنویسان درآمدهای خوبی داشته باشند همه از دم اما با اینکه کسانی بخواهند خودشان را بدیگران تحمیل کنند برای رسیدن به منافع مادی این نه تنها درست نیست و در محیط فرهنگی قابل نیست بلکه ضد اخلاقی و فساد است.
اما بعد .... آزاد عزیز یادم میآید که در یکی از پاسخهائی که بشما دادم به بالا بردن تشخیص اشاره کردم. در این مسیر من و شما و دیگران تفاوتهائی داریم و داشتن سلایق مختلف و استعدادهای متفاوت دلیل آنست اما خوب دقت کنید زیر بنای همه اینها همانطور که همگی به آن معترفیم صفای دل است. نه نمیشود صفای دل نداشت و مانند قدما نوشت . دنبال جاه و .. رفتن با روشهای غیر اخلاقی مغایر این امر است . من و شما نمیتوانیم در حرفهایمان فقط به طراحی حروف و بحثهای صرفا عقلائی بسنده کنیم . ما به اخلاق هم نیازمندیم. راجع به همه چیز باید آگاهی و بصیرت داشته باشیم و همه جانبه به موضوع هنر بیندیشیم. وقتی همه صادق باشند به نتیجه میرسیم. من راجع به مقاله آقای بختیاری با شما بحث نمیکنم. چون ایشان اگر حرفی برای گفتن داشت شبی که با آقایان فلسفی و شیرازی در مورد هنر بودن خوشنویسی میز گرد تشکیل داده بودند (منظورم برنامه دو قدم مانده به صبح است)آنقدر ضعیف در این مورد صحبت نمیکردند و آبروی خوشنویسان را نمیبردند. (میتوانید متن صحبتها را از شبکه 4 بگیرید در سایت اینتر نتی در آن برنامه تنها کاری که مد نظرشان بود نان قرض دادن به دوستانشان بود و بس. و فهمیدیم آخرین دستاوردهای تحقیقاتی آقای شیرازی آنست که خوشنویسی با خطاطی فرق میکند.ایشان یک جرقه ای را احساس کرده اند ولی کاش در موردش حرفی نمیزدند. )دریغ از یک کامه حرف حساب .دوست بد خط من هم به این نکته توجه داشته باشند که تواضع را با چشم دل میتوان دید نه از ادا و اطوار . یک انسان متواضع وقتی در جائی خود را مطرح میکند متواضعانه مطرح میکند نه آنکه......
اما وقتی راجع به خوشنویسی حرف میزنیم باید همه جانبه صحبت کنیم . یک وجه آن شاخصه های رفتاری و اخلاقی است. این زیر بناست . این که از دست رفت همه چیز از بین میرود. اساس که ویران شد بقیه را بر چه چیز میخواهید بنا نمائید.؟؟؟؟
من و شما میخواهیم راجع به خوشنویسی صحبت نمائیم .
آزاد عزیز از شما یک سوال میکنم و خواهش میکنم با دقت پاسخم را بدهید. من و شما و چند نفر دیگر میاییم و راجع به خط بحثهائی میکنیم طبیعتا نتایج خوبی بدست خواهیم آورد و بدنبال ان کسانی هم پیدا میشوند و به این جمع میپیوندند و بمرور رشد قابل ملاحظه ای صورت میگیرد . و نمایشگاههائی بر گزار میشود و طبیعیست که بخواهیم به بهترینها برای تشویق و یادبود هدایائی داده شود اگر در این جمع از ابتدا در مورد اخلاق و تواضع حرفی مطرح نشده باشد چه اتفاقی می افتد. ؟؟؟؟اگر انسانهاصاف نشده باشند چه اتفاق میافتد . و آیا اساسا خطوط خوبی را شاهد خواهیم بود؟؟؟ خواهش میکنم صادقانه و با دقت جواب دهید. این مسئله خیلی مهم است اگر ماافرادی هورا کش و تهمت زن که قدرت تشخیص ندارند و همیشه و همه جا برای لانسه کردن و تشویش فقط افترا میزنند و همواره وقت دیگران را با هزار ترفند حرام میکنند را نشناسیم چه اتفاقی می افتد ؟ و سوال مهمتر چرا انجمن دچار این مشکل است. من با شما موافقم . اما باید در ابتدا سایبانی برای ارامیدن باشد . حد اقل هوشیار باشیم و نگذاریم اینگونه افراد سایبانمان را خراب کنند و به بی چیزی و ناتوانی ما را متهم کنند. این از این . حتما پاسخم را بدهید. ممنون میشوم.
اما بحثی را طرح میکنم . من معتقدم اگر اخلاق و خود سازی نباشد در خط نمیتوانیم به جائی برسیم و حاضرم روی این مسئله با هم بحث کنیم و دیگران هم نظر بدهند ..پیشنهاد میکنم جناب دلیر هم این مطلب را به عنوان بحث کلی در جائی مناسبی در سایت مطرح نمایندتا نه فقط دو نفره بلکه کلی همگان در آن شرکت کنند. از این نقطه به جاهای خوبی خواهیم رسید . یعنی به آثار آن در محتویات کمی و کیفی خوشنویسی میتوانیم برسیم. من معتقدم تمام بحثهای کیفی و کمی خوشنویسی را در امتداد این بحث میتوانیم شاهد باشیم. آنوقت با مطرح کردن سلایق بحثها به بن بست نمیرسد.
حضور @ پنجشنبه 19 آذر 1388 - 23:35:39


جناب آزاد این پیشنهاد را مطرح کردم تا دلیل عنوان کردن مسئل جانبی را بدانید و همچنین موافقت خودم را با نظر شما اعلام کرده باشم . من از شما خواهش میکنم به هورا کشها نیز این تذکر را بدهید . بعضی ها کاملا مغرضانه ماموریت دارند تا برای مطرح کردن بعضیها همه جا سرو کله شان پیدا شود. والا ما تاکنون در مقابل هر توهینی که به دیگر اساتید شده همیشه سکوت کرده ایم و خویشتندار بوده ایم. مورد برای مطرح کردن بسیار است . اگر هورا کشها رعایت نکنند خیلی ناگفته ها را با سند های مکتوب و غیر مکتوب خواهیم گفت . پس لطفا مواظب خودشان و رئیسانشان باشند و ما را وادار به دفاع نکنند. باز هم میگویم با نظر شما موافقم و تاکید میکنم من نگفتم که آقای بختیاری پولی گرفته و ایشان هم چنین ادعایی نکرده چون حقیقت ندارد ولی این رویه در سی ان ان هست و یکی از خواننده های لس آنجلسی که از ایران در رفته برای بیست دقیقه حدود یک و نیم میلیون دلار گرفته ای کاش به یک خوشنویس میدادن (واقعیشو منظورمه) .
آزاد @ جمعه 20 آذر 1388 - 00:13:18


سلام.
خدا را شكر كه در كليات با هم موافقيم.
از اخلاق گفتيد و داغ دلم را تازه كرديد. من خيلي دوست دارم مباحث اخلاقي هم بيان شود اما جناب حضور به نظرتان مي‌شود با مباحث تئوري در اين مورد صحبت كنيم؟ و آيا به واقع مي‌توانيم اخلاق را در افراد مختلف انداز‌ه‌گيري كنيم؟
در سير آموزش خوشنويسي مكرر به اخلاق ، صفا و ... اشاره مي‌شود ، اما همين امر باعث شده تا امروزه حيثيت خوشنويسان زير سوال برود چرا كه هر چه بيشتر جستجو كنيد كمتر مباني اخلاق را مي‌يابيد.
خدا پدر و مادر اولين استادم را بيامرزد. اول چيزي كه به من ياد داد و گوشزد كرد اين بود كه براي نوشتن آدابي را در نظر بگيرم. و برايم از خوشنويساني گفت كه بدون اينكه طاهر باشند (وضو) دست به قلم نمي‌زده‌اند. كاري به اينكه اين يك عمل مذهبي است ندارم اما اينكه مقيد بوده‌اند به اينكه به قلمم احترام بگذارند ، خود درسي است بزرگ براي اهل آن.
اما حضور عزيز
اخلاق يك بحث عميق است و بسته به استعداد ذاتي افراد متغير است چرا كه
هيــچ صيقــل نكـو نداند كرد
آهنــي را كــه بدگهــر باشـد
به عنوان تذكر خوشحال خواهم شد كه مباحث اخلاقي را خواننده باشم اما مقوله خط قابل اندازه‌گيري و سنجش است و بحث در مورد آن قطعا ملموس‌تر خواهد بود.
من باز هم مانند قبل آمادگي خود را براي فعاليت‌هاي نافع اعلام مي‌كنم و از همه دوستان خواهش مي‌كنم بياييد به بحث‌هاي ريشه‌اي بپردازيم و بدون تعصب خطوط مختلف را مورد بحث و بررسي قرار دهيم.
براي من آقايان اميرخاني و خروش تفاوتي نمي‌كنند. همچنين از خط عمادالكتاب لذت مي‌برم چنانكه خطوط ميرزا را با حظ وافر نگاه مي‌كنم.
حال اين حق من و يا هر كسي است كه بر اساس سلايق خود راهي را براي خود برگزيند.
=============

بزرگواري (عليه السلام) گفت:
سخن طيب و پاكيزه را از هر كه گفت بگيريد، اگر چه او خود بدان عمل نكند.
آزاد @ جمعه 20 آذر 1388 - 00:26:01


پيشنهاد مي‌كنم در تالارهاي گفتگو مقوله‌هاي مورد بحث را با عنوان مشخص ايجاد كنيم و در آنجا بحث كنيم. فقط و فقط هم در همان موضوع صحبتها را ارائه كنيم و جناب مدير سايت هم با متخلفان برخورد جدي كنند.
به عرض بنده هم توجه كنيد كه مباحث با عنوان مشخص!
اگر قرار است راجع به برنامه آقاي بختياري و همراهان در برنامه 2قدم مانده به صبح بحث بشه، اشكالي ندارد بحث كنيم. ولي مباحث ديگر را با آن مخلوط نكنيم. اگر موضوع ديگري به ذهن رسيد براي آن هم يك تاپيك يا سرفصل جدا ايجاد كنيم تا مباحث گم نشوند.
حسن تالارهاي گفتگو به اين است كه هر كسي مي‌تواند مطلبش را خودش ايجاد و منتشر كند.
بهداد @ جمعه 20 آذر 1388 - 01:45:59


دوستان هنرمند و هنردوست مباحثی چون فروش خط به اعراب یا مصاحبه میلیون دلاری و ......... درد هنر و خوشنویسی ما نیست . درد آنجاست که دانش و سوادو مطالعه و تحقیق اکثر قریب به اتفاقمان اندک است .کدامیک از ما مبانی نظری هنر های تجسمی را میدانیم؟ کدامیک راجع به چرائی اینکه خوشنویسی هنر است تحقیق نمودیم . کدامیک از ما در باره مکتب های مختلف و سبک های گوناگون خوشنویسی مطلب نوشته ایم ؟ کدامیک راجع به تفاوت های آثار میر و میرزا جستجو کرده ایم ؟ کدامیک روانشناسی رنگ میدانیم . کدامیک راجع به هنر مدرن مطاله کامل داریم . کدامیک سعی نمودیم المان های موجود در هنر مدرن را در خوشنویسی بکار بندیم . کدامیک در باره عنصر فضا در سیاه مشق ها حرفی زده ایم . کدامیک راجع به فلسفه ی هنر خوانده ایم . کداممان در مقوله نسیت های طلائی در خوشنویسی و هندسه خطوط حرفی برای گفتن داریم . کدامیک از ما خبر دارد که فرهنگستان هنر تا کنون 2 همایش مکتب اصفهان و مکتب شیراز را برگزار کرده که یکی از بخش های این همایش ها محور خوشنویسی است . کداممان در این همایش جهانی مطلبی نوشتیم . کدامیک خبر داریم در آذر ماه سال آینده همایش مکتب قاجار برگزار خواهد شد و فرهنگستان برای مقالات خوشنویسی فراخوان داده است و ................
بهتر نیست بجای اینگونه بحث های بیهوده در تالار های گفتگو به تحقیق پیرامون هنر مقدس خوشنویسی بنشینیم ؟
بیائیم دست یا علی به یکدیگر داده و برای اعتلای بخشی از فرهنگ و هنر کشور عزیزمان که همانا هنر ناب خوشنویسی است گام برداریم .
العلم یهتف بالعمل و الا فارتحل (دانش و علم نیازمند عمل است و اگر عمل نشد از بین میرود )
ساماندهی و مدیریت این پیشنهاد را از جناب مدیر محترم سایت و عوامل دست اندر کار و دلسوز خواستاریم .
قو علی خدمتک جوارحی واشدد علی العزیمه جوانحی
بدخط @ جمعه 20 آذر 1388 - 03:47:21


حضور جان من صحبت شما را پیش فرض قرار دادم و آن مطلب را در مورد تواضع و فروتنی گفتم . و منظور شما را با توضیحاتی که بعدآ نوشتید دریافتم . پیشنهادات خوبی است . حرف های قشنگی است . من هم تائید میکنم . بستگی به برنامه ریزی و تصمیم مدیران سایت دارد . کنترل انجمن خوشنویسان در دستمان نیست اینجا که هست . اگر مدیران سایت بستر مناسبی در اختیار بگذارند چرا که نه ؟ مدیریت و هدایت افکار با ایشان است . همانگونه که میبینیم همه منتظریم تا یک موضوع جدید به بالای سایت اضافه شود . آن را داغ میکنیم و بی خیال دیگر موضوعات میشویم . و در لابلای صحبتها به موارد کلیدی اشاره میکنند که پس از مدتی فراموش میشود . این سایت با توجه به زحمات مدیران که واقعآ جای تشکر هم دارد چون به هر حال قدم اول حساب میشود ولی بنظرم در طراحی و کنترل بر موضوعات کمی ابتدایی است که طبیعی هم هست .
بر فرض در تالار گفتگو امکان حذف و ویرایش نظرات وجود ندارد .
و هنگام مشاهده ی نظر قبل از ارسال بسیار مشکل دارد .
ایمیل اعضا قابل دسترس نیست . یک بحث ممکن است ادامه پیدا کند و 100 صفحه بشود که ظاهرآ در حال حاضر این قابلیت ها وجود ندارد . در کل حذابیت زیادی ندارد . همین چهار کلمه ای هم که اینجا بیان میشود بخاطر اینست که قبل از این امکان بیانش نبوده . انجمن خوشنویسان هیچ گونه اطلاع رسانی بطور رسمی نداشته و ندارد . اگر هم بوده محدود و ناچیز بوده .
که البته مواردی که گفتم نیاز به هزینه دارد .
چه از نظر مطالب و چه ایجاد فضای مناسب جهت پیشبرد مباحث مفید مطمئنآ نیاز به کمک اعضای محترم هست .
مواردی که بهداد نیز اشاره کردند درست است . نیاز جامعه ی خوشنویسی امروز نه تنها به مواردی است که اشاره شد بلکه در اختیار قرار دادن آنها به دیگر علاقمندان است . که اینترنت یکی از بهترین و سریع ترین روش هاست . مهم جهت دادن درست و مفید به مباحث است .
بهداد @ جمعه 20 آذر 1388 - 04:35:21


بد خط عزیز پیشنهاد خوبیست . بهتر است لشگر کشی های طرفداران فلان استاد با هواداران فلان استاد دیگر از طریق ایمیل انجام پذیردو در آن فضای مجازی بروی هم شمشیر بکشند و فضای این سایت را غنیمت دانسته وسیله ای برای ارتقا دانش و هنر قلمداد کنند ............
حضور @ جمعه 20 آذر 1388 - 07:14:09


سلام . در موردی که پیشنهاد دادم باید بگویم بحث اندازه گیری فعلا زود است .مسئله اصلی یافتن مبناهاست. اخلاق مبناست و آنکه چگونه وارد این حیطه میشود و چه تاثیراتی میگذارد و به کجاها ختم میشود هدفی است که در آن دنبال میکنیم . تا بحال فقط گفته شده اما در عمل چه اتفاقاتی افتاده ؟ و تاثیرات آن در حتی شکل گیری سلایق چیست؟ و در روانشناسی رنگها و طراحی حروف و فضا ها چه تاثیراتی میتواند داشته باشد؟ من این پیشنهاد را حساب شده دادم و عرض کردم که مطمئن هستم در امتداد این بحث به جاهائی خواهیم رسید که شاید در ابتدا تصورش را هم نخواهیم کرد. چون پای عملکرد و تاثیر گذاریهابمیان میاید. و معتقدم در نتیجه ی این بحث بسیاری نتایج را اعضا در پیش خود خواهند گرفت که تاکنون با هزاران بحث بی نتیجه مانده است. اما بخاطر داشته باشیم که بسیاری از این مطالب نتیجه ی ِِبلافصل نخواهد بود.
نورور @ جمعه 20 آذر 1388 - 12:07:07


دوستان عزیز
صفای خط از صفای دل است
شاید همه ما در ابتدا به این شعر اذعان داشته باشیم و ژست روشنفکرانه بگیریم و چنین و چنان بگوئیم ولی آیا بدان عمل میکنیم .این مدعا فقط با خط نوشتن آنهم سطری قابل اثبات است وقابل توجه دوستان اخلاق مدار ما.
دوست عزیز
خیلی ها که نه فقط خودم را عرض میکنم بنده نه دنبال مدرک مدرسی هستم نه استادی .خدا را شکر که چندید سال بعد از دریافت مدرک ممتاز هنوز بطور منظم خطم را نوشته و به استادم نشان میدهم .نان به کسی قرض نمیدهیم و نسب هم به شعبان بی مخ ها و یا ...ویا قلم فروشانی نداریم پس بدانید که تمامی صحبت ها بر مبنای اصولی است که در خط وجود دارد
چه کسی گفته اخلاق مهم نیست شما بیا میر عماد باش در نوشتن ولی در اخلاق نه میتوانی بمانی نه خیر نمونه اش قوام السلطنه .بزرگ خوشنویسی بود یا دیگر سیاسیون با اینکه تریبون و امکانات در دستشان بود ماندند ؟کدام اثرشان سرمشق شد .کسی که اخلاق ندارد در هنر و دیگران را قداره کش و هوارزن خطاب میکنند و خود با گفتن دلیلی داریم که ناشناس مینویسم
خودش را در پشت یک اسم پنهان میکند به نظر من انسانی است که......
بگذریم
خوشنویسی اصولی دارد .مثلا نقطه گذاری شما نمیتوانی از نقطه گذاری و مقیاس قرار دادن آن تخطی کنی و الف چهارنقطه ای بنویسی یا کشیده حرف سین تنها را سیزده نقطه قرار بدهی

دوست عزیز
سطر در خوسنویسی جزء مهمترین و اصلی ترین نکته آن است میتوانی در قالب سیاه مشق و کتیبه نویسی آنهم کارهائی بشود کرد ولی دیگر نمیتوانی همیشه اینطور نوشت و بگوئیم نوآوری است
نوآوری اصولی دارد .میشود بر روی کله پاچه پنیر پیتزا ریخت و سس کچاب و سس مایونز و بعد در فر گذاشت و در شبکه چهارم رفت و با ژستی و سبیلی چنان بله آقا ما کردیم و شد نه جان من
مثالی دیگر امیدوارم شاگردان آقای شیرازی من را ببخشند قصد جسارت نیست .حرف سین تنها اگر دندانه را مثل قدما میگیری باید بقیه اصول هم مثل قدما بشود .نمیشود به ماشین رنو چرخ تراکتور بست .لباس دوره قجر را نمیتوان الان پوشید و لباس الان را صد سال بعد .
دوست آزاد من
در پرده بودن بهر دلیلی پسندیده نیست شما اصلا استاد.... باش تا وقتی که بهر دلیل پنهانی با ..... چه دلیلی که اول یقه تابعین عمادالکتاب را میگیری و بعد رو به قبله اش نماز میخوانی
اراست گوئی زبان تلخی است با شیرینی نوشتن سطر درست بر حلاوتش بیافزایید
باقی تا بعد
گفتگو آئین درویشی نبود ورنه با تو ماجراها داشتیم
09119204282
hassannoorvar©yahoo.com
www.aftabkhat.blogfa.com


ح.اكبري @ جمعه 20 آذر 1388 - 14:30:11


سلام. ياد داشتي را جهت طرح در ديدگاه در مورد خوشنويسي امروزين
واستاد اميرخاني فرستادم.
واما سخني با دوست قلندرم كه همان نويسنده طناز خاطرات از بهشت
ميباشد.
هركسي را نتوان گفت كه صاحبنظر است
عشق بازي دگر و نفس پرستي دگر است

شرايط سياسي -اجتماعي وعملكرد مديريتي ضعيف استاد اميرخاني
مرا به تعصب وكج راهه نكشانده است.
به همان ميزان كه به عملكرد مديريتي استاد اميرخاني معترضم .هزاران برابر ازخلاقيت ناب ومبتكرانه ايشان دفاع ميكنم.
وامروز را زمانه اي نميدانم كه به جهت پاره اي بداخلاقي هاي شخصيتي به گذشته هرچند درخشان رجعت كنيم وهمانجا
منفعلانه اطراق كنيم.
بدون بهره گيري درست از سنت ومدرنيسم هرگز راه به جايي نخواهيم برد.
نه شما نادره منتقدي آگاه ،منصف و مسلط به تمام زواياي خوشنويسي سنتي وهنر مدرن هستيد ونه ما آنقدر بيگانه ،ناآگاه
و بي بهره از آنچه شما داعيه آن را داريد.
هيچ مرجعي شمارا تاييد نكرده كه مارا تكذيب واز اظهار نظر محروم.
آثار وخلاقيت استاد اميرخاني هرگز برشما پوشيده نبوده است.
خود بر هزاران صفحه چليپاي بي نقص،كتابت باعيار ممتاز وقطعات ناب استاد اميرخاني دسترسي داريد.كه بزرگاني كه شماداعيه دفاع از آنهارا داريد،يكصدم آن آثار را نيافريده اند.
نقد علمي هنر خوشنويسي كدام است ؟كه فقط ازشماها برمي آيد.
وديگران عاجز ازآن؟
تعصب نورزيد،حق وعدالت را در نقد در نظر آوريد.سليقه واحساس
شخصي وقومي راملاك قرار ندهيد.آخر ما هم مردمانيم.
جناب قلندر عزيزم:سطري كه آبان 88 نوشته بوديد هم كه شاكله
اصلي آن به شيوه استاد امير خاني است.شما ديگر چرا؟

حميد اكبري. (پيام قلم ني)payameghalam.persianblog.ir
حضور @ جمعه 20 آذر 1388 - 15:36:52


سلام . چرا بعضی دوستان با اسم مستعار مشکل دارند؟ اگر کسی در پس نام مستعارحرفی ناحساب، بی منطق و توهین آمیز بزند بلی جای سوال دارد. اما ممکن است عکس این مطلب باشد . چه بسا با این انگیزه باشد که دوستان اگر نظر مخالفی دارند بدون تعارف و ملاحظات تشریفاتی نظرشان را مطرح کنند و بحث کنند ،بدون آنکه نسبت به طرف مقابلشان در معذوریت قرار گیرند. . متاسفانه دوگانگی اظهار نظر ها در مواجهه حضوری و غیر حضوری یک امر اثبات شده و نمایان است و این مسئله بسیار نامناسب و حتی میتوان گفت به روند شکل گیری روابط و تصمیمات صحیح جمعی آسیبهای فراوانی زده. مهم آنست که با هر نامی ،مطلبی را طرح مینمائیم انگار همان باشد که با نام واقعی صحبت میکنیم. وقتی به نام اصلی دوستان اسرار میکنیم این شائبه پیش میاید که میخواهیم از مواردی غیر از منطق جهت اثبات حرفها و پیشبرد اهدافمان بهره جوئیم.
آرنگ @ جمعه 20 آذر 1388 - 17:27:26


آقاي نورور سلام
شما يكبار به خودتان اجازه داديد در مورد خط من اظهار نظر كنيد.
امروز كه در وبلاگتان خط شما را ديدم خيلي بهم برخورد كه چطور به خودتان جرأت داديد همچين حرف‌هايي بزنيد.
اگر سطر اولي كه در وبلاگتان گذاشته‌ايد هم خط خود شماست بايد از صميم قلب برايتان اظهار تاسف كنم.
به راستي ميان ادعا و عمل هزاران سال فاصله است. دلم نمي‌خواست در جاي عمومي پاسخ شما را بدهم اما چون خودتان در اينجا راجع به من نظر داديد من هم همينجا مي‌نويسم كه گله‌اي نباشه.
شما خيلي فاصله داريد تا بتوانيد در مورد خطهاي درشت‌تر از قلم كتابت نظر بدهيد.
كارهايي كه من روي وب گذاشته بودم به غير 2 مورد مال حداقل 10 سال پيش من است و همگي تاريخ دارند. حتي 10 سال پيش هم باز سطر را بهتر از شما مي‌نوشتم.
دوستان مي‌توانند خودشان ببينند و نظر بدهند. اما واقعا اعتماد به نفس شما قابل تقدير است. با اين خط راجع به آقاي اميرخاني نظر مي‌دهيد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
http://www.negarkhaneh.ir/Profile.aspx?profile=arang
آزاد @ جمعه 20 آذر 1388 - 17:54:11


سلام.
دوستان محترم لطف كنيد تسويه حساب‌هاي شخصي خودتان را از طريق ايميل انجام دهيد.
و اما مبحث قبلي...
آقاي نورور ، حضور و قلندر
در بين كسانيكه در حوزه‌هاي علميه درس مي‌خوانند رسم بسيار خوشايندي وجود دارد و همين باعث مي‌شود كه هميشه براي مسايل جوابي داشته باشند.
منظورم طلبه‌هاي خورده‌پا و اينها نيست. منظورم بزرگاني همچون علامه طباطبايي است. ايشان خودشان به مسايل خودشان ايراد وارد مي‌كردند و بعد سعي مي‌كردند به آن پاسخ دهند. همين باعث مي‌شده كه در مباحث فلسفي و ... به حد اعلا برسند.
اگر بنده از عمادالكتاب و تابعين سخني گفتم غرض توهين نيست. كاري كه شما بايستي انجام مي‌داديد را من انجام دادم. تا سوالي نباشد كه شما و ديگران پاسخي براي آن نمي‌انديشيد.
بنده در مطلب آقاي قلندر تحت عنوان قسمت چهارم طنز خاطرات ... اشكالهايي ديدم و براي اينكه لااقل خودم توجيح شوم مطالبم را بيان ميكنم و انتظار دارم نويسنده و يا كسانيكه مانند ايشان فكر مي‌كنند پاسخ دهند.
براي ادامه مباحثه به تالار گفتگو به آدرس زير مراجعه كنيد:
http://khoshnevisi.net/plugins/forum/forum_viewtopic.php?52.last
ح.اكبري @ جمعه 20 آذر 1388 - 18:45:45


سلام بر مدير پايگاه اطلاع رساني
با اجازه شما مطلبي كه جهت قرار دادن درديدگاه ارسال نمودم
در اينجا هم ميگذارم .شما پس از گذاشتن آن در ديدگاه از اينجا
حذفش فرماييد.

به نام خداوند زيبايي ها

چرا خط استاد اميرخاني را دلنشين و امروزين ميدانم؟

چندان كه خواهي درنگر در من كه نشناسي مرا زيرا از آن كم ديده اي من صد صفت گرديده ام
تغيير خود وزمانه خويش بسيار جسارت ،شهامت و خلاقيت مي طلبد.

به رغم اين كه شرايط سياسي ،اجتماعي و هنري كشور را مناسب چالش بين خوشنويسان درمورد نقد سبك و
شيوه نوشتن ايشان نميدانم. بهتر ميدانستم قبل از پرداختن به اين مقوله مهم واساسي درمورد تشكيلات و
نحوه اداره انجمن ،همفكري هاي اساسي و لازم انجام مي شد.
در اين مورد هم شخصا پيشقدم شدم ،مقدمه اي وطرحي را براي مديريت تشكيلات انجمن تهيه وتدوين وجهت
همفكري ونظر خواهي از صاحبنظران خوشنويس آماده نموده ام.اميدوارم به زودي با مساعدت پايگاه اطلاع رساني
به نظر سنجي ونظر خواهي گذاشته شود.
بخش چهارم خاطرات مرحوم استاد فرادي از بهشت مرا برآن داشت،مطلبي درمورد خوشنويسي طراز نوين وامروزين
بنويسم.نويسنده آن طنز شيوا ومتين رامن به خوبي مي شناسم و اونيز مرا، ما هردو عمر مفيدمان را در همين وادي حيرت با درد وعشق قلم وقدم زده ايم. دوستيم و همكلاس وسالها باهم همدلي كرده ايم.
وليكن ديدگاهش را درمورد خوشنويسي طراز امروزين، كه استاد اميرخاني پيشقراولش ميباشد،
اصلا منصفانه نميدانم. اكنون به قدر وسعم به آن مي پردازم:
حدود 28 سال پيش كه 27 ساله بودم در بحبوحه محدوديت ساير هنرها، انجمن رامامن امن وبانشاطي يافتم.
با ديدن سه مجلد ازرسم المشق هاي اوليه استاد امير خاني، كبوتر جلد انجمن وشيفته جمال خط ايشان گشتم.
با تمام وجود روحم دراين فضاي ناشناخته به پرواز در آمد وتانهايت من ماندگار گرديد.هرچه شناختم بيشتر ميشد،
جانم شيفته تر ميگرديد.دوره خوش را با استاد فرزانه ام ناصر نوروزي منش عاشق تر گرديدم.دوره عالي وممتاز را
به رغم عشقبازي با سوگلي خط استاد اميرخاني كه روبروي كلاسمان طنازي ميكرد ، در محضر استاد گرانمايه
ومحققم استاد ساعتچي شاگردي كردم.تا اين كه در مهر سال 63 افتخار اين رايافتم كه از سرچشمه آرزويم،
در كلاس فوق ممتاز استاد اميرخاني، به قدر وسعم جرعه اي بنوشم.
اكنون نيز بعد از 28 سال عشق ورزي در دنياي خوشنويسي ،به رغم اين كه منتقد هميشگي مديريت اجرايي
استاد اميرخاني بوده ام،وهيچگاه نيزبا استاد و اطرافيانش قرابت ونزديكي در امور اداري واجرايي انجمن نداشته ام.
برداشت شخصي ام كه خالي از تعصب و بدهكاريست،با شناخت و معرفتي كه جسم وجانم در گرو آن است،بدون اينكه
مقلد صرف وكور كورانه باشم، و از تحقيق وعلم ومعرفت هم بي نصيب نبوده ام،خواهم گفت:
كه چرا از خط استاداميرخاني لذت ميبرم و از آن دفاع مي كنم:
روزي از ايام سال 63 در كلاس فوق ممتاز شاگردي از استاد اميرخاني پرسيد: چراشيوه نوشتن وتركيب هاي شما
باساير استادان متفاوت است؟ كه آثار شما مورد نقد ساير اساتيد ميگردد؟استاد فرمودند: پرسشي سخت است .
ومن نبايد پاسخ دهم.وليكن با اكراه ميگويم.:من مطابق و موافق طبع وفطرتم عمل ميكنم وجز اين ازمن برنمي آيد.
وقتي استاد ميرزا محمد رضا كلهرطبق نياز زمانه وچاپ سنگي حروف وكلمات را گوشتالودتر نوشت وشيوه كلهري
شيوه غالب در انجمن خوشنويسان گرديد،چرا اين حق را براي استاد اميرخاني قايل نباشيم ،تا با نبوغ خارق العاده اش
ظريف ترين ومستحكمترين گوشه ها و زواياي خطوط استادان خلاق: ميرعماد،ميرحسين،ميرزاكاظم،ميرزا غلامرضا،
ميرزاي كلهر ،عمادالكتاب و...را استادانه انتخاب وماهرانه در هم ادغام وباهوش استثنايي وذاتي امروزين خويش
در هم آميزد وشاكله اي دقيق از حيث هندسي، رياضي وگرافيكي با وفاداري به اصل، حروف وكلماتي كاملتر ودلنشين تر خلق واتصالات راباصلابت بيشتر وتركيبات راهم با نقص كمتر ايجاد نمايد؟
اگر بررسي منصفانه اي از آثار آستاد امير خاني داشته باشيم.متوجه ميشويم كه ايشان همانند نيمايوشيج نوآور در شعر
كاملا آگاه بوده اند، كه تغيير و تحول در خط نستعليق كه توسط ميرعماد كمال يافته است، كار آساني نيست. فقط ميشود
آن رابا استعدادوقريحه ذاتي خدادادي وبا صرف جسم و جان، امروزينش نمود.تا جاييكه اين نگاه در طول ساليان
كم و كاستي هايش برطرف گرديده است.شنيده ام استاد كتاب تركيب بند محتشم كاشاني را اولين اثرتا حدودي
راضي كننده خويش دانسته است.
استاد اميرخاني وپيروانش عليرغم دور بسياردر آثارشان طبعي سودايي و سركش تر از سايرين دارند.وبسيار هم
پر كارترند. و به تبع آن پر اشتباه تر، سطر تنها اقناعشان نميكند،به سياه مشق اكتفا نمي كنند وبه كتابت هم بسنده.
شيوه استاد اميرخاني بيشتر نيازهاي امروزين جامه را با نگاهي نو پاسخ ميدهد.مردم ايران زمين بيجهت خوشنويسي
را با نام استاد اميرخاني عجين نميدانند،همانگونه كه آواز ايراني را بانام استاد محمد رضا شجريان.
اين كه برخي مدعيان پيروي از ميرعماد،ميرزا غلامرضا وعمادالكتاب به زمانه آن نوابغ رجعت كرده ودر همانجا
اطراق نموده اند ،با نوابغي همطراز، چون استادان: اخوين ،احصايي، خروش و ساعتچي تفاوت ماهوي دارند.
در پايان ضمن احترام به همه خوشنويسان ارزنده كشور،كه گلهاي خوشبوي همين بستانند . استادان: اميرخاني،
يدالله كابلي خوانساري و حميدعجمي راخوشنويسان خلاق ،مبتكر وامروزين مي شناسم.
در مورد خط شكسته نستعليق واستادكابلي بعدا خواهم نوشت.

حمدالله(حميد) اكبري. payameghalam.persianblog.ir (پيام قلم ني)

فردین @ جمعه 20 آذر 1388 - 19:05:37


نظر دوستان گرامی را به مقاله مدل های فکری مندرج دربخش تالارهای گفتگو و زیر عنوان مباحث تئوریک خوشنویسی جلب می نماید.
مدیریت سایت
نورور @ شنبه 21 آذر 1388 - 09:02:00


جناب الوندی
از اینکه به وبلاگ من رفتید و خط مرا هر چند دیر دیدید از شما سپاسگذارم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت مگر ابر بهار
الوندی عزیز خط من خیلی بد است حرف شما بسیار منطقی و متین ایکاش همانطور که من در مورد حروف و مفردات شما نظر داده بودم نظر میدادید البته نظرات شما بسیار منطقی و محترم سعی بر این دارم که خطوطی که در وبلاگ گذاشته میشود مشقهای بسیار اتفاقی و سر دستی باشد تا نشان بدهم که خالی از اشکال کمی نیستم .
دوست من تمام نقادان حتما نباید مجریان خوبی باشند بنده همانطور که با مثال در مورد خط جناب شیرازی عرض کردم نظرات خودم را گفتم اگر هم از نزدیک ایشان را زیارت کنم به ایشان هم عرض میکنم شاید ایشان با داشتن تجربه فراوان مرا هم قانع کنند . در مورد استاد امیرخانی هم همینطور .
بر طبق اصول وقتی دو سبک خط را با هم مقایسه میکنند مثلا میرزا غلامرضا و میرزا محمد رضا کلهر باید به خطوط ایشان استناد کنم نه اینکه دانگ قلمم را ریز و درشت کنم .شما این اشتباه را به گردن من نیانداز از استاد امیرخانی سوال کن شاید جواب منطقی بشنوی . من سوال کردم آنهم چند سال قبل که شاگردان ایشان پروانه وار در کلاسشان بودند .جوابی نشنیدم
حقیر عرض میکنم با اسم واقعی وقتی بنویسم دیگر نمیتوانم به کسی بگویم شاخ و شانه کش و هوار کش فلان استاد چون یا وکیل حقوقی ایشان بنده را ساکت میکند در دادگاه یا میگوید فلان بن فلان... شاخدار پ....است
دلیل در پرده هر چه که باشد قبول ولی اظهار نظر کردن و .... نمیدانم
آقای حضور
دلایل بیشتر خود را میتوانم در مکالماتی عرض کنم
چرا میترسید خود را معرفی کنید مطمئنا از جایگاه هنری شما چیزی کم نمیشود بلکه استادی را شاهد خواهیم بود که سعی در تبیین و روشنگری است
مدیریت سایت توجه کنند که اگر این بار کسی به غیر از نقد هر چند هم نادرست و نظر غیر کارشناسانه نسبت به بنده اهانتی کنند به مصداق مرغ جبری را زبان جبر گو عمل میکنم

نورور @ شنبه 21 آذر 1388 - 09:11:36


آقای حضور حق با شماست ولی در آن کامنت نظر در مورد وضعیت ظاهری آن استاد محترم . بنده خدمت هیچ خوشنویسی اهانت را قبول نمیکنم بهر دلیل که باشد
بدخط @ شنبه 21 آذر 1388 - 10:13:22


آرنگ جان مگه شما کی هستی و خط شما چیه که دیگران برای اظهار نظر دربارش باید از شما اجازه بگیرن ؟ با آب طلا مینویسید شما ؟ تفاوت های بین خط خام و خط پخته را یک فرد معمولی هم تشخیص میده چه برسه به یک خوشنویس . شما خودتون هیچ ایرادی در خط خودتون نمیبینید ؟ اگه میبینید پس دیگه زیاد مهم نیست که چه کسی به آن ایراد اشاره کرده . X یا Y .
قلندر @ شنبه 21 آذر 1388 - 11:01:07


یادم میاد سیزده چهارده سالم بود که رفتم انجمن مثلا خط یاد بگیرم. از پله ها که رفتم بالا پیچیدم دست راست ووارد یه اتاق بزرگ شدم . یک پیرمرد خوش سیما با اون عینک گردش نشسته بود پشت میز ودورتادورش هم چهل پنجاه نفری وایستاده بودن . مبهوت قیافه اون آقا شدم . خیلی ازش خوشم اومد. همینجوری که محو تماشای ایشون بودم به ناگاه رو کرد به من وگفت بچه جون اینجا چی می خوای؟ بدو برو کلاس خودت. راستش ترسیدم . اومدم بیرون و از پله ها سرازیر شدم ورفتم خونه . تا سال 1378 دیگه حتی از طرفای انجمن هم رد نشدم. بعد که اومدم تازه فهمیدم اون آقا مرحوم استاد فرادی بود.
من مانی لقمانی لیسانس مهندسی برق ، لیسانس نقاشی ، فیلم ساز وآهنگساز هستم. دستی بر قلم دارم وگاهگاهی می نویسم. با خوشنویسان بسیاری آشنا هستم و در جریان وقایع انجمن . راستش خیلی دلم برای خوشنویسا می سوزه . در یک دایره بسته همش دور خودشون می چرخن و نمی دونن که منشا مشکلاتشون کجاست. سعی نمی کنن خودشونو ارتقا بدن ویه کمی با علوم روز آشناتر بشن . خودشون اینجا در قرن بیست ویکم هستن ولی ذهنیتشون در قرن دهم گیر کرده. فکر می کنم باید کمکشون کرد. برای همین هم اینجا هستم.
تصمیم گرفتم با نام مستعار قلندر و از زبان کسی که یکبار بیشتر ندیدمش ولی خیلی ازش خوشم اومد حرف بزنم. با مشورت تنی چند از دوستان خوشنویس مجموعه مقالات طنز خاطرات فرادی از بهشت رو نوشتم . امیدوارم که از من ناراحت نشین. متاسفانه این ها مشکلات همه هنرمندان سرزمین ماست و تنها به شما خوشنویسا مربوط نمی شه.
نمی خواستم خودم رو معرفی کنم. اما دیدم بعضی ها بعضی دیگر از خوشنویسا رو به نام من هدف گرفتن. دیدم دور از جوانمردیه .
نقد هنری یک مقوله علمی است . هنر هم جای خودشو داره. عنداللزوم کسی که نقد می کنه نبایست حتما هنر مند باشه . مگه این که هنر مندها همه چیز رو به نفع خودشون مصادره کرده باشن از جمله نقد رو. الحمد ... ماهم که بله . یه جورایی دستی بر هنر داریم. حالا اگه خوشنویس نیستیم به جاش در سه تا رشته هنری دیگه دست وپا می زنیم.
فعلا این نوشته برای برائت دیگران از جرم بزرگ نقادی هنر. بر می گردم.
نورور @ شنبه 21 آذر 1388 - 12:02:33


قلندر جان
خوب شد خودتان را بدوستان معرفی کردید دوستان دیگر هم میتوانند به همین راحتی و صمیمیت خود را معرفی کنند .
قلندر جان خوش آمدی
بدخط @ شنبه 21 آذر 1388 - 12:47:50


قلندر جان با اجازه من شما رو به همون اسم قلندر خطاب میکنم .
مطالبی که درمورد مغلطه و بد نویسی استاد امیرخانی فرمودید با خاطرات و مطالب دیگه ای که بیان کردید کاملآ همخوانی داره . دوست هنرمند مشکلات نقاشی و موسیقی و فیلم سازی اگه از خوشنویسی بیشتر نباشه کمتر نیست . از قدیم هم گفتند با یک دست نمیشه چند تا هندوانه برداشت . که ظاهرآ شما برداشتی و چند تا هم از دستتون افتاده شکسته . همه در اظهار نظر آزاد هستند ولی بهتره که نظر رو حساب کتاب باشه .
شما درباره ی نقاشی و موسیقی و فیلم سازی هم نقد و مطالعه ی علمی داشته اید که حالا آمدید سراغ خوشنویسی ؟
من هم ممکنه لیسانس زبان و مکانیک داشته باشم . ولی آیا تا حالا چقدر درباره ی مکانیک یا زبان پژوهش داشتم ؟ که بخوام نقد علمی درباره ی آثار پروفسور آریانپور یا دیگر اساتید عرضه کنم ؟ شما میگی نقد علمی . تشریف بیارید مقاله و بحثی که جناب تبریزی ارائه کردند رو مطالعه بفرمائید و نظرتون رو بفرمائید ما هم یاد بگیریم . با تمام احترامی که برای شما قائل هستم خدمتتون پرسشی مطرح میکنم . خاطرات دوران طفولیت شما از خوشنویسی و کلاس استاد که بگفته ی خودتون خاطره ای تلخ و شاید ترسناکی هم هست چه ربطی به نقد علمی ی خوشنویسی استاد شیرازی یا استاد امیرخانی و هندسه ی خط داره ؟
شما میفرمائید ذهن خوشنویس در قرون گذشته درگیره . آیا ذهن نقاش و موزیسین در قرون گذشته نیست ؟ هر برگی و هر ساقه ای با ریشه ی خود مرتبطه . اگه ارتباطش با ریشه قطع بشه چه اتفاقی میوفته ؟ یه نگاهی به نظر سنجی سایت بفرمائید شاید یه چیزایی تو ذهنتون تداعی بشه . مطلبی که پیشتر خطاب به شما عرض کردم رو مطالعه بفرمائید . اظهار نظر بله ولی نقد علمی بهتره که در همون رشته صورت بگیره . من عاشق یانی و موسیقیش هستم . ولی بعنوان شنونده ای که هیچی از موسیقی و نواختن بطور تخصصی نمیدونه . درسته که ادعا ی دلسوزی برای آثار یانی و نوازنده ها ش کنم ؟
قلندر @ شنبه 21 آذر 1388 - 15:16:26


دوست عزیز
قبل از هر چیزی دلم میخواد ازت خواهش کنم این عنوان بد خط رو عوض کنی وهمون چلیپا یا یه چیز دیگه رو انتخاب کنی . آخه آدم یاد چیزای بدبد می افته!
1- آقا جان بر خلاف نظر جنابعالی بنده خیلی هم از خط سرم میشه ویه پا کارشناسم باور نداری ببین . دیدی؟ خیلی خوب.
2- اصول ومبانی هنرهای تجسمی در همه اقلام آن یکی است و با آشنا بودن به آن می توان در همه رشته ها سرک کشید.
3- بر کدام مبنا اعتقاد دارید که منتقد خوشنویسی حتما بایستی خوشنویس باشد؟ استدلال خود را بیان کنید تا هم ما هم بقیه دوستان مستفیض بشوند.
4- کارشناسان بزرگ هنرهای تجسمی در همه جای دنیا عنداللزوم هنرمند نیستند .
5- اصلا اگه هنرمند باشی وبخوای در باره آثار همکاران خود در همان رشته نظر بدی نمی تونی خیلی با انصاف باشی.
6- من اصلا متاسف نیستم که شما دلت به حال گروه یانی نمی سوزه. اگر می سوخت هم متاسف نمی شدم. هر کدام آنها در رشته خود از سرآمدان روزگار هستند.
7- هنر متعلق به سرزمین آزادی است . به جای شعار دادن بهتر است مثل من که نقاط ضعف خطوط استاد امیرخانی را گفتم حضرتعالی هم زحمت بکشین ونقاط قوت و نبوغ ایشان را با ذکر مثال توضیح دهید. با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شه!
8- شما چون به خط واستادتون تعصب دارید جرات نمی کنید آثار ایشان را تجزیه وتحلیل کنین ولی من چون چنین تعصبی ندارم جرات می کنم. گویا می ترسید با بسیاری واقعیات تلخ روبرو بشید.
9- من تا بحال بیش از 19 نمایشگاه انفرادی نقاشی برگزار کرده ام. 3 نمایشگاه تخصصی نقاشی در همه مکاتب آن داشته ام. چندین فیلم بلند و بیش از 12 فیلم مستند ساخته ام. صدها قطعه موسیقی ساخته ام و نه تنها شکستی در خود احساس نمی کنم که هر روز بیش از پیش به خود امیدوارتر می شوم. آرزو می کنم شما هم در خود احساس بهتری داشته باشی ودر باره دیگران پیش داوری نکنی .
10- منتظر مقاله شما در باره نابغه دوران خوشنویسی ! هستم . در ضمن لطف کنید مثل این سرهنگ عزیز جناب اکبری مدحیه ننویسید مقاله بنویسید مستدل وبا ذکر مثال.
خطاط @ شنبه 21 آذر 1388 - 15:53:14


بسيار جاي تاسف دارد كه خوشنويسان بجاي پرداختن به مباحث تخصصي خوشنويسي خود رامشغول سياست بازي استادان نموده اند بياييم همه با هم به دور از تعصب و غرض نقدهاي منصفانه اي از آثار اساتيد قديم وجديد درحد وسع واشراف به مسائل ارائه كنيم وبه اين راحتي در موردكسي كه نقدي درمورد استادي مي نويسد حتاكانه وبدور ازادب برخورد نكنيم ونشان دهيم كه چيزهايي كه درمورد ادب واخلاق هنرمندان گفته ميشود درست است باتشكر
آرنگ @ شنبه 21 آذر 1388 - 16:32:25


بدخط عزيز
هر كسي مي‌تواند نظرش را را جع به خط ديگري اظهار كند. من ابايي ندارم از اينكه ديگران راجع به خطم حرف بزنند كه اگر ترس از حرف ديگران باشد كه اصلا نبايد اثر را در مجامع عمومي قرار داد. و اگر ايراد اشكال نگيريد و نگيرند كه آدم هيچوقت به ضعف‌هاي خودش پي نمي‌بره.
اينكه شما اينطور فرمايش كرديد به اين خاطر است كه شما از ماجراي قبل از آن اطلاعي نداريد و يا شايد فراموش كرده‌ايد.
در جايي من با كس ديگري بحثي داشتم كه بنا به دلايلي از ادامه مباحثه منصرف شدم. اما دوستان لطف كردند و در آن گير و دار شروع به تصحيح خط من كردند كه نشان دهند خواسته من بي مورد است.
اگر پاسخي بود به آن مورد بود.
اگر نه من هم نقاط قوت آقاي نورور را ديدم و هم نقاط ضعفش را. فقط منظورم اين بود كه بدانند كه براحتي ميتوان ايراد گرفت.
ايشان كتابت خوبي نوشته‌اند. دو نمونه از كتابت‌هاي ايشان در وبلاگشان موجود است كه خيلي هم شيرين و يك دست نوشته شده‌اند. اگر چه در تك تك كلمات قوت يكسان نيست اما در كل كتابتشان بهتر از سطري بود كه در وبلاگ قرار داده‌اند.
آزاد @ شنبه 21 آذر 1388 - 16:36:41


جناب قلندر و دوستان همراه ملاحظه كنند:
http://khoshnevisi.net/plugins/forum/forum_viewtopic.php?52
بدخط @ شنبه 21 آذر 1388 - 16:36:59


قلندر جان واقعیت تلخه نه ؟
چلیپا رو ساختن عزیز گشتم نبود نگرد نیست .
من چون مثل شما خوشنویس نیستم و فهم و کمالاتم به اندازه ی شما که همه فن حریف هستید نیست لقب بد خط رو انتخاب کردم . خیلی هم دوسش دارم ;) اعتماد به نفس کاذب شما ستودنی است . چون بزرگان و حرفه ای ها در هر زمینه ای بعد از گذراندن سالها رنج و زحمت و تمرین و اندوختن تجربیات مختلف با فراز و نشیب های بسیار چنین که شما ادعا میکنید نیستند .
قلندر جان شما اگر حرفی برای گفتن داشتی در همان زمینه های موسیقی و فیلم سازی و نقاشی میزدی و اگر حرف شما خریدار داشت همان جا نگه تان میداشتند . پاس نمیدادند این طرف. پیشتر اشاره کرده بودید که شمشیر نقد بسیار زهرآلود است هر چند به مذاق شما خوش نیاید . بله درست است چون به مذاق شما هم خوش نیامد و ...
به گفتم به تالار گفتمان رفته و مقاله هایی که جناب فردین زحمت کشیدند ارسال کردند را مطالعه و نظری بدهید . چون در ادامه ی آن مباحث به قواعد و اصول خوشنویسی و آوردن نمونه ها نیاز پیدا خواهیم کرد . آنوقت از تجربیات و نظریات خوشنویسی شما هم استفاده میکنیم بطور کاملآ علمی و مستند . من هم در آن پیرامون نظراتی ارسال کردم . چرا نمیروید و در مقابل نظرات من نقد و بحث علمی نمیکنید ؟ شما از هندسه ی خط و نقد علمی میگفتید . ما که نگفتیم . پس حالا که بستر بحث های علمی باز شده تشریف بیاورید و ادعای مغلطه و بد نویسی استاد امیرخانی را علمی و دقیق بیان بفرمائید . اصلآ خودتان بحثی در این زمینه راه اندازی کنید . چرا فقط ادعا میکنید ؟ ادعا کردید .
بر سر حرفتان و ادعایتان بمانبد و به من بدخط چیزی بیاموزید . شاید شما که استاد فیلم سازی و موسیقی و نقاشی هستید
بهتر از خوشنویسان میفهمید . پیامبران هم برای اثبات ادعای خود معجزه داشتند . ما جاهل و نادان و افکارمان گیر کرده در قرن ها و سالها ی گذشته شما که میفهمید و مدرن و امروزی هستید و چندین چند نمایشگاه ال و بل داشته اید ( که چه ربطی به خوشنویسی دارد نمیدانم ) بیائید در حق بد نویسی چون من آنهم نه با معجزه بلکه با نقد علمی طبق قواعد و اصول زیبا شناسی ی هندسه ی خط ثابت کنید استاد امیرخانی هم مانند من " بد خط " و مغلطه و بد نویس هستند .
شما انتظار نداشته باش در مورد خوشنویسی هر حرفی دلتان خواست بزنی و دیگران سر تکان دهند .
1 - ما هم نگفتیم شما چیزی از خط سرتان نمیشود . حتمآ صد در صد . هر که نظراتتان را بخواند میفهمد که درباره ی خوشنویسی خیلی سرتان میشود .
2 - بله که میتوان در هر جایی سرک کشید . مثل شما که در حال سرک کشیدن در خوشنویسی و آثار بزرگان خوشنویسی معاصر هستید و از ابتدا رفتید در مرحله پایانی سراغ غول آخر بازی lol
که هماهنگ و موازی با همان سرک کشیدنه .
3 - بر همان مبنا که اگر خوشنویس نباشد میشود قلندر .
کسی تنها صرف علاقه به خوشنویسی که منتقد نمیشود آنهم در سطوح بالا . مطلبی هم که شما گفتی نقد نبود . سرک بود .
4 - میشود نام چند تن از این کارشناسان را بگوئید ما هم بدونیم ؟
چطور کسی که هنرمند نیست میتواند کارشناس بــــزرگ آثار هنری باشد ؟ شاید که همه را به کیش خود پنداشته همانطور که خود را کارشناس خوشنویسی میدانید آنان هم کارشناس بزرگ آثار هنری میدانید .
5 - به به هر دم از این باغ بری میرسد .
بله انصاف شما کاملآ مشخص است . قابل توجه دیگر دوستان که طبق نظریه ی قلندر جان نمبتوانیم راجع به آثار دیگر خوشنویسان نظر بدهیم . اجازه دهیم نقاشان و آهنگ سازان و فیلم سازان و ... نظر دهند . ما نمی توانیم انصاف داشته باشیم !!!
6 - من برای یانی و گروهش دلم نسوخت خواستم جا برای شما باز باشد همانگونه که برای خوشنویسان دلسوزی میکنید برای یانی هم دل بسوزانید .
7 - نطق جالبی بود . " همین "
8 - چطور ایشان که تا چند روز پیش بقول شما مغلطه و بد نویس بودند حالا شدند " استاد " ؟
من در آثار ایشان چیزی به عنوان بد نویسی ندیدم . شما دیدی .
مفهوم بد نویسی و مغلطه خیلی فرق میکنه تا تفاوت سلیقه و زیبایی شناسی .
9 - ببخشید با فرانسیس فورد کاپولا یا استاد فرشچیان هم همکاری داشتید ؟
10 - من از شما سوالاتی پرسیدم چکار به جناب اکبری دارید ؟
ایشان چه گناهی کرده آخه ؟ =))

تفکرات و نظریات شما برای ساخت یک کمدی مطلوب است . حداقل در زمینه ی خوشنویسی مهارت کافی ندارید در زمینه ی فیلم سازی که دارید .
بهداد @ شنبه 21 آذر 1388 - 19:12:53


دوست عزیز خطاط جان ما هم داریم 2 ماهه داد میزنیم به مباحث تخصصی خوشنویس بپردازید و دست از این خاله زنک بازی ها بر دارید . اما دریغ از گوشی شنوا . فعلا اینجا شده محل تاخت و تاز و جنگ و جدل بین هواداران فلان استادو دیگر استاد . و با این رویه باید کم کم شاهد ردوبدل شدن الفاظ رکیک بین دوستان باشیم .
مدیر محترم برای بار صدم خواهش میکنم شما بعنوان تصمیم گیرنده ی نهائی این سایت نگذارید دوستان رو در روی هم بایستند . و بیکدیگر هتک هرمت کنند . مگر اینکه سیاست اصلی این سایت همانا جنجال آفرینی و تفرقه و نفاق باشد تا با مطرح شدن حرفهای بی سندو مدرک از طرف برخی دوستان چهره و شخصیت بزرگان این هنر عزیز را مخدوش سازند و متاسفانه برخی از بینندگان نیز ندانسته و ناخواسته بدان دامن میزنند. بهتر است قدری هوشمندانه تر به این موضوع بیاندیشیم .
دوستان عزیز برای دوئل با یکدیگر از فضای دیگری استفاده کنید .
نورور @ شنبه 21 آذر 1388 - 20:25:52


اگر دوستان با اسم واقعی خود مینوشتند و در پرده نبودند یا خطشان دیده میشد این وضع نبود .
نه خطی نه اسمی نمیدانم
ورای روشنایی من چه دانم
ح.اكبري @ شنبه 21 آذر 1388 - 20:36:54


سلام بر قلندر ومدير محترم پايگاه.
تصورم اين بود كه مجموع يك بعلاوه يك دو ميشود.
نميدانستم كه از صفر هم كمتر مي شود.
شما جمع دونفره گويا از آنانيكه در ده سال گذشته
از مطرح كردن طرح تشكيلات واهمه داشتند عقب تر هستيد.
واز واقعيت اميرخاني هم در هراسيد.
آزاد انديشيدن وآزاد عمل كردن جسارت وعدالت ميخواهد
كه ما نداريم.پس ببنديد در اين دكان را كه اصلا وقت عاشقي
نيست.با عكس و عنوان غلط هم نميتوان از واقعيت فرار كرد.
من برگشتم در همان پيله ابريشمين خود تا وقت پرواز در رسد
بدرود تا آن زمان.
مدیر پایگاه @ شنبه 21 آذر 1388 - 21:08:40


جناب بهداد لطفا در کنار انتقاد برای صدمین بار پیشنهاد هم بفرمایید.
مدیر پایگاه @ شنبه 21 آذر 1388 - 22:33:58


جناب اکبری متوجه منظور شما نمیشوم. کدام جمع دونفره؟ در میان اعضای فعال پایگاه بنده تا کنون توفیق زیارت جناب "حضور" را داشته ام و بس. این پایگاه مدیری جز admin ندارد. بفرمایید یعنی چه که از طرح تشکیلات و واقعیت امیرخانی هراسانیم؟ منظورتان از "دکان" چیست؟
حضور @ يكشنبه 22 آذر 1388 - 00:37:48


سلام دوست خوب و مهربانم جناب اکبری. من که هر چه فکر کردم متوجه نشدم از چه چیز ناراحت شده اید. اگر از انتقاد قلندر دل گرفته اید جای تاسف است و اگر کسی حرف نامربوطی زده که شما را ناراحت کرده بگو تا انشاالله رفع سو تفاهم شود . در ضمن خوشم اومد از نکته ای که فرمودید. البته من معتقدم انسانهای هنرمند انسانهایی بزرگوار و رئوفند و تحت هیچ شرایطی باعث هراس دیگران نمیشوند مگر آنکه .......
بهداد @ يكشنبه 22 آذر 1388 - 02:19:07


جناب admin عزیز یا همان مدیر پایگاه محترم این حقیر که از ابتدا تا لحظه ی اکنون در حال پیشنهادم . چقدر فریاد زدیم آقایان مباحث تخصصی خوشنویسی ؟ چقدر بغض کردیم که آقایان به اساتید هتک حرمت نشود ؟ چقدر خواستیم هر کسی را اجازه ندهید نقد کند . چقدر گفتیم دوستان برای عرض اندام و تسویه حساب های شخصی و قومی قبیله ای فضای این پایگاه را آلوده نسازند . تقاضا کردم محیطی فراهم شود تا دوستان آثارشان را به نمایش بگذارند . مطرح نمودم دوستانی که بزرگان این هنر را بی شرمانه به باد انتفاد وتمسخر میگیرند یک قطعه چلیپا از خود به نمایش بگذارند تا ببینیم آیا منتقدین ما واعظ غیر متعظ نباشند . فرمودید راجع به استاد سید حسن میرخانی مطلبی در اینترنت پیدا نمیشود حسب الامر و بلافاصله چندین صفحه تقدیم گردید .پیشنهاد کردم دوستان را بواسطه مقاله به سمت مبانی هنرهای تجسمی سوق دهید و ............................
حال نمیدانم اینها که عنوان شد رنگ و بوئی از پیشنهاد داشت یا همه اش انتقاد بود ؟
سعی کنید هنرمندان فعالی چون جناب اکبری را بواسطه ادبیات بد بعضی از دوستان از دست ندهید .
ایام بکام عزت عالی مستدام
بدخط @ يكشنبه 22 آذر 1388 - 04:59:13


بهداد جان با نظرات شما موافقم .
ولی این مباحث اگه نباشه تفاوت خوشنویس و غیر خوشنویس مشخص نمیشه . هر کی از راه میرسه میاد واسه خوشنویس ها تعیین تکلیف میکنه نقد مینویسه ادعای دانش و علم میکنه . دلشون از جای دیگه پره میان اینجا عقده گشایی . بعد آخر کار میفهمیم که طرف اصلآ این کاره نبوده . بهداد جان اگر بد نویس ها و مبتدی هایی چون من نباشند ارزش خوشنویس ها و حرفه ای هایی چون قلندر مشخص نمیشه . پس باید تا اونجایی که امکان داره مباحث بصورت محترمانه پی گیری بشه . ایشون مصداق عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد هست . درضمن اگر ما نتونیم این حرف ها رو بشنویم تحمل کنیم و همه را پس بزنیم اونوقته که در نهایت شاهد برخی هتک حرمت هایی از این بدتر خواهیم بود . مثل فنری که هر چه فشرده تر باشه انرژی پتانسیل بیشتری برای آزاد شدن داره . بگذارید نظراتشون رو بیان کنن . مطمئنآ مدیر سایت هم نظرات رو بررسی میکنند و با شناختی که تو همین چند روز از ایشون پیدا کردم بسیار فعال هستند . حالا اگر کسی اومد و گفت بدخط مدیحه گفته یا فلان و ... نباید به ما بر بخوره . از این حرف ها زیاده .این همه پشت سر اساتید بزرگ حرف های نامربوط زدن . چی شد ؟ باعث شد خوشنویس ها بیشتر در آثارشون متمرکز بشن و ارزش کار اونها رو بیشتر بدونند . من اگر جایی اشتباه کنم اینقدر شهامتش رو دارم که بگم اقا اشتباه کردم .همیشه میگن شنونده باید عاقل باشه . به عنوان یک هنرجوی خوشنویسی که اینجا خدمتتون هستم دوست دارم شما و جناب اکبری و همه ی دوستان باشند و فعالیت کنند و از شما بیشتر بیاموزم .
نورور @ يكشنبه 22 آذر 1388 - 08:59:24


آقا بنده میخواهم گیر بدهم آنهم سه پیچ
مرام داشته باشید از انتقاد چپ وراست میگذارید ولی به چه دلیلی خود را معرفی نمیکنید من هنوز سر در نمیآورم .من اگر میگفتم جناب آزاد شاخ دارد با من چه میکردید
اگر من به فلانی میگفتم هوارا کش استاد شیرازی که دنبال میز و صندلی هست من را راحت نمیگذاشت یا ما این مروت و شجاعت درد شما نیست که خودتان را معرفی کنید و مانند مستوران در پس پرده بودن .
حالا ببینید چه کسانی مثل ترقه میپرند که توهین کرد دیدی
هتک حرمت این است که بدون اسم حرف بزنید حالا هر که هستی باش .
در ایامی هستیم که صاحب این ماه در گودال قتلگاه فرمود اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید ودریغ از شما
با اجازه مدیریت سایت تا زمانی که دوستان با اسم مستعار مینویسند حقیر از اظهار نظرات غلط خود شرمسارم
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
آزاد @ يكشنبه 22 آذر 1388 - 10:49:22


سلام.
آقا اگه بگيد من شاخ دارم من سريع يك عكس از خودم روي سايت ميزارم كه همه ببينند كه ندارم.تصویر : http://kimag.es/share/76147237.gif

آقا خواهش مي‌كنم از كلمه هتك حرمت استفاده نكنيد، حس بدي ميده ، آدم يه جور ديگه فكر ميكنهimg]http://kimag.es/share/76147237.gif[/img]

دوستان محترم
برداشت من اين است كه ما داريم چيزي را تمرين مي‌كنيم كه قبلا از داشتن آن محروم بوده‌ايم و به همين دليل با آن ناآشناييم. منظورم تحمل و ظرفيت در كنار هم بودن و گفته‌هاي مخالف را شنيدن.
ناگفته پيداست كه در اين راه تجربه نشده ممكن است موارد ناهنجاري هم پيش بيايد كه در سايه صبر انشالله حل خواهد شد.
==========
دوستان دقت كرده‌ايد اين صفحه ماشالله چقدر طويل شده. گمان كنم كمي ديگر پيش برويم براي بارگذاري تمامي مطالب بايست يك دو روزي رو صبر كنيم.img]http://kimag.es/share/76147237.gif[/img]

مسايل را به تالارهاي گفتگو منتقل كنيد.
متشكر و ممنون

نظرات غیر فعال هستند

ایستگاه هنر



از دوستانی که دارای وبلاگ هستند درخواست می شود با قراردادن کد بنر در بخش تنظیمات وبلاگ خود ما را در معرفی ایستگاه هنر یاری نمایند. برای دریافت کد بنر اینجا کلیک کنید.

اخبار در سال 1389

شید سچپج
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031 
 
Powered By Persian E107 BY Iranscripts.Com | Sponsor : MehrHost.Com