رضا شیخ محمدی
استاد (کرم)علی شیرازی هنر خوشنویسی را در محضر زندهیاد معین اصفهانی آغازید. ولی در ادامهء پویش در مسیر پرسنگلاخ نستعلیق، در مکتبخانهء استاد غلامحسین امیرخانی - کالیگرافری وافر از ذوق و نبوغ - زانوی تلمّذ بر زمین زد و در شعاع شخصیّت هنری امیرخانی و با الهام از عجایب دنیای هنری او در آمیزش با توان خویش، قلّههای ترقّی را درنوردید.
امّا رشکانگیزی و وسوسهگری صافنگاشتههای بجامانده از بزرگان خطّهء خط: حضرت میرعماد، میرزا غلامرضا، میرزا کاظم و میرحسین خوشنویسباشی، و نیز درشتنویسی و راحتنویسی با قلم پارویی - که پیشتر جواد بختیاری در آن مسیر گام نهاد و دلبریهای بدوی کرده بود - دل حضرت شیرازی را برد و او را وارد میدانی خطیر و پرمخاطره کرد که هرگونه اشتباه در آن، موجب بروز ضایعاتی در هنر هنرمند خوشنویس میشد. به قول جناب موحّد: «مراتب بالای هنر، غیور است.» حالا نکته اینجاست که خطوط قدما هم غیرتورز است. هم از این رو هرگونه تلقّی ناصواب از شیوهء قدما، خوشنویس را از اصالت دور میکند و منزلت او را حتی از یک مقلّد شیوهء معاصر پایینتر میآورد.
حال باید بررسی کرد که آیا خروج شیرازی از ریل و مدار امیرخانی و روکردن به شیوهء متقدّمین و صافنگاریهای ایشان که در بدو امر، نویدبخش جلوه کرد، به نتیجهء خوبی منتج شد؟
برای مطالعه متن کامل نقد و بررسی به وبلاگ رضا شیخ محمدی مراجعه فرمایید
يكشنبه 8 آذر 1388 - 13:46:18





