بزرگ کردن کوچک کردن اندازه اولیه

فراخوان


خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

پیامک


ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ



رضا شیخ محمدی




 استاد (کرم)علی شیرازی هنر خوشنویسی را در محضر زنده‌یاد معین اصفهانی آغازید. ولی در ادامهء پویش در مسیر پرسنگلاخ نستعلیق، در مکتبخانهء استاد غلامحسین امیرخانی - کالیگرافری وافر از ذوق و نبوغ - زانوی تلمّذ بر زمین زد و در شعاع شخصیّت هنری امیرخانی و با الهام از عجایب دنیای هنری او در آمیزش با توان خویش، قلّه‌های ترقّی را درنوردید.
امّا رشک‌انگیزی و وسوسه‌گری صافنگاشته‌های بجامانده از بزرگان خطّهء خط: حضرت میرعماد، میرزا غلامرضا، میرزا کاظم و میرحسین خوشنویسباشی، و نیز درشت‌نویسی و راحت‌نویسی با قلم پارویی - که پیشتر جواد بختیاری در آن مسیر گام نهاد و دلبری‌های بدوی کرده بود - دل حضرت شیرازی را برد و او را وارد میدانی خطیر و پرمخاطره کرد که هرگونه اشتباه در آن، موجب بروز ضایعاتی در هنر هنرمند خوشنویس می‌شد. به قول جناب موحّد: «مراتب بالای هنر، غیور است.» حالا نکته اینجاست که خطوط قدما هم غیرت‌ورز است. هم از این رو هرگونه تلقّی ناصواب از شیوهء قدما، خوشنویس را از اصالت دور می‌کند و منزلت او را حتی از یک مقلّد شیوهء معاصر پایین‌تر می‌آورد.
حال باید بررسی کرد که آیا خروج شیرازی از ریل و مدار امیرخانی و روکردن به شیوهء متقدّمین و صافنگاری‌های ایشان که در بدو امر، نویدبخش جلوه کرد، به نتیجهء خوبی منتج شد؟

برای مطالعه متن کامل نقد و بررسی به وبلاگ رضا شیخ محمدی مراجعه فرمایید



  يكشنبه 8 آذر 1388 - 13:46:18

نظرات

بهداد @ دوشنبه 9 آذر 1388 - 04:37:18


با سلام .
قابل توجه دوستانی که دوست دارند نقد کنند اما وقتی قلم به دست میگیرند جز تهمت و افترا حاصلی ندارد . مطلب جناب شیخ نمونه ای از یک نقد هنری است که همه چیز با ادله و سند ذکر گردیده و به قضاوت خوانندگان و بینندگان گذارده شده است . که البته صحت و سقم آن کار اهل خبره است و موضوع بحث بنده نمیباشد .
این مطلب نقدیست که میتواند برای بسیاری از باصطلاح نقادان امروز الگو قرار گیرد تا اولا بدانند نقد هنرمند انتقاد از اثر هنری اوست نه آن که فلان استاد نماز میخواند یا خیر . و ثانیا بدانند چگونه قلم بر کاغذ برانند تا خدای ناکرده بی هرمتی نسبت به ساحت هیچ هنرمندی صورت نگیرد .
آرنگ @ دوشنبه 9 آذر 1388 - 09:57:44


سلام.
قبلا هم نقد و بررسي آثاري از اساتيد معاصر را از آقاي شيخ ديده‌ام و در اين باب با خود ايشان خصوصي صحبت كرده‌ام.
نقد اگر در چارچوب علمي پيش برود و البته اگر تبديل به تبادل نظر علمي و منجر به تحقيق مخاطبان شود ، در واقع بهترين راه و گزينه است.
سال‌هاست جاي همچون چيزي در فضاي خوشنويسي خالي بوده است.
نقد آثار آقاي شيرازي و ديگر خوشنويسان هيچ چيز از ارزش‌هاي آنان كم نخواهد كرد بلكه اگر درست نگاه كنيم باعث ارتقاي ايشان خواهد شد.
البته دوستان توجه داشته باشند كه اين نقد و انتقادهاي ديگر مي‌تواند صرفا در بردارنده نظر نويسنده باشد و منتقدان مختلف نظرهاي متفاوتي در يك موضوع مشترك داشته باشند.
سال‌هاست كه به خاطر يك سري آموزش‌هاي غلط كسي نتوانسته در مورد خط استادان نظر بدهد. كما اينكه مي‌دانيم در بسياري از موارد بر آنها مي‌توان ايراد جدي گرفت. اما نام ايشان و فضاي حاكم مانع از آن ميشده است كه كسي اظهار نظري كند. در بسياري از مواقع علارقم ميلمان مجبور شديم كه در مقابل آثاري كم ارزش و گاها بي‌ارزش فقط به احترام خالق اثر سكوت كنيم و احتمالا تاييد كنيم.
اما بطن اين عمل احترام نيست و شايد به نوعي بي‌احترامي است. دوست آيينه دوست است و بايد منعكس كننده افعال شخص مقابل بي كم و كاست و در جهت رفع عيوب او باشد كه البته به خاطر اينكه اقلب ايشان خود را بري از هرگونه نياز به انتقاد مي‌دانند احتمالا انعكاس و انتقال مطلب به آْنان كاري بس دشوار و شايد غر ممكن باشد.
ترجيح مي‌دهم به جاي اينكه يك سره به سراغ نقد و نقادي برويم اول تحقيق كنيم و به يك سري متر و معيار برسيم و بعد بر اساس آن معيارها ، شروع به حلاجي آثار كنيم. تا از رفتن به بيراهه و اعمال نظر شخصي تا حد امكان جلوگيري كنيم.
به هر حال در اينجا خشنودي خود را از شروع مسير نقد و نقادي اعلام ميكنم و اميدوارم كه روزي برسد كه هم علم و اصول نقد را بدانيم و هم ظرفيت و تحمل پذيرش آن را.
==========
يك نكته:
مخاطب و منتقد هر دو بايد بدانند كه موضوع نقدشان چيست؟
گاهي عملكردها مورد انتقاد هستند و گاهي آثار. تين دو بايستي از هم تفكيك شود.
بر اساس قانون و شرع و همچنين جوانمردي و آزادانديشي تحقيق و تفحص در زندگي خصوصي افراد ممنوع و به دور از اخلاق است.
اعتقادات هر كس به خود او مربوط است و كسي حق ندارد موارد خصوصي و پشت صحنه زندگي ديگر كسان را آشكار كند. انجام اعمال مذهبي و ... غيره به عهده خود شخص است و در مقابل اعتقاد و ايمان خود بايد پاسخگو باشد نه در مقابل من و شما كه اگر درست نگاه كنيم و مواظبت كنيم روزانه اعمالي از ما صادر مي‌شود كه خود جاي تامل دارد و از آنجا كه به قولي معروف هر كس را در قبر خودش قرار خواهند داد ، بياييد ما مواظب كردار خود باشيم و به خاطر بازگويي اعمال ديگران بر دوش خود بار غيبت نگذاريم.
اما اينجا يك نكته ظريف هست. بين تحقيق و تفحص در احوال ديگران و بيان مطالبي كه در محافل عمومي بيان شود ، بايد تفاوت قايل شويم.
عده‌اي به خود اجازه داده‌اند و مي‌دهند در اموري كه از حيطه شناختي آنان خارج است اظهار نظر كنند كه در اين صورت ميتوان انتظار داشت و اين حق را براي مخاطبان قايل شد كه بدون ملاحظه و به عنوان مقابله پاسخ آن اظهارات را در مجامع عمومي فرياد بزنند.
الهي عاقبت محمود گردان
زدوار @ دوشنبه 9 آذر 1388 - 11:03:11


گرنباشددرجهان نقدروان قلبهاراخرج كردن كي توان
تانباشدراست كي باشددروغ آن دروغ ازراست مي گيردفروغ
نقد روان بسيار كار سازاست اگر منصفانه وازته قلب صورت گيردودرآن مقايسه ها درست باشد. بنظر مي رسد اين نقد چند وجهي وچند پهلو است كه خداي نكرده اگر چنين بوده باشد نه نقد روان است ونه ازته قلب برآمده است.در آغاز نقد اشاره اي به خروج شيرازي ورفتن به سوي ميرعمادوميرزاو...شده ولي درمقايسه هاونمونه هاي مثالي متاسفانه نه تنهااز آثار آنها خبري نيست بلكه در استفاده از الگوي معاصرين هم منتقد دچار توهم شده واز چند اثر بسيار ضعيف وكپي كاري وتقليدكوركوركورانه سود جسته است كه اساس نقدايشان را زير سئوال مي برد.براي نمونه خط آقاي احمدي كپي اثر استاد اميرخاني از قطعه (تارفتي از گلستان اي نوبهار خوبي)مي باشد.ويا كدام عقل سليمي آثار خوشنويس خلاقي چون استاد شيرازي رابا سطر به قول شما براي پلاكارد نويسي آقاي قرباني مقايسه مي كند.لااقل آثار ايشان را در همان را ه وسبك وسياقي كه رفته است مقا يسه مي كرديد.شايد هم مي خواستيد يادي هم از دوستان كرده با شيد.در جايي آورده ايدكه سايه روشن با روح نستعليق سازگار نيست .چرا اينهمه دنياي هنر را كوچك فرض مي كنيد .بهتر است اين مقا يسه را عموميت مي داديد.شما كه هم بصر داريد هم اهل
بصيرت.تشبيه (الف)با s انگليسي بعيد است تا زماني كه شعر زيباي (بالاي الف 3 نقطه بايد اما به همان قلم كه آيد
در وي حركات همزه پيدا ليكن بطريق رمزو ايما) رفتن شيرازي به سمت قدما خروج از ريل اميرخاني نيست چرا كه علاوه براينكه حلقه هاي اين قطار متصل بوده وهيچ حلقه گمشده اي از ميرعلي تبريزي تا كنون نداشته است كه از افتخارات اين هنر قدسي است .در ضمن استاد پيشين او (شادروان استاد معين)به قدما نزديكتر بود. جايي ديگر درمقايسه ظرافت و ضخامت بعضي از حروف وكلمات اشاره فرموديد كه بهتر است به خوشنويسي ناب كه هميشه مورد تاكيد وتوصيه بزرگان خط بوده تو جه كنيد.نه خط ها ي پرداخت شده وتيغ خورده.(خط را با تيغ مكن اصلاح كاتبان را چه كار با جراح) سخن آخر: به اميد روزي كه نقد روان جاي خود را با انتقاد هاي سطي عوض كند . ارادتمند شما وقدما
رضا زدوار
احمد مازادي @ دوشنبه 9 آذر 1388 - 20:47:15


خوش بود گر محك تجرب آيد بميان
تا سيه روي شودهركه دراو غش باشد.
بندميخواستم درمورداين بظاهر نقد مطلبي بنويسم اما ديدم جناب زدوار جان كلام را فرموده اند.
زدوار @ سه شنبه 10 آذر 1388 - 15:00:33


جناب آقای شیخ :
چقدر زود خودت را لوح دادی وچهره واقعی ات را رو کردی .
پس معلوم شد چقدر در نقد انصاف داری ؟منتقدی که ظرفیت انتقاد ندارد که منتقد نیست.چقدر بهم ریختی ؟آنقدر عصبانی شدی که فامیلی دوستت آقای احمدی را هم فاموش کرده وحیدری لقب می دهی. کمی حوصله و آرامش داشته باش شاید که در نقد های بعدی لااقل فامیلی دوستت را بیاد آورده وفامیلی مارا هم کامل بنویسید. شما که ادعای روشنفکری وادب میکنید چرا توهین کرده وقصاص قبل از جنایت می کنید ؟شما که خطی از من ندیده ایدکه میگویید با زغال هم نمی توانید مثل فلانی بنویسید .شما از خودت دم بزن نه از دیگری .(ان هم یک ثلث نویس) اگر قصد بحث وبررسی دارید بنده درخدمت ام چه تئوری ؟چه قلمی؟ در ضمن در کلی گویی ها حتما زمان بیشتری می خواست که به جزئیات پرداخته شود که نبود .وگرنه در جزئیات نوبت به خط شما هم می رسید. شیخ عزیز به همین زودی نقدی هم بر سیاه مشق های شما می نویسم که دیگر گله مند نباشید البته اگر باز هم بهم نریزید و بدو بیراه نگویید .البته ایرادی ندارد منتقد باید دریا دل باشد تا شیخش نخوانند. التماس دعا زدوار
آرنگ @ سه شنبه 10 آذر 1388 - 17:35:15


سلام
ايكاش به جاي پرخاش به هم با هم بحث مي‌كرديد.
اصلا كاري به اين ندارم كه جناب شيخ بد پاسخ داده يا دوستان بد حرف زدند.
لطف كنيد شما هم نقدي بر نقد ايشان بنويسيد و نمونه بياوريد.
صحبت كردن در مورد خطوط كسانيكه اسم و رسمي در خوشنويسي دارد هميشه حاشيه‌هايي به همراه داشته.
معمولا هنرجويان و طرفداران مدرسان از اينكه كسي كوچكترين نظري راجع به شخص مورد علاقه ايشان بدهد موضع مي‌گيرند.
خواهش ميكنم به جاي ايجاد تنش و درگيري بياييد و منشا خير شويد و كمي گذشت كنيد و با بردباري در مواردي كه در نقد آقاي شيخ آمده بحث كنيد و بگذاريد بقيه هم از بحث شما بهره‌اي ببرند.
من در چند كامنت بالاتر هم عرض كردم كه گفته‌هاي آقاي شيخ هيچ از ارزش‌هاي آقاي شيرازي نمي‌كاهد.
همه ، حتي خود جناب شيخ هم مي‌داند كه بين نقد اثر و نوشتن اثر فرق بسيار زياد است. منظورم اين است كه اگر چيزي در مورد جناب آقاي شيرازي نوشته و يا گفته مي‌شود در سطح خودشان دارند مقايسه مي‌شوند نه در سطح عمومي. ممكن است مواردي كه به عنوان نقد در مورد خط ايشان نوشته شده درست باشد ممكن هم هست نباشد. خودتان بخوانيد و قضاوت كنيد. اما اينها در حد تئوريست.
اجراي آثار ايشان به واقع خارق العاده است. هر كس مدعي است مي‌تواند امتحان كند و قلم جلي در حد قلم ايشان در دست بگيرد و في البداهه بنويسد تا بداند كه تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟
باز هم تقاضا مي‌كنم به جاي پاسخ دادن به هم آنهم با حالت مشاجره ، تلاش كنيد تا پايه‌گذار يك فرهنگ باشيم. فرهنگ شنيدن بدون تعصب و پاسخ گفتن بدون تعصب.
اگر ما كه خود را از اصحاب فرهنگ و هنر ميدانيم نتوانيم نقد همديگر را تحمل كنيم واي به حال ديگران.
جناب آقاي زدوار انتظار من اين است كه مقاله‌اي در رد ادعاي شيخ از شما ببينم كه شما هم با آوردن نمونه و تحقيق و بررسي خود را عرضه كنيد و اجازه دهيد مخاطبان با خواندن نظر شما و نظر شيخ خود قضاوت كنند.
به اين وسيله هم نظر خود را مطرح كرده‌ايد و هم در ايجاد يك حركت فرهنگي قدمي برداشته‌ايد.
قبلا از التفات شما و باقي دوستان محترم تشكر مي‌كنم.
حامد الوندي
سهیلا احمدی @ يكشنبه 15 آذر 1388 - 18:25:49


[color]با سلام و ادب
آفرین بر این ادب شعور و فرهنگ کلامی
اگر کمی منطقی فکر می کردیم کاههای زندگی را برای خودمان کوهی نمی کردیمو بجای اینهمه محملات روش بهتری برای این میراث بر جای مانده از گذشتگان در پیش می گرفتیم و به جای وقت تلف کردن برای این بیهوده گویی ها برداشت های مثبت که آثار بدست آوردیم در این سایت بسیار قرار می دادیم تا نسل بعدی ما هم از آن استفاده کنند.
فکر نمی کنید یکی از دلایل دور شدن ما نسل بعدی ما از خوشنویسی همین بگو و مگو های بیحاصل است؟
ای عجب که همه در بدر به دنبال علت می گردیم!!!!!!!!
]
زدوار @ سه شنبه 10 آذر 1388 - 20:18:31


جناب آقای میثم :
در جواب نقد ابتدا نظر می دهند.به نظر بنده جواب را آگر یک بار دیگر بخوانید کامل وکافی است،در ثانی اگر نیاز باشد مقاله هم می آورم.مانندمقاله موجود در همین سایت وآثار هم که در قسمت تالار گفتگو آمده است . شما وشیخ می فرمایید تعصب .تعصب کی؟هنر هنرمند واقعی همیشه در تاریخ چه در زمان حیات وچه در زمان وفات خود از خویش دفاع کرده ونیازی به امثال ما نداشته است.
بنده نیز مانند شما وشیخ و... دلم برای خوشنویسی این مرزوبوم می تپد ودر مقابل کج روی وانحراف این هنر احساس وظیفه می کنم . هما نطور که در نقد آمده است ،نکات با استناد آورده شده است درثانی اصل کوتاهی کلام در قسمت پاسخ نیز بایستی رعایت می شد.(کم گوی گزیده گوی چون در ...)خلاصه کلام اینکه بنده هم با نوشتن مقالاتی چون (خط لال مادر زاد وپیش بسوی قدما وزبان تصویری سیاه مشق وعین خط وبیچاره میرزا غلام رضاوتودرتوی سیاه مشق های میرزاغلامرضاو...) سعی وتلاش خود را برای اشاعیه این هنر نشان داده وروحیه نقادی را در خود پرورانده ام .این دوست ما بود که تحمل پنج خط جوابیه را نداشت وهرچه خواست بار ما کرد وشما هم یک طرفه به قاضی رفتید. با سپاس ارادتمند دوستان خوشنویس
رضا زدوار
مظفر @ سه شنبه 10 آذر 1388 - 21:27:50


من با کلیات نقد شیخ موافقم. استاد شیرازی اقلام جلی را بسیار قوی می نویسد اما در دو بخش چندان موفق نیست. یکی در شاکله هندسی برخی مفردات و دیگری در ترکیب بندی و کمپوزیسیون بویژه در سیاه مشق. به نظر میرسد تصور ایشان از سیاه مشق گرافیکی که خوشنویسان قاجار ارائه کرده اند درست نیست. ضمن اینکه در دانگهای پایین مثل چلیپا نیز اثر موفقی از ایشان ندیده ام. فکر میکنم ایشان حال که به قدما نظر دارد بهتر است از خطوط قاجاری بیشتر مشق مفردات بکند.
آزاد @ سه شنبه 10 آذر 1388 - 23:58:20


جناب زدوار عزيز منظورتون از ميثم نميدانم من بودم و يا كسي ديگر.
من عرضم كلي بود. نگفتم كه شما يا كسي ديگر متعصب است. منظور من را اگر كلي در نظر بگيريد قطعا با من موافق خواهيد بود.
كافي است خط يكي از اساتيد را در اينجا بگذاريد و نظرتان را راجع به آن بنويسيد. ببنيد چه موج اعتراضي را به همراه خواهد داشت.
من آثار شما را ديدم و البته نظرات حضرتعالي را.
مقالاتي را كه فرموده‌ بوديد (خط لال مادر زاد وپیش بسوی قدما وزبان تصویری سیاه مشق وعین خط وبیچاره میرزا غلام رضاوتودرتوی سیاه مشق های میرزاغلامرضاو...) من فقط اسم آن را در اينجا شنيدم. اگر ممكن است آنها را در همينجا منتشر كنيد تا بيشتر مورد استفاده قرار گيرد.
اميدوارم اين مهم را از من و كاربران سايت دريغ نفرماييد.
======
با نظر آقاي حبيب موافق نيستم.
و بايد اضافه بكنم كه اتفاقا تركيب‌هاي آقاي شيرازي خصوصا در سياه مشق بسيار بديع و زيبا هستند و ايشان فهم درستي از فضاهاي بوجود آمده در سياه مشق دارند.
از سال‌ها قبل ايشان نمونه‌هاي منحصر به فردي از سياه‌مشق را به معرض ديد گذاشته‌اند. هم در قلم مشقي و هم در قلم جلي.
تخصص ايشان در جلي نويسي است و تمام تلاش ايشان هم در همان متمركز شده است.
اتفاقا روالي كه ايشان در پيش گرفته‌اند روالي صحيح است. ايشان به اندازه كافي چليپا و خطوط مشقي دارند. اما بروز و ظهور خود را در قلم جلي ديده‌اند. كه كار كمي هم نيست.
در واقع ايشان به نوعي خودباوري رسيده‌اند كه مسبب جسارت و مهارت ايشان در جلي نويسي شده است.
از آقاي شيرازي كسي انتظار چليپا ندارد. خوشنويسان پس از طي دوره‌هاي عادي مي‌بايست گرايشي را براي خود انتخاب كنند و در آن تلاش كنند. گرايش ايشان قلم جلي است.
بهداد @ چهارشنبه 11 آذر 1388 - 01:31:23


پیشنهاد میکنم چند اثر از خود جناب شیخ هم دراینجا برای قیاس ما بین خط ایشان و جتاب شیرازی گذارده شود ( حتی المقدور مشابه نویسی همان آثار و با همان دانگ قلم ) تا بر دوستان بیننده عیان گردد که آیا هر هنرمندی میتواند یک اثر هنری را نقد کند و براستی منتقد باید چه عیاری از هنر داشته باشد . آیا نقد کننده و نقد شونده باید در یک درجه از سطح هنری باشند و یا اختلاف سطح هنری در مقوله ی نقد بی ارزش است و جایگاهی ندارد .
حضور @ چهارشنبه 11 آذر 1388 - 01:45:51


آزاد عزیز
اولا از زمانی که جناب شیرازی خطوط درشت اراته نمودند دیگر مشقی و چلیپا ندید یم. ثانیا بین خطوط نمایشگاهی یک استاد تا خطوطی که در شرایط عادی مثل سر مشق ها تحریر میکند چقدر تفاوت را قبول داشته باشیم؟؟؟ مسلما در حدی نیست که نتوان باور کرد. یادتان نرود که به تواناییهای یک نفر درجه ی استادی میدهند. کافیست به تضاد نوشتاری در قطعات ایشان توجه کنید. برای راهنمائی تراش و گوشت قلم ایشان را کمی یررسی کنید در ضمن خط اگر کوچک شود نباید تا این حد قواره اش را از دست بدهد. این یعنی که طراحی حروف و کلمات ایشان نقص بسیار دارد. شما را به خطوط درشت استاد امیر خانی ارجاع میدهم. چنین ضعف بزرگی را مشاهده نخواهید کرد. آثار قدما که ماشا الله هر چقدر کوچک شوند انگار با همان قلم نوشته شده اند. درک بصری را با این ملاکها بخوبی میتوان محک زد و ارزیابی نمود. اشکال جای دیگر است که ....خط با قلم نوشته میشود .حرکت و خواص فیزیکی قلم تاثیر بسیاری در کیفیت هنری کار دارد مشخصا حالتهایی دیده میشود که اثر و حالت مورد نظر حذف شده است. و این معلول بد آموزیهایی است که در دو دهه اخیر رخ داده است و آن تاکید بیش از اندازه روی صاف نویسی است. در حدی که فرمها اسیب خورده و تکنیکهای اجرا تغییر کرده است. نبایستی خط فدای صافی محض شود. تمام صفات میبایست با هم گرد آیند. مطلب دیگر ،تمام قطعات به چند کلمه مختصر شده است. یک خوشنویس میبایستی حتما و تاکید میکنم حتما آثارش را طوری ارائه دهد که قدرت اجرایش نمایان شود . برای همین است که چلیپا ارزش پیدا میکند و بالاتر از آن کتابت. نه بخاطر اندازه قلم ، کسی که صفحه ای را با قلم مشقی درشت (نمیگویم ریز) با چهار بیت و بصورت دو چلیپا از ابتدا تا انتها با قدرت مینویسد را به چهار پنج کلمه نمیتوانید مقایسه کنید. تمام هنر مندان در تمام رشته ها به این شکل روی یک فرم خاص تاکید نمیکنند زیرا توان آن را دارند که حرکت کنند. مخصوصا کسی که به رده ی بالا میرسد باید این توان را بنمایش بگذارد. نه آنکه از آن بگریزد. یک سوال :آیا آقای شیرازی تا آخر عمر میخواهد با چهار پنج کلمه مثل تابلوهای دیده شده تاکنون کار ارائه دهد . یک نمایشگاه با این اوصاف چقدر میتواند جذاب باشد؟ ببینید کجای کار اشکال دارد که ایشان خودش را به این طریق محدود کرده است. آثار استاد امیر خانی را ببینید متوجه بسیاری مسائل میشوید. یک خوشنویس با قلم و مرکبش و بازیهایی که به اندازه های قلمش میدهد با مخاطب ارتباط بر قرار میکند.لا اقل برای قدرتنمائی هم که شده این کار ار میکند. کفر که نمیشود. میر عماد تا میرزا غلامرضا هم با اقلام و فرمهای مختلف نوشته اند و مشکلی هم برای مرکز قلم تخصصی شان هم بوجود نیامده است. اساتید معاصر هم همین کار ار کرده اند. اصلا این ذات کار هنریست.
آزاد @ چهارشنبه 11 آذر 1388 - 10:04:13


براي من اهميت ندارد كه خطوط از آن چه كسي است.
خط خوب از هر كه باشد پذيرفته است. قصد حمايت و جبهه‌گيري هم ندارم. كه هر كسي بايد پاسخگوي اعمال خود باشد.
كتيبه‌هاي آقاي شيرازي را كوچك هم كنيد از قواره نمي‌افتد مگر اينكه اصلا شاكله حروف و زاويه قلم‌گذاري ايشان داچسب شما نباشد كه آن حرف ديگريست. من آرشيوي كامل از تصوير خطوط دارم و بيشتر اوقات در كامپيوتر مشغول زير و رو كردن خطوط مختلف هستم.
اينكه شما از تعداد حروف و كتابت و ... اينها نوشتيد برايم كلمات آشنايي است. احتمال ميد‌هم شما پيرو شيوه عمادالكتاب باشيد.
كاري به اين ندارم فقط كنجكاوي بود و بس.
اما اينكه درجه‌ي استادي به تواناييهاي اشخاص بستگي دارد پس استاداني كه اندكي بزرگتر از قلم سرفصلي حتي مشقي را به اندازه قلم‌هاي ريزتر نمي‌توانند بنويسند هم در معرض همين عدم توانايي هستند.
چيزي كه من در آثار آقاي شيرازي ديدم اين است كه اگر ايشان با قلم جلي چليپايي اجرا كنند و حتي اگر صفحه‌اي داشته باشيم كه به اندازه‌اي باشد كه بتوان در آن متني چندين سطري را با قلم جلي بنويسيم قطعا از ابتدا تا انتهاي آن هيچ تغييري و ناهمگوني نخواهيد ديد.
اگر توانايي ايشان را در كتابت و چليپا بخواهيم تحقيق كنيم مي‌بايست ده سالي را به عقب برگرديم و اجراهي قلم‌هاي كوچك را در آن دوره ببينيم.
تصاوير مربوط به نمايشگاه كتيبه‌هاي عاشورايي ايشان هم در آرشيو من وجود دارد. شما مي‌توانيد از ابتدا تا انتهاي آنها را باهم قياس كنيد حدود 100 سطر نوشته شده است. تفاوتي در شكله ديده نمي‌شود.
اينكه از ايشان و يا كسان ديگر ديگر كتابت و چليپا نمي‌بينيم يك نكته بديهي است. مانند آن است كه همه ما هنوز در دوره پيش از ممتاز بمانيم. شما وقتي قرار است آزمون بدهيد و سنجيده شويد خب مي‌بايست در چارچوب آن آزمون حركت كنيد اما پس از گذر از آزمون در حقيقت شما تازه وارد عرصه تحقيق و تفحص شده‌ايد و در نهايت رسيدن به يك نوع شيوه خاص را تمرين مي‌كنيد.
ايشان و خيلي‌هاي ديگر دائم در حال تغييراند و اين به اين معني است كه در تكاپو هستند. خطوط ايشان را از سال‌هاي 70 تا به حال كنار هم بگذاريد. قطعا تغييرات را به وضوح خواهيد ديد.
آن نازكي‌هايي كه شيخ گفته‌اند و اين عدم توانايي كه شما اشاره كرديد را لااقل من در خط آقاي شيرازي نمي‌بينم.
آقاي شيرازي مسير خود را مي‌رود بهتر است ما هم تلاش خود را بكنيم تا به زباني خاص در هنرمان برسيم.
قدرت‌نمايي را ايشان به حد اعلا انجام مي‌دهند چون مسيري را رفته‌اند كه از هر خوشنويسي كما اينكه استادش بنامند بر نمي‌آيد.
خودتان قلم پارويي در دست بگيريد و امتحان كنيد.
مخاطب مي‌فهمد. خوشنويسي روح دارد و با خود حس هنرمند را منتقل مي‌كند. مردم عادي را هم در نظر بگيريد هم اينجور هستند. آنها جسارت و شهامت را مي‌فهمند و درك مي‌كنند. و به همين دليل مجذوب آن مي‌شوند. چه ما خوشمان بيايد و يا نيايد.
باز هم تاكيد ميكنم كه من خط خوب را از هر كسي كه باشد نگاه ميكنم و لذت مي‌برم. البته اين را هم اضافه كنم كه اصلا به شيوه ايشان نمي‌نويسم و هنرجويشان هم نبوده‌ام. پس نوشته‌ام را جانبداري قلمداد نكنيد.
بايد بپذيريم كه اظهار نظرهاي ما همه سليقه‌ايست. اصلا هنرهايي مانند خوشنويسي تا حد زيادي سليقه‌ايست. از چيزي كه من خوشم مي‌آيد ممكن است شما نپسنديد و بلعكس.
مگر آنكه براي تحقيق خطوط روش‌هاي قائده‌مند ايجاد كنيم و بر اساس آن به حلاجي خطوط بپردازيم.
اظهار نظر آقاي شيخ شخصي است و اظهار نظر من و شما. از درك بصري گفتيد و ملاك‌هاي تشخيص آن.
خوشحال خواهم شد و استفاده خواهم كرد از اين مطالب اگر آنها را به روشني و در مبحثي مجزا توضيح دهيد.
تا آنجايي كه من ديده‌ام خوشنويسان از اين معاني بي‌بهره و يا كم بهره‌اند.
شما را عرض نمي‌كنم حرفم عمومي است. اگر مباني اين مباحث را مورد بحث و تبادل نظر قرار دهيم بسيار فايده بيشتري خواهد داشت تا جر و بحث بر سر آثار يكي از افراد.
اجازه بدهيم به جاي اظهار نظرهاي شخصي مباني و اصول مورد بحث باشند و مخاطبان با توجه به فهمي كه از آن مباني تحصيل كرده‌اند خود قضاوت كنند.
آقاي فردين تبريزي مبحثي را در تالارهاي گفتگو آغاز كردند. ميتوانيم در همانجا مباحثي را ايجاد كنيم و حركتي را شروع كنيم كه از اين مباحث (با عرض معذرت) بيهوده خلاصي يابيم.
من منتظر هستم تا شايد در اين اجتماع مجازي اتفاقي مبارك بيفتد و همگي از فيوضات آن نصيبي ببريم.
بيصبرانه منتظر بيان آن مباني هستم. تشنه يادگيري‌ام پس هر آنچه از اين علوم در اختيار داريد انتشار دهيد.
=========
تلنگر به خودم:
همه كس را عقل خود به كمال نمايد و فرزند خود به جمال
يكي جهود و مسلمان نزاع مي‌كردند
چنانكه خنده گرفت از حديث ايشانم
...
...
گر از بسط زمين عقل منعدم گردد
به خود گمان نبرد هيچكس كه نادانم
زدوار @ چهارشنبه 11 آذر 1388 - 14:44:35


درود برآزاد وآزاد اندیشان ایران. عالی بود . تنها راه رهایی از بن بست کنونی خوشنویسی رفتن بسوی مبانی سنتی وتلفیق آن با مبانی هنر مدرن است.درقالب هنر امروز است.
احمد مازادي @ چهارشنبه 11 آذر 1388 - 15:36:47


احسنت بر شما جناب آزاد
احمد مازادي @ چهارشنبه 11 آذر 1388 - 16:17:33


با سلام .جناب آقای شیخ بنده برای دیدن خط به هر کجا که بتوانم خواهم رفت و آمدنم به نمایشگاه شما هم بخاطر علاقه شدید بنده به خط و هنر است و منتی بر گردن شما نیست و در این مورد اصلآ با کسی تعارف ندارم .دوستیها بجای خود اما وقتی پای غرض در نقد باز میشود دیگر چه جای سکوت و تعارف!بنده شمارا از دو سال پیش که در قم زیارت کردم میشناسم وبا درجه هنری تان آشنایم.گاهی اوقات پیش می آید که کودکان پا در کفش بزرگان میکنند اما سرنوشتی جز زمین خوردن ندارند بنده و دوستان دیگر که در این چند روز مبادرت به نقد شما کرده ایم بگونه ای قصدمان آگاه کردن حضرتعالیست. نمیگویم از سر دلسوزی اما میتوان اینگونه ادعا کرد. ولی ظا هرآ این روز ها مد شده که وقتی تلاشها ی بی برنامه بعضی ها برای (سعی در خط تا چیزی شدن) نتیجه نمیدهد و شهرتی که مشتاقانه در پی کسب آن هستند رخ نمینماید به ناچار و از بی راهه شروع به تخریب بزرگان میکنند تا شاید از این نمد صاحب کلاهی شوند.اما افسوس که جز عده ای کم خرد کسی شیفته طبل تو خالی ایشان نخواهد شد. ودر ذهن صاحبان عقل و منطق این کلام گهربار حضرت حافظ نقش میبندد(ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست...)
خاک پای هنر مندان واقعی احمد مازادی 11/9/1388 تهران
حضور @ چهارشنبه 11 آذر 1388 - 20:40:52


آزاد عزیز . اینکه فرمودید خطوط ایشان را اگر کوچک کنید از قواره نمی افتد من دیگر حرفی برای گفتن ندارم چون هیچ راه اثباتی باقی نمیماند . این تشخیص است که در انمورد میبایست به زمان واگذار نمود. . در مورد زاوایای قلم گذاری منظور من این نبود که من خوشم نمیاید بلکه منظور این بود تضادهایی بچشم میخورد که که نشان از اجرای غیر هنری و ابزار غیر هنری دارد،و من از باز کردن آن اجتناب میکنم و خود تان میبایست متوجه این مورد بشوید . این یک بحث تخصصی است و به تجربه نیاز دارد. همچنانکه کسی با زبان مادریش آشنائی دارد و چنانچه بیگانه ای به آن زبان صحبت کند میتواند بفهمد که این زبان مادری او نیست. من هم خطوط قدیمی ایشان را دیده ام و با توجه به همین امر این مطلب را مطرح کردم.نمیدانم این بحث تخصصی را به چه صورت میتوان با این امکان ضعیف تر از چت مطرح و باز کرد . اما شما را ارجاع میدهم به بحث نسبتها ی خط نستعلیق که در این وادی خارج از سبک و سلایق شخصی به تناسبات میتوانید اکتفا نمائید حتی منتقد باشید در شیوه های دیگر ،بدور از مسائل سلیقه ای. من از سبک و شیوه ِاستاد امیر خانی نیستم ولی به خطوط استاد امیر خانی استناد کردم. این دلیل خوبی است که ثابت کنم آگاهانه و با تشخیص کارشناسانه نظر میدهم. فرق نمیکند هر یک از اساتید چه قدما و چه معاصرین چنانچه خطوطشان را ملاحظه نمائید نسبتها و برشهائی را در آن دریافت میکنید که خود بخود و بمرور زمان تبدیل به یک اصل شده اند. منظورم از معاصرین مثلا استاد اخوین و استاد فرادی و استاد خروش یا استاد احصائی است. میبینید که شیوه های متفاوتی دارند. و خطوطشان کاملا با یکدیگر متفاوت است و مطمئنا از خطوط یکدیگر انتقاد هائی دارند در غیر اینصورت آنگونه مانن دیگری مینوشتند .ولی یکدیگر را به استادی قبول دارند . این یعنی همان نظر کارشناسی بدون در نظر گرفتن سلایق و نظرات شخصی.بحث برش خط و نسبتهاو اتصالات و ... هر کدام بنوبه خود تفاوتهای چشمگیری دارند .برای درک بهتر یک پیشنهاد میکنم شما یک نمونه از خطوط خودتان را نزد یکی از این اساتید ببرید آنها به شما راهنمائیهائی خواهند کرد بدور از شیوه . مخصوصا استاد اخوین ،حتی یکی از شاگردان ایشان اصلا شبیه ایشان نمینویسد و من شنیده ام که از استاد اخوین تعلیم گرفته است. من جویا شدم دیدم مسئله صحت دارد و استاد اخوین هم تائید کردند و گفته اند که من در شیوه ای که ایشان مینویسد وی را راهنمائی میکنم. این همان مطلبی است که عرض کردم. اینها را عرض کردم تا بگویم فقط ضوابط عقلی نیست ،آن درک بصری در خوشنویسی که بدور از سلایق انتظارش را داریم نتیجه ِ زحمت و مرور زمان نیز هست و انگاه که پدید آید میتوان آنرا به قواعد مطرح کرد. یعنی اول رشد ودرک سپس وارد حیطه علمی آن مورد شد. اما نکته دیگر، اینکه کتابت کردن و چلیپا نوشتن را امری ابتدائی شمردید را شدیدا اعتراض دارم. زیرا در کتابت کردن خوشنویس به بسیاری محتویات خوشنویسی دست مییابد و به موازات آن قلم چلیپا. این را که شما دوران قابل عیور میدانید اشتباه است.کتابت و چلیپا نوشتن همانند دوران قبل از ممتاز نیست. این یک اصل مهم است و من بشما توصیه میکنم آن را کنار نگذارید اگر میخواهید در خوشنویسی به جائی برسید. و این نافی قطعه نویسی از هر شکل و نوعی نخواهد بود. این را در نظر داشته باشید. همانطور که شما هم کلمه درک بصری را تکرار کردید دوباره میگویم درک بصری نه توضیح بصری. به مراتب ادراک باید رسید این یک طریقت است که از دستش ندهید و در این طریق به بسیاری از ادراکات خواهید رسید آنگاه بشما خواهم گفت قطعات شما از هر شکل و روشی چه خواهند شد. در موسیقی هم گام و تکنیک داریم. وقتی یک نوازنده ی مخصوصا سازهای زهی به درجه ی شهرت بین المللی هم میرسد در تنهائی خود گام میزند، برای آنکه فالش های دست و گوشش را پاک کند . اما کسانی که به نوازندگی در ارکستر عادت و اکتفا میکنند در بسیاری موارد فالش میزنند و لی مردم کماکان لذت میبرند پس این بحث ما نیست. گوش تمیز میتواند آنها را تشخیص دهد. فرض کنیم بخواهیم مزه ی لیمو را توضیح دهیم برای کسی که ترش مزگی را تجربه نکرده باشد بهترین راه معرفی و نمایاندن آن مزه تعارف کردن یک لیموست.بعد از آن میتوانیم برای همیشه به ترشی آن استناد کنیم. میشود با تصاویر اسکن شده و بزرگنمائی در مورد خواص و محتویات صحبت کرد و با مقایسه و تجزیه و تحلیل خیلی حرفها را اثبات کرد که این مسئله نیاز به امکانات دارد ولی نمیتواند مداوم باشد. اما بحث در این مورد دو گونه است یا آموزشی است که در اینجا با این امکانات مجازی بسیار مشکل و کم نتیجه است ولی مباحثه با هدف تبادل نظر احتیاج به تجربیات مشترک دارد.
و من فکر میکنم زمان این مسئله را حل میکند بشرط آنکه موضع نداشته باشیم . در دوران حاضر بدلیل نبودن نقد و تعلیم درست مخصوصا در کشور ما بعضی فکر میکنند برای نوآور بودن فقط جسارت میخواهد و این یک معضل است نو آوری نتیجه رشدی صبورانه است . همانند تکامل. یادتان باشد،هیچ تکاملی بدون پیشینه اتفاق نمی افتد . مهمان چند روز بودن در جامعه هنری معلول همین معضل است. این مسئله یک بحث همه جانبه است که امیدوارم زمان اشاعه و طرح آن در موقعی مناسب فرا رسد . بهر حال از اینکه اشاره به بیطرفی کردید بسیار خرسندم و این موفقیت بسیاری برایتان به ارمغان خواهد آورد. از اینکه با اسم مستعار با شما صحبت میکنم عذر میخواهم دلیل قانع کننده ای دارم و نمیخواهم با اسم و رسم وارد این فضا شوم و دوستان آزادانه اگر انتقادی به من دارند مطرح کنند.
آزاد @ پنجشنبه 12 آذر 1388 - 00:38:00


از توضيحات جناب حضور ممنون و متشكرم.
من يك نكته را عرض كنم كه من آن چند سطر بالا را ننوشتم كه كساني از من تشكر كنند و يا با كساني مخالفت كنم.
وقتي خاطرات عبدالله فرادي را كه از بهشت نزول كرده است را مرور ميكردم به مواردي برخوردم كه شايد شما هم به انها اشاره‌اي داريد. (قسمت چهارم طنز). استفاده از ابزاري كه از آن نام بره شده كمي دور از ذهن است.

قبلا هم عرض كردم بياييد اين مهم را (مباني و اصول) باز كنيم و به بحث بگذاريم. امروز كتابي را مي‌خواندم جمله‌اي از آن خيلي به دلم چسبيد كه در ذيل نقل مي‌كنم:
عاقل آن است كه حق را پيش از شناخت افراد بشناسد و براي ايشان درباره‌ي حق ، دنبال عذري بگردد. و اما با كساني كه حق را به جز با افراد نمي‌شناسند ، سخني نمي‌گويم.
تفسير هم به عهده خود خوانندگان محترم كه همگي اهل ادب و كمالند.
مطالبي كه من عرض مي‌كنم كلي است و روي سخنم نه با شماست و نه با ديگران.
جناب حضور ، حضورت غنيمتي است. بنده به شما و ديگر كاربران كه توانايي‌اي در خود مي‌بينند كه مي‌توانند ارائه مطلب كنند پيشنهاد مي‌كنم كه با تمام دشواري‌اي كه در ارائه مطلب در محيط مجازي احساس مي‌شود ، همت كنيم و طرحي نو در اندازيم.
يك مبحث ريشه‌اي را شروع كنيم و قبل از بحث در موارد حاشيه‌اي مانند خطوط معاصرين كه قطعا خود اين موارد هم داراي حاشيه‌هايي خواهند بود ، بپردازيم.
خود حضرتعالي مستحضر هستيد كه به دلايل مختلف خوشنويسان از منابع تحقيقاتي بي‌نصيبند. سالهاست كه رساله‌اي كارآمد در خوشنويسي طبع نشده است. و آنچه در درست ماست يا رسالات قديمي است و يا رسم‌الخطهايي كه فقط به درد تمرين مي‌خورند. از آنجايي كه محيط مجازي مرزها را در نورديده و تقربيا همه جا در دسترس است لذا مرجعي خواهد بود براي تمامي آنهايي كه در دور افتاده‌ترين نقاط قرار گرفته‌اند و از محضر استاد بي‌بهره‌اند.
==============
بنده با تمام مشغله‌اي كه دارم قسمتي از وقت خودم را وقف اين مساله خواهم كرد. دوستاني كه تمايل به همكاري در جهت تشكيل گروهي براي شروع كار در زمينه‌هاي مطرح شده دارند مرحمت كنند و يا در همينجا اعلام كنند و يا توسط ايميل مرتبط شوند.
هر چه زودتر به مباحثي كه باعث تفرقه مي‌شود پايان دهيم به نفع همه است. اگر بضاعتي داريد و تجربه‌اي را در سينه محبوس داريد ، كرامت كنيد و در اختيار ديگران قرار دهيد.
پست الكترونيكي من:
calligrapher110(at)yahoo.com
یوسفی @ پنجشنبه 12 آذر 1388 - 08:41:51


بررسی نقد و فرهنگ نقد و شرحی بر نقد رضا شیخ محمدی در باره آثار استاد شیرازی

بعدالحمد

سالهاست که عرصه هنری کشور خصوصاً خوشنویسی ، ظهور فعالان مقوله نقد را به انتظار نشسته زیرا آثار زیادی تولید می شود ولی نبود نقد آگاهانه باعث شده مشخص نگردد خوشنویسی معاصر در چه وضعیتی هست و به کدام سو میرود .

به همت بعضی از شخصیت های هنری در سالهای گذشته مجلات ، فصلنامه ها و بعضی صفحات روزنامه ها همچون فصلنامه هنر ، کلک دیرین ، نشریه هنر ایران و... گاهی چشم ها را با نقدهای جامعی همچون نقد های استاد آغداشلو روشن کرده ولی اینها همه بس نبوده و مسلماً حفره عمیق این کمبود هنوز به جای خود باقیست و جوانان اهل تحقیق و تحصیل کرده عرصه خوشنویسی امروز ، به شدت نیازمند ظهور چشمه ی پر آب ، پاک و زلال نقد می باشند .

اخیراً گشایش پایگاه اطلاع رسانی خوشنویسی به همت جناب سرودلیر ما را امیدوار به بروز این اتفاق میمون و باز شدن عرصه نقد در کشور کرده.

اما یقیناً کم آگاهی از چگونگی شکل گیری یک نقد منصفانه ، نبود فرهنگ نقد و روشن نبودن وظیفه نقاد نه تنها راهی را باز نمی کند حتی می تواند باعث گمراهی هم گردد همچنان که در این چند ساله بیش از آنکه با نقد روبرو باشیم با انتقاد صرف روبرو هستیم که قطعاً میان این دو فرق هایی است . نقد اخیر آقای شیخ محمدی مرا وادار به ارسال بخشی ازیک مقاله پیرامون نقد کرد تا ان شاءاله در آینده شاهد انتشار چنین نقد هایی نباشیم و زمینه را برای شکوفایی نهال نقد به شکل صحیح در کشور باز نماییم .

نقد چیست؟:

نقد، یکی از روش های مهم به منظور ارزیابی مفاهیم ، پدیده ها و داده های مختلف در فرایند تولید و آفرینش است .

"فوکویاما" اندیشمند پُست مدرنیست در باره ی نقد می نویسد :"نقد، روش بررسی، در فرایند گیرنده گی و دهنده گی ذهن است که در ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می گیرد." اما چیزی که در متن این بحث (نقد چیست)، پیش از همه به آن باید پرداخته شود، توجه به فرهنگ نقد و رویکردهای سازنده ی آن است.

مهمترین نکته یی که در فرایند نقد ضروری پنداشته شده و از شمار رویکردهای سازنده در عرصه ی نقد انگاشته می شود، توجه ویژه به فرهنگ نقد و سپس فرهنگ نقد پذیری است :

فرهنگ نقد :

پیش از این که منتقد به نقد داده های مطرح بپردازد ، باید به معیارهایی که در بر گیرنده ی فرهنگ نقد است توجه داشته باشد. این معیار ها ، مشمول این روش ها است :

- پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری و رعایت ادب .

- جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی اثر .

- بررسی همه جانبه و مبتنی بر ویژه گی های مثبت و منفی اثر.

- برهم نزدن هنجارهای متعارف و سنتی در حین ارزیابی و ارزشیابی و هنجارشکنی های آگاهانه.

- آگاهی داشتن از تئوری و نظریه های جدید در حوزه ی نقد و بررسی .

افزوده بر این فرضیه های پنجگانه ، شمار دیگری از فرضیه های مطرح در زمینه ی فرهنگ نقد وجود دارد که برای پرهیز از ملالت و توجه به اصل فشرده نویسی ، به همه ای آن موارد ، اشاره نشد .

نکته ای را که در بحث فرهنگ نقد بر آن تاکید می شود ، در نظر گرفتن معیارهای بالا برای عملی سازی روش های سامانمند در فرایند نقد است ؛ زیرا اگر برای درک میزان ارزش ها ، معیاری برای اندازه گیری وجود نداشته باشد ، نقد روشمند نمی تواند شکل بگیرد .

فرهنگ نقد پذیری :

"رابرت گیدمن" نویسنده ی اروپایی می نگارد :"پیش از این که در بحث ظرفیت شناسی ، نقد ، ظرفیت ارزشی دانسته شود، فرهنگ نقد پذیری ظرفیت ارزشی پنداشته می شود". در این تعبیر "گیدمن" اشاره ی جالبی برای وقع گذاشتن به "فرهنگ نقد پذیری" دارد . بی تردید ، داشتن روحیه ی فرهنگ نقد پذیری ، یکی از ظرفیت های ویژه ، برای داده های مورد نقد انگاشته می شود .

برای آن که به این ظرفیت دستیابی پیدا کنیم ، بهتر است به رویکرد های سازنده و اثرگذار در فرایند فرهنگ نقد پذیری ، توجه جدی داشته باشیم :

- حساسیت های منفی و روش های تلقی یکسویه درباره ی خود و اثر را کنار بگذاریم .

- به آرای دیگران در هنگام نقد ، دقت کنیم .

- تحمل آرای خلاف بینش و سلیقه ی خود را داشته باشیم .

- از نقد نترسیم .

- اشتباه در هنگام عمل را ، امری طبیعی بپنداریم .

خو گرفتن به این اجزای پنج گانه، مستلزم تجربه و تکرار این روش های فرضیه یی در فرایند نقد پذیری است . باز اندیشی، نو گرایی و زدودن گرد قرائت های سنتی و متحجر، از شمار رویکردهایی است که می تواند ظرفیت فرهنگ نقد پذیری را در وجود ما گسترش بدهد .

منتقد کیست؟:

نخستین اصلی که منتقد را تعریف می کند ، داشتن آگاهی های مبتنی بر روش نقد است . این آگاهی ها در بر گیرنده ی مواردیست که منتقد باید آن را در نفس خود داشته باشد . مانند :

- احاطه داشتن بر مقوله ها و تئوری های نقد مُدرن .

- دانش کامل از ویژه گی هایی که نقد در محور آن شکل می گیرد .

- نگاه شالوده شکنانه .

- دریافت نو از مفهوم نقد .

- توجه به رویکردهایی دگرگونه در متن اثر.

با استناد بر مواردی که مطرح شد ، این مولفه های پنج گانه ، به عنوان ویژه گی ها ، مهمترین رویکردی است که کار منتقد را در حوزه ی نقد ، تبیین می کند .

جدی ترین مشکلی که در زمینه ی نقد و نقادی وجود دارد ، ناشی از تعریف یکجانبه ی نقد (یعنی نقد به معنی انتقاد صرف) است ؛ زیرا به دلیل عدم درک از مفهوم "نقد"، بسیاری درجامعه به مسأله ی بیان "انتقاد صرف" در حوزه ی نقد می پردازند و ارزش ها را همسان با کاستی ها، در فرایند نقد و نقادی مطرح نمی سازند . پس از همین جاست که منتقد بدون توجه به جنبه های معیاری نقد ، فقط به برداشت یکسویه از اثر و موضوع مورد نقد می پردازد . با توجه به همین کاستی در قرائت یک جانبه از مفهوم نقد است که از سال ها به این سو، نقد با روش های معیاری و به دور از "غرض و مرض های فردی" در کشور شکل نگرفته است .

بنده با احترام به جناب آقای شیخ محمدی و با استقبال از انتشار نقد با توجه به مطالب فوق عرض می نمایم در این نقد موارد زیر در جهت هدایت نقد به مسیری صحیح در نظر گرفته نشده :

- عدم در نظر گرفتن معیار های جامع (اصول زیبایی شناسی ) جهت نقد اثر و نقد بر اساس آموزه های شخصی . (به طور مثال اینکه برداشت شخصی نقاد از اجرای حروف (مثلاً طریقه اجرای الف ) معیار و ملاک بررسی اثر شود و ... )

- عدم در نظر گرفتن فرجه نوآوری و تکامل در مسیر برای خوشنویس . (مسلماً استاد شیرازی نه تنها به دنبال تقلید مو به مو از سبک خاصی نیستند بلکه بیشتر به دنبال شکل گیری آگاهانه و هوشمندانه حروف وترکیب هایی بر اساس ظرفیت های شخصی خودشان هستند که صد البته این مورد نشان از شجاعت و امتیاز هنرمند دارد و نه ایراد درکار )

- عدم در نظر گرفتن تاثیر ابزار ( تراش قلم ) ، دانگ قلم ، نوع اجرا ( سرعت دست ) وطبیعت دست بر شکل گیری حروف در هنگام نقد . ( به طور مثال اتفاق نوانس و انتخاب رنگ مرکب یقیناً به خواست خوشنویس و بر اساس دانگ و تراش قلم بوده واین تاثیر اتفاقاً به عنوان پدیده ای نو با استقبال عمومی روبرو شده )

- قطعی نگری در بررسی اثر . ( در بخشی ازاین نقد آمده است : به نظر می‌رسد که خطّ نستعلیق خطّی است سر به مُهر و مکتوم . بررسی صحت این قطعی نگری بر عهده شما خواننده گرامی )

- عدم احاطه منتقد بر گستره هنر جهان و وظیفه هنرمند روز در قبال گذشته و آینده .

- عدم گفتگو درباره امتیازت آثار به شکلی که گویا با یک انتقاد صرف روبرو هستیم نه یک نقد .

و ...

امید به روزهای آینده و گسترش فرهنگ واقعی نقد .


زدوار @ پنجشنبه 12 آذر 1388 - 09:14:12


جناب میثم :
با سلام
در پاسخ به چند سئوال حضرت عالی باید گفت: در پاسخ به مقاله شیخ در نقد استاد شیرازی این انحرافات وکج روی ها وجود دارد
1- ایشان آثار استاد شیرازی را در ترازوی نقد گذاشته که کار مورد توجه برای همه است ،منتها ایراد بنده به سنگهای ترازو بود نه اصل وزن کشی؟
2-در نقدوبررسی آثار هر هنرمند حتی همان هالیودی که مثال زدین سال ارائه اثر -سبک اثر -متاثر بودن هنرمند از آثار آن دوره و...
در نظر گرفته ونقدوبررسی می شود
3-مورد دیگر اینکه در مقایسه یک رهرو او را با مقصد می سنجند نه مبداء (مقا یسه شیرازی با آثار قدما)
4-مقا یسه نستعلیق نویس با نستعلیق نویس(کدام خوشنویس نستعلیق نویس در ایران استاد موحد را نستعلیق نویس می داند) بی شک ایشان افتخار بزرگ ثلث نویسی جهان اسلام است .اما .....که هر چیزی بجای خویش نیکوست.که شاید این هم از خصو صیات نقد است که بی رحم و بی تعارف است.
5-مورد بعد اینکه استاد شیرازی خلاق؟به قول استاد امیر خانی که بارها فرموده اند :وجود استاد شیرازی در این دوره خوشنویسی بسیار غنیمت است وتاثیر گذار برنسل جوان .را با دوستان تازه کار وهنر جو مقا یسه کردن
6- ایراد از طراحی حروف وکلمات بدون در نظر گرفتن الگوهای مورد نظر ایشان و خوشنویسی ناب (نه کلیشه ای)
7-نبود شیوه یکجا بینی در خط استاد شیرازی و متهم کردن وی به عدم شناخت کمپو زیسیون وترکیب بندی
8-مقایسه آثاری در دانگ کتیبه با آثاری در دانگ مشقی
در ضمن سعی کردم که جواب را در وبلاگ شیخ بدهم که نشد .آخر بنده لر بوده و تازه با دانلود آشنا شده ام. در مورد آثاراین جانب هم هیچ آدابی و ترتیبی مجوی هر جه می خواهد دل تنگت بگوی .... استفاده می کنم میثم جان . ارادتمند شما
زدوار
مدیر پایگاه @ پنجشنبه 12 آذر 1388 - 09:35:21


جناب زدوار عزیز!
اگر بنده را به عنوان نستعلیق نویس ، قابل بدانید ، استاد موحد را نه تنها نستعلیق نویس بلکه اتفاقا از افتخارات نستعلیق نویسی معاصر می دانم که شهرت ثلث و نسخ ایشان ، نستعلیق تابناک این استاد را از انظار پنهان داشته است. ضمن اینکه نوع استفاده شیخ از نمونه زیراکس خط قدیمی ایشان را نادرست می دانم و معتقدم نام استاد موحد نباید در سطحی نازل تر از شان حقیقی ایشان طرح شود.
حضور @ پنجشنبه 12 آذر 1388 - 12:39:21


آزاد عزیز سلام . از پاسخ شما سپاسگزارم. حتما همانطور است که میفرمائید. مطلبی که میفرمائید حائز اهمیت است اما نکاتی را در این مسیر باید در نظر داشت که نیاز به زمان دارد. نقد باید در جهات همه جانبه باشد یعنی چون خوشنویسان مجموعه ای دارند و دور هم جمعند پس کمی مبتنی بر رای عمومی حرکت میکنند . بله کمی مبتنی بر رای عمومی . و متاسفانه این امر تبعاتی را در بر داشته است که منجر به لطمات شدیددی خصوصا به اعضا گردیده است. اینست که قبل از هر چیز باید فضای نقد و ابزار های نقد ، تبادل نظر و انتقاد حتی انتقادهای شدید بوجود آید . ( همانطور که آقای یوسفی اشاره کردند من هم فرق بسیاری بین نقد و انتقاد بمعنی عام قائل هستم) این مرحله زمان میخواهد تا بتوان در اصول مذاکره و تبادل نظر اعضائی که حضور میابند به وحدت نظر برسند . زیرا دیگر زمان لانسه کردن افراد با یک سخنرانی یا یک مقاله یا ...که در گذشته اتفاق می افتاد سپری شده و بسیار لایقانی هستند که از سر متانت و صبوری در کمال آرامش و بردباری مشغول کار خویشند و زیاده طلبان کم ظرفیت در همه دوران و در همه جای دنیا از این رفتار اخلاق گرایانه نهایت استفاده را نموده اند و در جهت منافع خود حقوق دیگران را ضایع نموده اند. و این تقصیر تنها بر گردن آنان نیست. صاحب نظران هم مقصرند که با وزن و رنگ وجودشان میبایست حرکت کنند و تنها وتنها راه ،انتقال اطلاعات و نمایاندن حقیقت بر همگان است ولی با زبانی درست ودر فضائی آرام . بهر حال من موافقم ولی بگذارید پایه های کار درست پی ریزی شود . از یوسفی عزیز بابت ارائه نظراتشان متشکرم و من میخواستم چنین مطالبی را عنوان نمایم که این بار را از دوش من برداشتند. و اعتقاد دارم اعضای محترم چنانچه طرح سوال نمایند و نکته سنجی های لازم را بخرج دهند از هر نامه و مقاله و نقدی ،مطالب بسیاری تراوش میکند و این روش و راهکار بسیار مناسبی برای هدف فوق الذکر میباشد.تا رشدی همه جانبه نه تنها در زمینه هنر خوشنویسی بلکه در همه جهات صورت گیرد.
حضور @ پنجشنبه 12 آذر 1388 - 13:12:49


جناب آزاد استفاده از ابزار را من بنحوی اثبات کردم . دقت کنید اولا استفاده ار جوراب نایلون و ابزارهای مشابه برای ایجاد حالت صافی امری پذیرفته شده است و حالت خطوط نیز این امر را اثبات مینماید کافیست این مسئله را خودتان یکبار امتحان کنید آنوقت محدودیتهائی که این تکنیک ایجاد میکند را خواهید فهمید آنوقت تضاد نوشتاری را بوضوح در خواهید یافت نازکی ها و ... منظور من است که اجرایش محدود کننده هایی را میطلبد تا ضخامتها را کنترل کند. کار ها را اگر از نزدیک بررسی نمائید نکات بیشتری ازاین دست خواهید یافت. اشکالی ندارد هر که هر جورو با هر ابزاری میخواهد بنویسد . ولی آنکه با این ابزار بخواهند بگویند ما از دیگران بالاتریم و در یک محیط جمعی صاحب کرسی شوند تا به اهداف مادیشان برسند را نه تنها قبول ندارم بلکه بشدت با آن مخالفم و این را خلاف اخلاق و رعایت حقوق جمع میدانم. آنکه به شعور جمعی توهین شود و جایگاههای انجمن را جهت اعتبار خود خرج کنند و حقوق اعضا را نادیده بگیرند صحیح نیست.بسیار کار ناپسندی است. بعد از لو رفتن این مطلب هم و استفاده چند نفر دیگر در نمایشگاه استادان بزرگ نستعلیق استاد مشعشعی مقاله ای را ارائه دادند و اعترض کردند، بعد بخود آمدند و نمایشگاهی گذاشتند که در حضور جمع مینویسند.اما از آن نوشته ها عکس هائی حاضرین گرفتند که بیا و تماشا کن. تفاوتها عجیب و بسیار زیاد که این تفاوت برای کسی که ادعای چنین توانائی میکند اصلا قابل قبول نیست . من تا 30 در صد تفاوت را میپذیرم.یادتان باشد این تکنیک ها برای خط درشت در آن اندازه هابسیار درست جواب میدهد و با قلم مشقی و ریز تر امکانش نیست و دلیل محدود خودشان کردنشان هم همین است نه تخصصی شدن کار .افتخار یک خوشنویس درست عکس این مطلب است که بتواند حد اقل در یک فاصله با دانگهای مختلف ِ قلم بنویسد. تاکید میکنم هر جور و با هر روشی و هر ابزاری میخواهند بنویسند اما برای رسیدن به مقاصد سیاسی در انجمن دیگر جواب نمیدهد.. چون دیگر همه میدانندوبا ورک شاپ و دیگر کارها فقط باعث شدند بیشتر کارشان خراب شود.
حضور @ پنجشنبه 12 آذر 1388 - 13:40:21


با گذر زمان فضا بمرور آماده برای آنچه سالهاست که جایش خالیست باز خواهد شد ومن با نظر شما آزاد غزیز موافقم. در این مسیر نبایستی اجازه دهیم که این روند منحرف شود ولی بعضی مواقع به نقد حرکتهای سیاسی بعضی ها نیاز داریم.
احمد مازادي @ جمعه 13 آذر 1388 - 20:59:59


سلام.آقای شیخ،رسیدن به شهرت،ثروت و... هیچ اشکالی ندارد و هر کسی به اندازه تلاش و پشت کارش به آنها خواهد رسید.واما در ومورد غرض ورزیتان در نقد مذکور باز از خواجه شیراز مثال می آورم:((عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند))بنده هم در این مورد که هیچ کسی در هیچ رشته ای کامل نیست شک ندارم زیرا این رتبه فقط مخصوص پروردگار است وبس وانسان همیشه در جستجوی کمال ،حال بازمیگردیم به نقد شما.بنده از شما میپرسم:چگونه است که مگسک دید شما فقط ضعفهارا نشانه رفته!؟ آیا در آثار استاد شیرازی هیچ نقطه قوتی وجود نداشت که منتقد به آنها هم اشاره نماید!؟آیا مقایسه آثار استاد شیرازی با خوشنویسانی که از نسل دیگری از جامعه خوشنویسان ایران هستند مقایسه ای بجاییست!؟در ابتدای نقد مذکور شما خودرا در جایگاه استاد و جناب شیرازی را در کنار خود به عنوان هنر جو می بینید و شروع به اشکال گیری میکنید که البته این گونه اشکال گیریها، شخص ایراد گیر را موظف میکند تا خود مبادرت به نوشتن صحیح آن حروف وکلمات کند،آیا وجودش را در خود احساس میکنید که قلم کتیبه نویسی بردارید وآن ضعف هایی که به قول حضرتعالی در خط استاد شیرازی می بینید را اصلاح نمایید؟آری جناب شیخ نشستن در پشت رایانه ونوشتن نقدی اینچنین زحمتی ندارد.ازاین روست که بنده نقد شما را نوشته ای از روی غرض ورزی میدانم و جناب استاد زدوار آن را نقد غیر روان میخوانند.شیخ غزیز نقد آثار هنرمندان بزگی همچون استاد امیرخانی،شیرازی،بختیاری،فلسفی و... بسیار خوب است اما کسی که قرار است در این رویارویی قرار گیرد تنها به حکم خوشنویس بودن اگر در این دریا شنا کند سرگذشتی جز غرق شدن نصیبش نخواهد شد اما اگر با نیت غواصی پای به در یا بگذارد آنوقت است که زشتی و زیبایی دریا را می بیند و فرصت بازگو کردن برای دیگران را نیز خواهد داشت.اعتماد به نفس چیز بسیار نیکوییست اما کاذبش کار دست انسان میدهد.البته گاهی اوقات برخی افراد میگویند آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب و شروع به دست و پا زدن میکنند که منجر به فرو رفتنشان میشود.مرا به کلی گویی متهم کرده ای که باید بگویم از تکرار مکررات بی زارم چرا که دیدم جناب زدوار و جناب الوندی قبل از بنده نظراتی داده اند که مصداق ( جانا سخن از زبان ما میگویی ) بود. ترجیح دادم گفته های آنهارا تایید نمایم به نظر شما اشکالی دارد؟ خذا نگهدار.
ح.اكبري @ شنبه 14 آذر 1388 - 20:59:01


سلام.

من باب شركت در بحث چند كلمه مينويسم.
استاد شيرازي از بيست سال پيش استادانه مي نوشت از قلم كتابت
تا كتيبه.كارهاي امروزينش هم تجربه هايي از پشتوانه سي ساله دارد
كه براي نقد من وشما ننگاشته است.
جناب شيخ كبير هم اين نقد را براي مجادله شخصي به راه نينداخته است.تصور من اين است كه اميرخاني كبير را بايد به شايستگي
معرفي نمود .تا شيرازي و بختياري وفلسفي بهتر شناخته ،
معرفي ونقد گردند.اين سه بزرگوار رادر جوار شناخت ومعرفي
استاد اميرخاني فقط قابل تقدير ونقد منصفانه خواهند بود ونه
اساتيد قديم.
به نظر بيمقداري چون من ،استاد اميرخاني عليرغم نداشتن مدارج
آكادميك هنرهاي تجسمي به جهت هوشمندي ،همت و استعداد
خارق العاده دراين وادي همه ظرافت ها واستحكام هنر خوشنويسي
راازابتداي وضع اين هنر در هر حرف و كلمه جمع كرده وباقريحه
ذاتي اش با هنرهاي مدرن آميخته وخود بي نقص اجرا نموده است.
واستاد شيرازي هم هرگز نميخواهد از مرادش عبور كند.
واحدي هم از مريدان خط استاد اميرخاني نه توان ونه سوداي
چنين كاري را در سرندارند.
احمد مازادي @ دوشنبه 16 آذر 1388 - 19:39:19


جناب آقاي اكبري عزيز و گرامي ، كلمات هركدام داراي شخصيت و وزن و وقار مخصوص به خود هستند كه كاربرد بجاي آنان مراتب واژه گان را بالاتر هم خواهد برد و بكارگيري عكس ، واژه را از ريخت مي اندازد.ببخشيد كه كلي و در لفافه عرض كردم اميدوارم متوجه عرض بنده شده باشيد. بنده كمترين مازادي
حضور @ يكشنبه 15 آذر 1388 - 14:20:15


جناب اکبری هر کسی میتواند با توجه به استعدادهای ذاتی خودش مسیرش را بیابد این اشکالی ندارد و این عبور از مراد و .. نیست. ولی عنایت داشته باشید هیچیک از کسانی که نام بردید در مسیر استادشان ادامه ندادند. نه میگویم بد است و نه خوب ئ قضاوت نمیکنم. میتواند یک امر طبیعی باشد ولی نکته حائز اهمیت آنست که بسیاری از دیگر شاگردان استاد امیر خانی هستند که نه تنها از این سه نفر کمتر نیستند بلکه به جرات میتوان گفت جلوتر هم هستند، بدلایل بسیار. اما اینکه کسی از آنها حرفی بمیان نمیاورد جای سوال است . نقدی بر خوشنویسان با حاشیه و بدون حاشیه بنویسید ممنون میشوم.
بهداد @ دوشنبه 16 آذر 1388 - 01:23:10


جناب یوسفی سپاس . چند روز پیش که نوشته شما را مطاله نمودم مراتب تشکر خود رااعلام داشتم اما گویا از سر سهو حذف گردیده باشد . مطلب بسیار راهگشا و مفید به فایده است . درود بر شما
بي طرف @ دوشنبه 16 آذر 1388 - 19:17:05


زنده باد شيخ
بهداد @ سه شنبه 17 آذر 1388 - 01:15:16


دوست عزیز جناب بیطرف این قسمت مربوط به نقد و بررسی آثارهنری یکی از خوشنویسان است . برای شعارهای زنده باد و مرده باد از فضای دیگری بجز پایگاه اطلاع رسانی خوشنویسی ایران استفاده نمائید ( ترجیحا وبلاگ خود نویسنده ) . بطور قطع و یقین سیاست مدیران محترم سایت نیز فراهم آوردن یک فضای نقدو بررسی کارشناسانه است .
جاوید @ چهارشنبه 18 آذر 1388 - 08:55:07


سلام جناب شیخ :
نقد آثار خوشنویسی نکته ای است که سالهاست از جامعه ما رخت بربسته و در طول این سالها نقدمنصفانه کمتر دیده شده است بنده افتخار شاگردی استاد شیرازی را داشته ام مطمئن هستم هیچ کدام از شاگردان ایشان در مقابل نقد منصفانه خط استاد ناراحت نمی شوند. اگر موضع گیری عزیزان جناب زدوار . جناب مازادی و... را می بینید باید تاملی در افکار خودتان انجام دهیدمتاسفانه مدتی قبل در پستی خط استاد شیرازی را باخط خودتان مقایسه کرده بودیدوامروز شروع به نوشتن نقدغیر منصفانه بر خط استاد شیرازی .
جناب شیخ تصور بنده این است که متاسفانه جنابعالی خودتان را خیلی خیلی بزرگتر از آن چیزی که هستید می پندارید. جناب شیخ متاسفانه در کلمه کلمه نقدشما غرض ورزی موج می زند .

نظرات غیر فعال هستند

ایستگاه هنر



از دوستانی که دارای وبلاگ هستند درخواست می شود با قراردادن کد بنر در بخش تنظیمات وبلاگ خود ما را در معرفی ایستگاه هنر یاری نمایند. برای دریافت کد بنر اینجا کلیک کنید.

اخبار در سال 1389

شید سچپج
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031 
 
Powered By Persian E107 BY Iranscripts.Com | Sponsor : MehrHost.Com