افشين ذاكري
به نام آنكه هنر را آفريد
ما بر آريم و شبي دست به دعائي بكنيم غم هجران ترا چاره به جائي بكنيم ( بياد استاد مهديزاده )
با سلام و درود و با عرض تسليت به مناسبت در گذشت دوست و يار ديرينه جناب استاد مصطفي مهديزاده ( كه رحمت و درود خداوند بر او باد )
اينجانب در انديشه ام كه با اين همه بي احترامي ها ، لشكر كشي ها، و حق و نا حق كردن ها توسط دفتر مركزي همچنان نشسته ايم و منتظريم كه ديگري حقمان را بستاند و ... . عزيزان مگر نه اينكه نامه عزل اين
آقا توسط شوراي عالي تصويب گرديده و قانونا آقاي ملكي پور هيچ سمتي در انجمن ندارد . وانساني كه مسئوليتي ندارد ، دل سوز هم نميتواند باشد.منتظر چه هستيد؟ چقدر صبر ؟ چقدر حوصله ؟ چقدر نامه نگاري به همديگر؟پس نتيجه گيري چه ميشود؟چقدر بايد سرمان را پائين نگاه داريم و گوشهايمان شاهد شنيدن فحاشي ها و تهمتها باشد؟چرا نشسته ايم و يكديگر را مينگريم؟ديروز شعبه را از ما گرفتند و فردا قلم و مركب هايمان را .چه اتفاقي قرار است بيفتد كه اين باند آفت درخت تنومند انجمن از ميان برود ؟آيا حق ما اين است؟ والله كه نام اين سكوت را مظلوميت نميتوان گذاشت .حضرت علي (ع) ميفرمايند:من از مظلوم بيشتر متنفرم تا ظالم.
براستي با خود انديشيده ايد كه جواب گذشتگاني كه زماني انجمن را سالم بدست ما سپردند و الآن نظاره گر ويران شدن آن هستند، چيست؟ احسنت بر شما ، احسنت .اين آقايان انجمن را ارث پدري خود دانسته و هر كاري ( بر خلاف قانون ) و به هر نحوي كه دوست دارند آن را اداره ميكنند. و اين مكان مقدس را تبديل به يك تجارتخانه كرده اند .جناب مرحوم مهديزاده از سرتقصير اينان دق كرد و رفت . البته نا گفته نماند كه اين شياطين براي تحكيم موقعيت و براي رسيدن به اهداف خود يك شهيد ميخواستند كه بدان رسيدند. پس آنان هر كاري را كه صلاح بدانند انجام خواهند داد . ولي با كمال تعجب باز هم نشسته ايم و منتظر يك ناجي هستيم. تا دستي ز غيب برون آيد و كاري بكند. احسنت بر شما بزرگان و پيشكسوتان . احسنت. از هر كس سؤال ميكنيم چه كنيم ؟ پاسخ ميدهد كه آقاي فلاني عضو شورا گفته است كه تحمل كنيد . يك كارهایي دارد اتفاق مي افتد.
بچه بايد برسد و سپس بدنيا بيايد. از خود نمي پرسيم كه اگر اين بچه دير بدنيا بيايد قطعا خفه خواهد شد !ضمنا در هنگام خطر بچه توسط جراحي ديده به جهان ميگشايد . اين جنين كي ميرسد خدا ميداند!بنده اول به عنوان يك خوشنويس و عضو و بعد در وظايف يك بازرس كه خود را مسئول ، اعلام ميكنم كه عزيزان صبر ديگر بس است و خطر فروپاشي انجمن نزديك است . دوستان اين آقاي ملكي پور بي قانوني را پيش گرفته و هيچ مقامي جلوي او را نميگيرد.چقدر خلاف؟ چقدر بي حرمتي و چقدر بي چشم و روئي ؟ يا رب روا مدار گدا معتبر شود گر معتبر شود زخدا بيخبر شود. اين از خدا بي خبر در مجمع آينده چنان سيلي به صورتمان خواهد زد كه سرمان را بالا نميتوانيم بگيريم. و همان كاري را كه با مهديزاده مظلوم كردند اين دفعه با يكايك ما خواهند كرد . شما را به خدا بس است .بياييد خار سمي را از پاهايمان بيرون بكشيم و دست بر دست يكديگر آنها را بيرون كنيم . اينان با ده ها نوع سلاح به طرف ما نشانه رفته اند و قصد ريشه كني ما را دارند . و از هر كاري براي نابودي اين درخت تنومند و اين جايگاه مقدس دريغ نميورزند . خدا گواه است كه اينان دشمن قسم خورده ما هستند . احسنت بر شما بزرگان و پيشكسوتان كه نشسته ايد حتي يك نفر از شما عزيزان راضي نيست كه رهبريت اين جهاد اكبر را قبول نمايد. واقعا كه احسنت . اينان بيش از آنكه مي انديشيد درنده اند . در نهايت از شما سروران ميخواهم كه بنده را عفو نموده ، زيرا حسب وظيفه قانوني لازم دانستم قبل از اينكه موضوع در درونم تبديل به يك غده سرطاني گردد با شما عزيزان در ميان بگذارم . و فردا در مجمع در مقابل كساني كه به من راي داده اند ، سر افكنده نباشم.
عزيزانم تقاضا دارم كه با يد واحده ، ريشه اين آفتها را بكنيم . ديگر تعلل جايز نيست. از حيثيت و آبروي همديگر پاسداري نمائيم. ارادتمند همه شما عزيزان .
رونوشت:
كليه خوشنويسان ايران اسلامي
وزارت محترم ارشاد
چهارشنبه 4 آذر 1388 - 16:47:41





