بزرگ کردن کوچک کردن اندازه اولیه

فراخوان


خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

پیامک


ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


فاتح عزت پور


ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم              از  بد  حادثه  اینجا به  پناه آمده ایم
      رهرو  منزل  عشقیم  و ز سر  حد  عدم              تا به اقلیم وجود اینهمه راه آمده ایم

سلامی گرم و از صمیم قلب به رهروان حریم عشق و به هنرمندان خوشنویس

میخواهم از سر ارادت و دلسوزی درد دلی دوستانه  و گپی ساده  را با سروران و عزیزان داشته باشم
سال 1358 بود که برای اولین  بار به انجمن خوشنویسان ایران مراجعه کردم ( خیابان خارک – شماره 59 ) به طبقه سوم رفتم راهروی که حسین آقا ( قره ولی لو ) اسباب خوشنویسی می فروخت و اتاقی نسبتا بزرگ در کنار آن و چهار چهره نورانی . میز اول استاد امیر خانی . میز وسطی اتاق استاد خروش در حال نوشتن و کتابت و دومیز انتهایی استاد ساعتچی و استاد حسینی پور نشسته بودند . از حسین آقا برای ثبت نام پرسیدم گفت داخل اتاق شوم و نهایتا استاد حسینی پور مرا در کلاس استاد اخوین ثبت نام نمود .
دوران دانشجویی بود و فقر مالی در تهران و مشکل شهریه انجمن که با روی گشاده و باز استاد امیر خانی شهریه صد تومان را پرداخت کردم ( هنوز برای یادگاری آن فیش را نگه داشته ام ) .
خدای من چه خوشحالی و چه شوری پس از ثبت نام پیدا کردم گمشده آرزوهایم و به عبارتی  مدرسه عشقی را که در ذهنم سالها میگردید را یافتم همانجایی بود که آرزوی پا نهادن در آن را در سرم همیشه می پروراندم . با حداقل امکانات زندگی را در کنار اسباب خط گذراندن و اینک در جوار استادان بزرگی چون استاد اخوین و استاد کابلی و دیگر اساتید که آوازه شهرتشان را در محافل هنری می شنیدم اینک سعادت شرفیابی در محضر این بزرگان نصیبم شده خدایا شکرت . چه عشقی و چه شوری !
 خدای من اینک از این واقعه چه زود 31 سال گذشت ! خدایا چه زود عمر میگذرد ! واقعا که خوب گفته اند که این دنیا مهمانسرایی بیش نیست و مدتی مهمانیم و باید سرانجام رخت سفر بربندیم . خدایا شکرت برای هر آنچه که به ما داده ای و هر آنچه را که به حکمت نداده ای .
در طول دوران هنر جویی که اینک نیز این دوران شیرین را سپری میکنم در فضای انجمن و روابط و صمیمیت های استادان تربیت شدم گذشت و ایثار و فداکاری را آموختم . بزرگ منشی و بزرگواری ها رادیدم روابط صمیمی استادان و یکدلی را به عینه دیدم و بهره ها بردم . غیبت های مثبت و میمون استادان را که در پشت سرهمدیگر بیان مینمودند را می شنیدم که چه خوب از همدیگر و از کمالات و خصوصیات حسنه متقابل خود سخن می گفتند و صحبت از یکدلی و صفا و صمیمیت ها موج میزد به انجمن رفتم خط را بیاموزم اما پس از مدتی که گذشت فهمیدم از هنر خط فراتر رفته و بسیار والاتر از آن درس زندگی . عشق . معرفت . جوانمردی  . یکرنگی و خلوص را نیز فرا گرفتم .
خدایا اینجا دیگه کجاست  که مرا هدایت کردی ؟ علی ایحال هرچه می گذشت تعلق خاطر به انجمن بیشتر شد و به مثابه عشق انسان به خانواده پدری به محفل انجمن نیز این عشق را داشته و چون خانواده دلسوز دوم خودم را احساس میکردم .
راستی امروز ما را چه شده است ؟ امروز استادان را چه شده است ؟ درسی که این بزرگان والامقام به ما دادندچه شد ؟ راستی . . . ما را چه رسیده است ؟
کجاست آن صمیمیت و روابط پاک عاطفی و هنری ؟ آیا دو باره زمانی  را تجربه خواهم کرد که در محضر استاد خروش و در فضایی صمیمی به ساختن مرکب با دوده روغن کرچک پرداخته و در کنار سایر هنر مندان باشم ؟ آیا زمانی را مجددا تجربه خواهم کرد که جلسات دوره ای تمامی استادان را در آن سالها که در کنار هم با خلوص و پاکی دل می نشستم را نظاره گر باشم ؟ وای بر ما ! وا ی !
یک شب آتش  در نیستانی  فتاد       سوخت چون اشکی که برجانی فتاد
شعله تا سرگرم کار خویش شد       هر   نئی   شمع   مزار  خویش  شد
با کمال احترام به محضر استادانم استاد اخوین و استاد کابلی و با احترام به سایر استادان انجمن و با ادای احترام به همگی عاشقان این وادی این هنر جوی حقیر خود را باور نمائید . باور کنید دیروز استادان بزرگ میرخانی ها و کاوه ها و منظوری ها و . . . و امروز استاد نجومی و استاد  معین و استاد مهدیزاده و . . . و فردا نیز ما این دیار فانی را بدرود می گوییم اجازه ندهیم که پس از رفتنمان غیر از صفای دل و عشق و پاکی و غیر از کمالات معنوی در نزد جامعه مطلب دیگری بر زبانها جاری گردد بگذاریم نام پاک میر خانی ها و خاطرات شیرین قبل و بعد از این بزرگان نیز شامل حالمان گردد و جز خاطراتی از صفا و یکدلی و گذشت را از خود بجا نگذاریم . کمی بخود آییم و به درسهایی که به این هنرجویان داده ایم خود نیز در عرصه عمل به اثبات برسانیم .

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز       کان سوخته را جان شد و آواز نیامد                                                    



  جمعه 6 آذر 1388 - 11:45:57

نظرات

ح.اكبري @ جمعه 6 آذر 1388 - 14:59:51

سلام برفاتح عزت پور ،كرد آريايي پاك سرشت نازنين
باحديث نفس وخاطراتي كه نوشتي مراهم بردي به همان حال وهوا
البته دو سال بعدش ، همانگونه كه تصوير كردي برقرار بود.
آن فضاي باصفا را درك كردم ،تا در سال 64 در جوارت معلمي را در
موزه رضاعباسي به تمرين نشستم.تمام اين سالها رابا غم وشادي
تمرين بي استاد مديريت بزرگان خوشنويسي را شاهد بودم.
البته من هرگز نظاره گر بي تفاوتي نبودم.همواره منتقد عملكرد
اجرايي انجمن هم بوده ام.ورا هكار هايي هم با درك ناقصم
ارايه ميكردم.اكنون نيز بر اين باورم كه تنها درد دل من وشما
كارساز نمي افتد.همگي بايد صميمانه ياور هم باشيم.وبه
بزرگانمان مدد برسانيم .كه راهكاري براي تشكيلات انجمن پيداكنند
تا از اين سردرگمي رهايي يابيم.

مهربان @ سه شنبه 10 آذر 1388 - 01:16:02

هنوز هم همدلي وجود دارد
هنوز هم ما با يک قلم الف را مي نويسيم

درود بر اساتيد عزيز و ارحمند

هنوز با سياه سفيد مي نويسيم
زدوار @ جمعه 6 آذر 1388 - 21:26:17

روزوصل دوستدارن ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد
به اميد آن روز.
زدوار @ جمعه 6 آذر 1388 - 21:27:32

روزوصل دوستداران ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد
به اميد آن روز.
حضور @ شنبه 7 آذر 1388 - 01:18:37

اولین شرط برای رسیدن به نتیجه در کار جمعی آنست که مزورین و ریا کاران را با هوشیاری و درایت بشناسیم و کسانی که همیشه دنبال اغتشاش و آشوب و کلک هستند را از این مجموعه ی شریف دور کنیم. نه اینکه با نشان دادن تعصب و تقلید کورکورانه همه چیز را برای افراد سود جو مهیا کنیم. باید در پی باز کردن حقایق باشیم و بدانیم کسانی که خودشان برای خودشان دل نمیسوزانند و از راستی و پاکی هنرجویانشان همیشه سو استفاده کرده اند چرا باید برایشان دلسوزی کرد؟
برای آنکه حقیقت ذبح نشود باید واقع بین بود. یک سوال بعد از این همه سال حدود بیست سال وضعیت فعلی انجمن ناشی از چه چیز میباشد؟ اساتید که غیر از استاد امیرخانی دیدند وضع مناسبی نیست و لز انجمن رفتند . این آش دست پخت کیست یا معلول چه اتفاقاتی است و چگونه میتوانیم حلش کنیم. و اگر عامل یا عاملان این وضعیت یک مشکل ذاتی و باطنی داشته باشند تا کی باید نظاره گر باشیم؟
ضمنا آقای اکبری عزیز شما همیشه به مدیریت های اجرائی ایراداتی داشته اید ، درست اما ایراد اصلی را نگفته اید اما آقای سعید شیرزاد مدیریت قبلی انجمن چرا رفت؟ در انجمن افرادی همیشه مدیر را مجبور به حرف شنوی از خودشان میکردند و با برنامه همیشه یک نفر را به عنوان محور اصلی پشتیبانی میکردند که فلانی اگر نباشد دیگر انجمن درش بسته میشودو چه و چه...اینها را چطور تفسیر میکنید. البته اگر محافظه کاری در بین نباشد.
چلیپا @ شنبه 7 آذر 1388 - 05:52:56

جناب hozoor ...
گوشمان از واژگانی چون " اغتشاش " و ... پر است . تاکید شما بر این واژه چه مفهومی دارد ؟ اغتشاش و آشوب در خط ها و افکار برخی است که سعی میکنند ضعف خط و شخصیت خود را با هر روشی پنهان کنند . نکند وجود اساتید بزرگ امیرخانی و خروش در خاطرات آقای عزت پور هم برای برخی سنگین و غیر قابل تحمل است ؟
شما در تریبون آزاد هم گفتی بگذارید حرف ها زده شود .
این ها حرف نیست آقا ... توهین است . توهین توهین توهین .
انتظار دارید شاگردان و دوستاداران ایشان نیز مانند استاد سکوت کنند ؟ خواب باطل دیده اید .
بهتر است آقایان ایکس و ... که به اصطلاح اینقدر برای اسلام و قرآن دل میسوزانند و ایمان و کفر سنج اساتید شده اند کمی به فکر آخرت خویش باشند . شما خود بهتر میدانید واقعیت چیست .
هر چه بد خط تر بی ادب تر و پست تر .
وقاهت هم حدی دارد . شما اگر نسبت به اساتید خود حساسیت به خرج نمیدهید فکر نکنید دیگر شاگردان هم بی قید و بی غیرت و بی تفاوت نسبت به اساتید بزرگشان که سالها مشق خط و عشق نزدشان آموختند هستند . شخصی آمده و خاطره ای بیان کرده و افسوس خورده که ای کاش آن صفا و صمیمیت قدیم هنوز می بود . آنوقت شما همین را هم تاب نمی آورید ؟
شما را چه شده ؟ در آزمون چه مرحله ای مردود شده اید ؟
مقدماتی ؟ متوسط ؟ خوش ؟ عالی ؟ ممتاز ؟ فوق ممتاز ؟
مدرسی انجمن ؟ .... ؟
یا شاید با نبودن یا رفتن برخی چیزی به شما می ماسد که اینگونه از بی ادبی و دون مایگی ی برخی طرفداری میکنید ؟
زرق و برق کدام میز ؟ کدام جاه و مقام و شهرت کورتان کرده ؟
جالب است این همه توهین میکنند و میگوئید اعتراض کردن یاد بگیریم ... شما اعتراض کردن یادگرفتید ما هم آموختیم . دست شما درد نکند . خدا قوت .
آخر این اعتراض شما و امثال شما چیست ؟
اینها " حسد ورزی " است . نه " اعتراض " .
استاد امیرخانی و خروش و ... همه کافر و بت پرست و لا مذهب و ... شما این را میخواهید ؟ هر چه باشند بهتر و صد البته و هزاران هزار بهتر و بیشتر و زیبا تر از آنانی که ادعای دین و خدا و پیغمبر (ص) میکنند خوش مینویسند .
آنانی که برای ما دم از خدا و پیغمبر (ص) میزنند دروغ هم زیاد میگویند .آنانی که به یک شبه یادشان آمد که همه را امر به معروف کنند سالها چاپلوسی همین اساتید را میکردند . آنانی که نام مقدسات را بهمین راحتی در هر جایی می آورند و قسم ها میخورند در ظاهر مومن و در باطن شیطان صفت اند در پی آبرو ریزی اند . بنده نیز هم کیش و مرام استاد امیرخانی و دیگر کفار در پندار شما هستم . لطف فرموده شما که مسلمانید و ادعای تان سر بر هفت آسمان زده با حسن خلق و ادب و عمل صالح خویش ... ما و دیگر گمراهان این مجلس را راهنمایی و دعوت کنید . آخر این اعتراض به چیست ؟ از جانب کیست ؟
جالب است .
برای خود کلیسای مقدسی براه انداخته و تفتیش عقاید میکنید .
حضور @ شنبه 7 آذر 1388 - 13:28:29

جناب چلیپا سلام چرا اینقدر عصبانی هستید . من از حرفهای آقای عزت پور نه تنها ناراحت نشدم بلکه بسیار حرفهایشان را پسندیدم. شما لطف کنید و به حرفهای من کمی فکر کنیدو پیش داوری را کنار بگذارید . اگر در زیر نامه ی آقای عزت پور این مطالب را نوشتم صرفا به این دلیل بود که در آنجا امکان نوشتن مطلب طولانی وجود نداشت. قبلا هم گفتم روشهایمان فرق میکند . من خواهان نتیجه ی کار ساز هستم و هیچکدام از مسائلی که در مورد من حدث زدید درست نیست و مطالب فوق کاملا مردود است، این یک نمونه اش. منظور من از اغتشاشات همین انحراف دراثر پیش داوریهاو قضاوتهاست که از حقیقت دورمان میکند شما چرا ناراحت شدید و بخود گرفتید..اگر کسی واقعا خواهان حل مشکلات انجمن است باید کار را ریشه ای دنبال کند.اگر با آقای عاملی برخورد درست میشد کسی با نام مخفی ایکس این کامنت رو نمیگذاشت . ببینید این یک ضعفه. من میخواهم همین روشن شود ولی باید حرفشان را بزنند و همه بشنوند،که معلوم شود حسد است یا غرض یا کینه یا خصومت شخصی شاید هم حقیقت.(نه که بیرون از سایت کسی هیچی نمیگه؟ادب در اینجا معنی معکوسی پیدا کرده. باید روبرو تعظیم کنی و به به و پشت سر هر چی دلت خواست بگی.) اصلا از سایت بیائیم بیرون .شما بروید و پای صحبت تک تک اساتید بنشینید و بینید که آنهاچه میگویند.اینکه در جمع نمیگویند دلیل بر چیست ؟ همه چیز را در دلشان میریزند . چون ما گوش نمیکنیم .اسم این کار ر ا غیرت و تعصب نگذارید این دقیقا کاریست که ما را به بیراهه کشانده. شما فکر میکنید این حرفها تمام میشود؟. اگر احساساتمان را کنترل نکنیم ،نه هیچوقت تمام نمیشود. من هم خواهان رفاقت هستم مخصوصا بین اساتید .من هم با تفتیش عقاید مخالفم ولی معتقدم از شرایط باید بخوبی استفاده کرد.قبول کنید که آقای عاملی را از دست دادیم .همانطور که گفتم باید میکشیدیمش وسط گود.باید سوال میکردیم و او پاسخ میداد همینطور در مورد نامه آقای ساعتچی و حسین زاده که مسائل باز شود.متاسفانه کامنت ها یا اه اهه یا به به و صحیح است.مشکلات انجمن از جائی شروع شد که حقایق پیچانده شدند . کسی به حرفها گوش نداد و بنابر این مسائل و اختلافات حل نشد و هنگامی که بر سر میز جهت حل مسائل نشستند با یار کشی و محاسبات ،جهت بدست گرفتن اکثریت وارد شدند و میدانستند که برای پیشبرد کار به سیاست و رای نیاز است نه توافق و صداقت.و این روش همچنان در انجمن ادامه دارد.به همین دلیل است افرادی که سری به تن دارند وارد گود نمیشوند. خوب فکر کنید اصلا چرا این مسائل در انجمن بوجود آمده؟ یا تقصیر این استاده یا نقطه مقابلش یا هر دو یا هر سه جناح اشتباهاتی کرده اند و این غیر قابل انکار است.. حالا هر کدام از طرفین حقیقت را بگوید یک طرف فریاد یا حسینا سر بزند که چرا حرف زدی؟ من میگویم با سوال و جدی گرفتن نامه ها و کامنتها اولا نگذاریم دیگر بار تکرار شود چون نویسندگان خواهند فهمید که با اعضای روشن و هوشیاری روبرو هستند و ثانیا حقایق از دروغها متمایز و روشن میشود و ثالثا میتوانیم با به بحث گذاشتن مجددحقایق مشخص شده به نتایج کارسازی برسیم. خلاصه کلام اینکه همه باید بپذیرند که همه ی تقصیر ها گردن یکی نیست و هیچکس هم معصوم نیست و هر کس بنوبه خود باید به اشتباهاتش پی ببرد.ما باید این فضا را بوجود بیاوریم.اینطوری که پیش میرویم منتظر شکوفا شدن راه درست و حقایق نباشید و همچون سالهای گذشته ناظر مشکلات، توهین ها و تمسخر جامعه ی خوشنویسی از سوی دیگران باشیم.
چلیپا @ شنبه 7 آذر 1388 - 16:38:47

ماخوشبختانه شناخت زیادی نسبت به ایشان نداشته و در دست ما هم نبودند که بخواهیم از دستشان بدهیم یا نگه شان بداریم . در این مدتی هم که جنجال آفرینی فرمودند تا حدودی شناخت پیدا کرده ایم که در همین حد کافی بود و شیفته ی سلوک ملکوتی شان شدیم مارا بس . شما هم اگر میخواهید بیشتر کسب فیض کنید به وبلاگ شان سر بزنید . سرشار از نکات آموزنده هست .
لطف میکنید پیچش حقایق انجمن را برای حقیر بشکافید ؟
آقایان که هر چه میخواهند میگویند . میشود برای بنده بگوئید چه چیزهای دیگری هست که ممکن است نگفته باشند ؟
شما در تریبون آزاد دعوت کردید که حساس نباشیم تا هر چه خواستند بگویند و در بالا پیشنهاد کردید با سوال و جدی گرفتن نامه ها و کامنتها اولا نگذاریم دیگر بار تکرار شود و ...
به هر حال تکلیف چیست ؟
شکایت ها از گروه ارزش یابی است ؟ از عدم ارسال مدارک استادی است ؟ از مردودی فوق ممتاز و ممتازی است ؟
یا بر سر مدیریت و پست و مقام است ؟
آقایان نمیبینند اساتیدی را که هیچ مسئولیتی در انجمن ندارند ولی درآمد شان از نمایشگاه ها و کلاسها و ...بسیار بیشتر از مسئولین انجمن هست ؟ ( خدا را شکر بیشتر نصیبشان شود )
یااینکه انتظار دارند دیگران هم مانند ایشان وضو بگیرند و پشت سرشان نماز بخوانند ؟ این است تقوی ؟ این است تجلی درختی که هر چه پربار تر شود سربزیر تر میشود ؟


چلیپا @ شنبه 7 آذر 1388 - 16:47:24

تاریخ و وجدان های بیدار هستند که در طول تاریخ قضاوت اصلی را خواهند کرد و ماندگاری و ناپایداری اشخاص بسته به نیات و اعمالشان دارد .
مهربان @ سه شنبه 10 آذر 1388 - 01:11:07

احسنت بر شما
حضور @ شنبه 7 آذر 1388 - 19:03:45

جناب چلیپا همانطور که گفتم روی حرفها فکر نمیکنید و سریع نتیجه گیری میکنید . منظور اینجانب موقعیتی بود که آقای عاملی ناخواسته بوجود آورده بود .اگر خوب مسئله به بحث گذاشته میشد متوجه می شدید که پشت این مطلب چه کسانی هستند. و دلیل آنکه آقای عاملی سال گذشته در اختتامیه نمایشگاه آثار بزرگان نستعلیق آنگونه تمجید از استاد امیرخانی میکرد وایشان را به عرش کبریائی برد و حال اینگونه میگوید روشن میشد . مسائلی که در انجمن با آن مواجه هستید همگی معلول است نه علت .پیچیدگی ها در همین است که زود اعضا درگیر مسائلی میشوند و اسباب رسیدن به مقاصد دیگران. در مورد حساسیت هم منظورم احساساتی برخورد کردن است نه آنکه عکس العملی نشان ندهیم. من حرفم سر نوع عکس العمل است. احساساتمتن را کنترل کنیم و ریشه ی جریانات را با بحث بشکافیم .تا بحال که اینگونه نبوده انشاالله در آینده بشود.پیچش مسائل انجمن هم اگر با حوصله و تامل باشید بمرور برایتان باز خواهد شد.با برخورد صحیح و منتقدانه اگر کسی نامه ای بدهد منوجه میشود که اعضا با درایت و هوشیار هستند و خود بخود دیگر نامه ها و رفتار های نا مناسب نخواهند کرد چون متوجه میشوند که گیر پاسخگوئی می افتند و آبروی خودشان میرود .فکر میکنم به اندازه کافی توضیح دادم.
حضور @ شنبه 7 آذر 1388 - 19:07:47

من در مورد حرفهای آقای ساعتچی و حسین زاده هم همین موضعگیری را مطرح کردم و شما باید متوجه کلی بودن حرفهایم میشدید. فقط روی آقای عاملی گیر نکنید بحث من کلی است.
آرنگ @ شنبه 7 آذر 1388 - 20:15:50

آقاي چليپا سلام.
در اكثر نوشته‌هايتان ، شما همچنان روي سخنتان به سمت من است.
از شما تقاضا كردم كه اگر در مورد من مطلبي مي‌نويسيد و يا اشاره مي‌كنيد ؛ يا جايي بنويسيد كه ربط داشته باشد و بشود پاسخ گفت يا به خودم مستقيم بنويسيد تا پاسخگو باشم.
به همه دوستان عرض مي‌كنم اگر پاسخ نامه‌اي كه خطاب به من نوشته‌ شد را ندادم دليل بر اين نيست كه پاسخي ندارم. من فقط نخواستم به واسطه من كسي پاسخي به نويسنده نامه دهد ؛ اگر نه هر كس دوست دارد بحث كند با خودم مرتبط شود و بگويد و بشنود.
بنده همچنان بر سر موضع خود بوده و هستم.
آقايان هم اكنون به هر طريق ممكن شاگردان خود را در انجمن مي‌چپانند تا تدريس كنند و جوري كه بر آنان رفته را جبران نمايند. البته به هر قيمتي!
و تني چند ازين مدرسان آثارشان را براي اخذ استادي فرستاده‌اند كه انشالله آنان هم به خيل عظيم استادان خواهند پيوست.
خود ايشان اينطور ابراز داشته‌اند كه استادشان گفته كه آنها بسيار بالاتر از اينند كه در آزمون مدرسي شركت كنند و شايد هم در لفاف اشاره كرده‌اند كه استاد هستند.
==========
جناب چليپا
من مانند حضرتعالي نسبت به هيچكدام از طرفين حساسيت و تعصب نداشته و ندارم. من آنچه را ديدم گفتم. حال هر كه دوست دارد گمان كند كه من به خاطر تعلق خاطر به گروهي اين حرف‌ها را زدم و يا اينكه به خاطر از دست دادن منصبي بي افتخار.
احتمال ميدهم تفاوت‌هاي ميان ما از آنجاست كه محيطي كه من در آن هستم با محيطي كه شما در آنيد متفاوت است. اگر شما هم از كانون اتفاق‌ها دور مي‌بوديد شايد نظرتان متفاوت مي‌بود.
من از هيچيك از آقايان مشقي نگرفته‌ام كه مديونشان باشم. و ذهنيات من از ايشان به اندازه اعمالي است كه از ايشان حادث مي‌شود.
البته در مورد بعضي از ايشان كه شخصا به حضورشان رسيده‌ام بايستي عرض كنم كه خيلي از چيزي كه از ايشان در ذهن داشتم دورتر بودند. نه به واسطه قوت در نوشتن بلكه به لحاظ دامنه اطلاعات ايشان.
پاسخ ايشان به سوالاتي كه از آنها پرسيده شد كاملا عاميانه و ... بود.
از آنجايي كه ما ايرانيان اسطوره سازيم لذا از اين بندگان خدا براي خود چيزي ساختيم كه خيلي با حقيقت فرق مي‌كند.
ايراد از آنان نيست. آنان هماني هستند كه بايد باشند. متاسفانه با تعاريف نابجا و البته جانبداريهاي نابجاتر از ايشان، چيزي در ذهن ديگران چون من ساخته شده است كه اساس اظهار نظر در مورد آنان با تكيه بر همان تعاريف است. آنقدر گفته‌اند حضرت ، نوراني ، عارف ، سالك و ... كه ما به همه آناني كه قلم در دست دارند به اين ديده مي‌نگريم.
ما بايد تعريفمان و انتظارمان از استادان خوشنويسي را تغيير دهيم. گويا امثال من از ايشان چيزي انتظار دارند كه بيشتر به افسانه و رويا شبيه است. و از اين بابت كه چيزي بيشتر از توان ايشان از آنان مطالبه كردم بايد از آنان عذرخواه باشم و البته از هنرجويان متعصب ايشان.
من تازه متوجه شده‌ام كه فرق ميان حقيقت جاري و مطالبي كه در رسالات خوشنويسي درج شده است از عرش است تا فرش.
بايد اذعان كنم كه در يك مورد دچار اشتباه شده‌ام و آن انتظاري بود كه به واسطه تعاريف ديگران از اين آقايان داشتم. از يك خوشنويس فقط بايد خوشنويسي انتظار داشت نه مراتب اخلاق. يك استاد خوشنويسي فقط يك استاد خوشنويسي است نه اسطوره اخلاق ، دين و عرفان.
البته بعضي هم ميتوانند شامل همه اينها باشند كه بايد در موردشان تحقيق كرد.
========
بنده از نوشته‌هاي آقاي عزت‌پور اينچنين برداشتي دارم كه هر آنچه ايشان در گذشته ديده‌اند و در بالا مرقوم كردند به واسطه خوبي سرشت خودشان بوده است. چون خودشان خوبند پس خوب ديده‌اند.
من كه در اين 10 الي 15 سالي كه با انجمن آشنا شده‌ام جز كينه و كينه‌توزي چيزي نديدم.

چلیپا @ يكشنبه 8 آذر 1388 - 02:59:42

جناب الوندی با عرض سلام خدمت شما .
نه عزیز طرف صحبت شما نیستید . ایکسی آمد و حرفی زد که صحبت ها پیرامون ایشان بود . از طریق ایمیل با شما در ارتباط خواهم بود .

شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

ایستگاه هنر



از دوستانی که دارای وبلاگ هستند درخواست می شود با قراردادن کد بنر در بخش تنظیمات وبلاگ خود ما را در معرفی ایستگاه هنر یاری نمایند. برای دریافت کد بنر اینجا کلیک کنید.

اخبار در سال 1389

شید سچپج
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031 
 
Powered By Persian E107 BY Iranscripts.Com | Sponsor : MehrHost.Com